(احتمالی) امید
پسرانه / فارسی
~ در شاهنامه شهر یا کشوری است که ریگهای ساحل رودخانه یا دریای آن معروف بود و گاهی بجای آموی از ریگ آموی یاد میشود که محل پیکار هم بود
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شکل دیگری از «انار». معنی «انار»: فارسی
پسرانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) آگاه
پسرانه / فارسی
از اوستایی «انوشه»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آوا
پسرانه / فارسی
نام قوم و قبایل کهن ایرانی در شاهنامه که ظاهراً به آوه منتسب هستند
پسرانه / فارسی
از سران سیاه شاه کیخسرو کیانی (شاهنامه به نقل از لغت نامه)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آوا
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آویش» یا «آویشن»، گیاهی خوشبو. معنی «آویشن»: فارسی؛ گیاهی خوشبو و دارویی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آویشن»، گیاهی خوشبو. معنی «آویشن»: فارسی؛ گیاهی خوشبو و دارویی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آهن» و «علی»؛ علیِ آهنین، استوار
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) آهنین
پسرانه / فارسی
(احتمالی) پرندهای از تیرهی انجیرخوارها
پسرانه / گیلکی، فارسی
(احتمالی) آهن
پسرانه / گیلکی، فارسی
(احتمالی) از «آریا» به معنای آزاده و نجیب. معنی «آریا»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آریانا» به معنای سرزمین آریاییها. معنی «آریانا»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آی» (ماه) و «فر» (شکوه)؛ شکوه ماه
پسرانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) از «آی» (ماه) و «نام»؛ نامآور چون ماه
پسرانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) از «آی» (ماه) و «نوش»؛ ماه شیرین
پسرانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) از «آیین» و «گشسب» (آتش مقدس
پسرانه / فارسی
آریایی، ایرانی؛ صورت اوستایی «ائیریه»
پسرانه / فارسی
صورتی از «آبتین»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ابر آسمان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «ابراهیم» و «آذر». معنی «ابراهیم»: عبری
پسرانه / عبری، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ابراهیم» (نام پیامبر
پسرانه / عبری، فارسی
(احتمالی) ابراهیم با پسوند تحبیب «ک»؛ ابراهیمِ کوچک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «ابر» و «سام»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «ابراهیم» و «اژدر». معنی «ابراهیم»: عبری
پسرانه / عبری، فارسی
(احتمالی) بخشنده
پسرانه / فارسی
(احتمالی) پررنگ
پسرانه / فارسی
دارنده بلندی و شکوه یا فرهمند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) پیروز (پرویز)
پسرانه / فارسی
«پیروز»؛ صورت کهن «پرویز» که لقب خسرو دوم ساسانی بود
پسرانه / فارسی
(احتمالی) زیبا
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آتش
پسرانه / فارسی
اترک نام رودی در شمالشرق ایران که مرز ایران و ترکمنستان است
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آتشین
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «احمد» (ستوده) و «دری». معنی «احمد»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «احمد» (ستوده) و «نوید». معنی «احمد»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «احمد» و «شاه»
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «احمد» و «گل»
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «اختر» (ستاره) و «علی»
پسرانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «اختر» و «محمد». معنی «اختر»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) سپید
پسرانه / فارسی
نام مردی بوده ١٣ تبرستان ٢
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آدینه» (جمعه) و «گلدی» (آمد)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آراسته
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «اراد» (آراسته) و «محمد» (ستوده). معنی «اراد»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «اراز» و «بخت»
پسرانه / ترکمنی، فارسی
(احتمالی) از «اراز» و «جان»
پسرانه / ترکمنی، فارسی
از عبارتهای تاریخنگار یونان باستان کزنفون در کتاب کورشنامه است
پسرانه / فارسی
اران نام سرزمین کهنی در قفقاز، میان رودهای کر و ارس
پسرانه / فارسی
(احتمالی) در برخی منابع نام یکی از سرداران هخامنشی آمده است
پسرانه / فارسی
نام یکی از سپاهیان مادی اردشیر دوم شاید ارته باز و درست آن باشد
پسرانه / فارسی
نام پسر خشایارشاه - یونانی شده آن میباک a
پسرانه / فارسی
آفریده پاکی
پسرانه / فارسی
پاک و مقدس
پسرانه / فارسی
(احتمالی) پاک
پسرانه / فارسی
قبلی
- ۱
- …
- ۳
- ۴
- ۵
- …
- ۴۴
بعدی
اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)