رفتن به محتوا
نوزاد

۲۵۹۲ اسم

معنی اسم پسر فارسی، صفحه‌ی ۲۶

صفحه‌ی ۲۶ از ۴۴؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

شاهسار

(احتمالی) شاخسار

پسرانه فارسی

شاهسام

(احتمالی) از «شاه» و «سام». معنی «سام»: فارسی

پسرانه فارسی

شاهسان

(احتمالی) شاه‌مانند

پسرانه فارسی

شاهسوار

سوار دلاور و چالاک

پسرانه فارسی

شاهفر

از «شاه» و «فر»؛ دارای فرّ شاهی و شکوه

پسرانه فارسی

شاهفور

صورتی از «شاپور». معنی «شاپور»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

شاهک

١- نام یکی از دانشمندان سمر قندی که در سده دهم می‌زیسته فرهنگ سخنوران ٢- نام یکی از لشکریان مأمون ٣- شاهک ساروی معروف به کشاجم، دانشمند و منجم نامی سده دوم و سوم هجری در دستگاه مأمون خلیفه عباسی نام کسی بوده است ٣٢ ویس و رامین

پسرانه فارسی

شاهکام

(احتمالی) از «شاه» و «کام» (آرزو)؛ یعنی کام شاهانه، کامیاب و بزرگ. نام پسرانه‌ی کم‌کاربرد

پسرانه فارسی

شاهگل

گل شاه

پسرانه فارسی

شاهلار

(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «لار» (نام شهری در جنوب ایران). معنی «لار»: فارسی

پسرانه فارسی

شاهمانی

(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «مانی» (نام بنیان‌گذار آیین مانوی). معنی «مانی»: فارسی

پسرانه فارسی

شاهمردان

«شاه مردان»؛ لقب علی بن ابی‌طالب در ادب فارسی. از نام‌های رایج پسرانه در گذشته

پسرانه فارسی

شاهمهر

(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «مهر» (مهر و دوستی). معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

شاهنام

(احتمالی) «نام شاه»؛ بزرگ‌نام و بلندآوازه

پسرانه فارسی

شاهندل

(احتمالی) دلِ شاه

پسرانه فارسی

شاهنوش

از نام‌های رواج تا سده گذشته میان زردشتیان ایران د درگذشتگان

پسرانه فارسی

شاهوش

شاه‌منش

پسرانه فارسی

شاهوند

(احتمالی) شاهانه، منسوب به شاه

پسرانه فارسی

شاهوی

١- نام پدر زادوی ٢- نام پسر بزرگ هفتواد

پسرانه فارسی

شاهویه

نام پدر برزویه

پسرانه فارسی

شاهیاد

(احتمالی) یاد شاه

پسرانه فارسی

شایار

(احتمالی) شایسته، یار شاه

پسرانه فارسی

شایراد

(احتمالی) از «شای» و «راد». معنی «راد»: فارسی

پسرانه فارسی

شایگان

ارزشمند، ممتاز، عالی، شایسته

پسرانه فارسی

شایورد

(احتمالی) شاه

پسرانه فارسی

شبانعلی

(احتمالی) از «شبان» (چوپان) و «علی». معنی «شبان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

شباویز

پرنده‌ای که شب هنگام از شاخه درختان آویزان می‌شود و می‌خواند. مرغ حق

پسرانه فارسی

شبنا

(احتمالی) شبنم

پسرانه فارسی

شبو

(احتمالی) گل شب‌بو، گلی خوشبو که عطرش در شب بیشتر است

پسرانه فارسی

شراکیم

نام یکی از اسپهبدان ماز ندران

پسرانه فارسی

شردکیر

نام پسر افراسیاب (برهان

پسرانه فارسی

شروان

نام سرزمین شروان در قفقاز

پسرانه فارسی

شروین

نام قلعه‌ی شروان

پسرانه مازندرانی، فارسی

شروینه

(احتمالی) منسوب به شروین، نام کهن سوادکوه

پسرانه مازندرانی، فارسی

شغاد

سغدی، شکل پارسی شده‌ی سغدای (مربوط به مملکت سغد در ماوراءالنهر) [برادر ناتنی و قاتل رستم]

پسرانه فارسی

شفابخش

شفادهنده، درمان‌بخش

پسرانه فارسی، عربی

شکر خان

(احتمالی) ترکیبی از «شکر» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه فارسی

شکرخدا

سپاس خدا

پسرانه فارسی، عربی

شکرعلی

از «شکر» (سپاس) و «علی». معنی «شکر»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

شکوه الله

(احتمالی) ترکیبی از «شکوه» و «الله» (خدا). معنی «شکوه»: فارسی

پسرانه فارسی

شگرف

نیکو، زیبا

پسرانه فارسی

شمس الجهان

(احتمالی) خورشید جهان

پسرانه عربی، فارسی

شنگان

(احتمالی) شادمان

پسرانه فارسی

شوقی

(احتمالی) منسوب به شوق

پسرانه عربی، فارسی

شه بخش

(احتمالی) بخشیده شاه

پسرانه فارسی

شه کرم

(احتمالی) بخشش شاه

پسرانه فارسی، عربی

شهباز

عقاب، شاهین، از ریشه‌ی پارسی شَه (شاه) و باز (شاهین، قوش)

پسرانه فارسی

شهباز علی

(احتمالی) ترکیبی از «شهباز» (باز بزرگ و شاهی) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهباز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

شهبال

شهبال، بال بزرگ پرنده

پسرانه فارسی

شهبان

(احتمالی) شاه

پسرانه فارسی

شهبانعلی

(احتمالی) ترکیبی از «شهبان» (شاه) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهبان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

شهبد

(احتمالی) از «شه» (شاه) و «بد» (سرور، مانند «سپهبد» و «هیربد»)؛ یعنی سرور و بزرگ

پسرانه فارسی

شهخرام

(احتمالی) شاهِ خرامان

پسرانه فارسی

شهداد

داده شاه

پسرانه فارسی

شهدل

(احتمالی) دلِ شاه

پسرانه فارسی

شهدوست

دوستدار شاه

پسرانه فارسی

شهرآزاد

١- نام یکی از پادشاهان ساسانی که در سال ٣٧ء م . پس از اردشیر سوم ٣٠روز پادشاهی کرد ٢- نام سردار ایرانی در زمان ساسانیان

پسرانه فارسی

اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)