خانه اسم پسر فارسی صفحهی ۲۶ اسم فارسی بر اساس حرف اول
(احتمالی) شاخسار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شاه» و «سام». معنی «سام»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاهمانند
پسرانه / فارسی
سوار دلاور و چالاک
پسرانه / فارسی
از «شاه» و «فر»؛ دارای فرّ شاهی و شکوه
پسرانه / فارسی
صورتی از «شاپور». معنی «شاپور»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
١- نام یکی از دانشمندان سمر قندی که در سده دهم میزیسته فرهنگ سخنوران ٢- نام یکی از لشکریان مأمون ٣- شاهک ساروی معروف به کشاجم، دانشمند و منجم نامی سده دوم و سوم هجری در دستگاه مأمون خلیفه عباسی نام کسی بوده است ٣٢ ویس و رامین
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شاه» و «کام» (آرزو)؛ یعنی کام شاهانه، کامیاب و بزرگ. نام پسرانهی کمکاربرد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «لار» (نام شهری در جنوب ایران). معنی «لار»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «مانی» (نام بنیانگذار آیین مانوی). معنی «مانی»: فارسی
پسرانه / فارسی
«شاه مردان»؛ لقب علی بن ابیطالب در ادب فارسی. از نامهای رایج پسرانه در گذشته
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «مهر» (مهر و دوستی). معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) «نام شاه»؛ بزرگنام و بلندآوازه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دلِ شاه
پسرانه / فارسی
از نامهای رواج تا سده گذشته میان زردشتیان ایران د درگذشتگان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاهانه، منسوب به شاه
پسرانه / فارسی
١- نام پدر زادوی ٢- نام پسر بزرگ هفتواد
پسرانه / فارسی
نام پدر برزویه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) یاد شاه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شایسته، یار شاه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شای» و «راد». معنی «راد»: فارسی
پسرانه / فارسی
ارزشمند، ممتاز، عالی، شایسته
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شبان» (چوپان) و «علی». معنی «شبان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
پرندهای که شب هنگام از شاخه درختان آویزان میشود و میخواند. مرغ حق
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شبنم
پسرانه / فارسی
(احتمالی) گل شببو، گلی خوشبو که عطرش در شب بیشتر است
پسرانه / فارسی
نام یکی از اسپهبدان ماز ندران
پسرانه / فارسی
نام پسر افراسیاب (برهان
پسرانه / فارسی
نام سرزمین شروان در قفقاز
پسرانه / فارسی
نام قلعهی شروان
پسرانه / مازندرانی، فارسی
(احتمالی) منسوب به شروین، نام کهن سوادکوه
پسرانه / مازندرانی، فارسی
سغدی، شکل پارسی شدهی سغدای (مربوط به مملکت سغد در ماوراءالنهر) [برادر ناتنی و قاتل رستم]
پسرانه / فارسی
شفادهنده، درمانبخش
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شکر» و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / فارسی
سپاس خدا
پسرانه / فارسی، عربی
از «شکر» (سپاس) و «علی». معنی «شکر»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شکوه» و «الله» (خدا). معنی «شکوه»: فارسی
پسرانه / فارسی
باشکوه
پسرانه / فارسی، عربی
نیکو، زیبا
پسرانه / فارسی
(احتمالی) خورشید جهان
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) شادمان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) منسوب به شوق
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) بخشیده شاه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بخشش شاه
پسرانه / فارسی، عربی
عقاب، شاهین، از ریشهی پارسی شَه (شاه) و باز (شاهین، قوش)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شهباز» (باز بزرگ و شاهی) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهباز»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
شهبال، بال بزرگ پرنده
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شهبان» (شاه) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهبان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «شه» (شاه) و «بد» (سرور، مانند «سپهبد» و «هیربد»)؛ یعنی سرور و بزرگ
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاهِ خرامان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دلِ شاه
پسرانه / فارسی
دوستدار شاه
پسرانه / فارسی
١- نام یکی از پادشاهان ساسانی که در سال ٣٧ء م . پس از اردشیر سوم ٣٠روز پادشاهی کرد ٢- نام سردار ایرانی در زمان ساسانیان
پسرانه / فارسی
قبلی
۱ … ۲۵ ۲۶ ۲۷ … ۴۴
بعدی
اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.