خانه اسم پسر فارسی صفحهی ۹ اسم فارسی بر اساس حرف اول
(احتمالی) از «امین» (امانتدار) و «پارسا» (پرهیزگار). معنی «امین»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امین» و «سالار» (سرور). معنی «امین»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) اندریمان در شاهنامه از پهلوانان تورانی و برادر پیران ویسه است
پسرانه / فارسی
نام یکی از سرداران خسروپرویز
پسرانه / فارسی
نام یکی از سرداران خسروپرویز
پسرانه / فارسی
بیمرگ و جاویدان
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «انوش» و «زاد»
پسرانه / فارسی
«دارای روان جاوید»؛ خسرو انوشیروان (خسرو یکم) پادشاه نامدار ساسانی که به دادگری شهرت داشت
پسرانه / فارسی
زاده جاودانگی
پسرانه / فارسی
دارای روان جاویدان
پسرانه / فارسی
داده اورمزد
پسرانه / فارسی
یا هرمز ١-نام پسر و جانشین شاپور نخست ساسانی که در سالهای ٢٧٢-٢٧١.م. پادشاهی کرد ٢-نام پسر و جانشین نرسی و هشتمین پادشاه ساسانی که از ٣٠١ تا ٣١٠ پادشاهی کرد ٣- از نامهای زندة امروزی زردشتیان
پسرانه / فارسی
یار اورمزد، یار خدا
پسرانه / فارسی
نام پدر لهراسب. به معنی اورنگ و فروشکوه
پسرانه / فارسی
تخت پادشاهی و سریر
پسرانه / فارسی
نیرومند، زورمند، از ریشهی اوستایی اوروه (زور و قدرت) [نام پسر زرتشت]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) یاد
پسرانه / فارسی
اوژندن، افکندن؛ اوژننده، افکننده، اندازنده
پسرانه / فارسی
(احتمالی) اوستایی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) سپیدهدم
پسرانه / فارسی
صورتی از «هوشنگ». معنی «هوشنگ»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
اوشیدر نخستین از سه رهاننده (سوشیانت) در آیین زرتشتی است که در پایان هزارهها ظهور میکند
پسرانه / فارسی
بخش اول از پنج بخش گاتها
پسرانه / فارسی
در فرهنگ ایران قدیم، خدا. مرکب از اهورا به معنی سرور بزرگ و مزدا به معنی دانای کل
پسرانه / فارسی
«دادهی اهورا»، آفریدهی خداوند
پسرانه / فارسی
«سرور دانا»، نام خدای یکتا در آیین زرتشتی (اهورامزدا)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) «ایدون» در فارسی کهن یعنی چنین و اینگونه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) پسر ایران
پسرانه / فارسی
١- نام مردی است در ویس و رامین چو ایزد یار و ایرانشاه و روئین جوناز وآب ناز و ویس شیرین ١٣ ویس رامین) ٢-نام پسر تورانشاه از پادشاهان سلجوقی ٣_نام یکی از بهدینان خراسانی که امضاء او زیر نامه ٨٨٠,٣,١یزدگردی به پارسیان هند دیده میشود ٢٤ فرزانگان ٣-نام یکی از بزرگان ایران ٢٥ داراب ه- از نامهای زنده امروزی رواج میان پارسیان هندوستان و ایران ء- نام آتش معروف آتشکده عود وادا که پارسیان باخود به هندوستان بردند و تا به امروز روشن است
پسرانه / فارسی
از نامهای زندة امروزی زردشتیان
پسرانه / فارسی
آریایی، ایرانی، از ریشهی ارِجِ اوستایی که با اَیریچِ پهلوی همریشه است [فرزند فریدون]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «ایرج» (پسر فریدون در شاهنامه) و «علی». معنی «ایرج»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «ایران» و «نیا». معنی «ایران»: فارسی
پسرانه / فارسی
خدا، یکی از نامهای خداوند. آفریدگار. فرشته، ملک. سزاوار ستایش
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ایزد» (خدا) و «اله» (خدا). معنی «ایزد»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بخشیده خدا
پسرانه / فارسی
سرور ایزدی
پسرانه / فارسی
از دانشمندان روزگار اردشیر بابکان (ء٣٢ ساسانی)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «ایزد» (خدا) و «راد» (بخشنده)
پسرانه / فارسی
از «ایزد» و «گشسب»
پسرانه / فارسی
از اسامی مردانه دوران ساسانیان در شاهنامه است اما متعلق به دوران بسیار کهن بوده و خویشاوندی با آذرگشسپ دارد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ایزد» (خدا) و «مهر» (مهر و دوستی). معنی «ایزد»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ایزدی، منسوب به خدا
پسرانه / فارسی
چو ایزدیار و ایرانشاه و روئین چو ناز و آب نازو ویس شیرین
پسرانه / فارسی
نام پسر بزرگ زرتشت
پسرانه / فارسی
نام آخرین پادشاه ماد (آستیاگ)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «ایل» و «رام». معنی «رام»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «ایل» و «ماه». معنی «ماه»: فارسی؛ ماه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ایمان» (باور و ایمان) و «تاج» (تاج). معنی «ایمان»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) باایمان
پسرانه / عربی، فارسی
پدر، پدربزرگ؛ نیز لقب پیران و عارفان (باباطاهر، باباکوهی)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «احمد» (ستوده). معنی «بابا»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «الله» (خدا). معنی «بابا»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «اله» (خدا). معنی «بابا»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «حسن» (نیکو). معنی «بابا»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «غلام» (بنده). معنی «بابا»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «قلی» (بنده
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «قلیچ». معنی «بابا»: فارسی
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «جان» (جان و روان). معنی «بابا»: فارسی
پسرانه / فارسی، عبری
(احتمالی) ترکیبی از «بابا» و «خان». معنی «بابا»: فارسی
پسرانه / فارسی
قبلی
۱ … ۸ ۹ ۱۰ … ۴۴
بعدی
اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.