ترکیبی از «سید» و «مهدیار». معنی «مهدیار»: فارسی و عربی؛ یار مهدی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «سید» و «نیما». معنی «نیما»: فارسی؛ کمان، نیمه؛ نیما یوشیج، پدر شعر نو فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «سید» و «یزدان». معنی «یزدان»: فارسی؛ خدا، آفریدگار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سیروس» و «کامبیز». معنی «سیروس»: یونانیشده «کوروش»
پسرانه / فارسی
نام غلامی بوده
پسرانه / فارسی
آهنین، از ریشهی اوستایی سئنَه (آهن) و هم ریشه با آسنِ
پسرانه / فارسی، کردی
(احتمالی) ترکیبی از «سینا» (نام ابنسینا) و «مهر» (مهر و دوستی). معنی «سینا»: عبری و عربی
پسرانه / عبری، عربی، فارسی
شکل کوتاه «شاهبندر»
پسرانه / فارسی
شاهزاده، از ریشهی پهلویِ شاه و پور (پسر) [شاه بزرگ ساسانی]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاپور» و «رضا» (خشنودی). معنی «شاپور»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) جانِ شاه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شادان» و «برزین» به معنی والا و شکوهمند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شادیبخش
پسرانه / فارسی
(احتمالی) پسرِ شاد
پسرانه / فارسی
شاهزاده شاد
پسرانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) شادچهره
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاددل
پسرانه / فارسی
مهر شاد، دارای مهر و شادی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شادروان، شادجان
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «شادی» و «فروغ». معنی «شادی»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شادی» (شادمانی) و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «شادی»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شادی» و «ور»؛ شادمان. معنی «شادی»: فارسی؛ شادی و خرمی
پسرانه / فارسی
از القاب پادشاهان کوچک ایران ٩ ٢ تاریخ سیستان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شال» و «یار». معنی «یار»: فارسی؛ یار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شالیزار، کشتزار برنج
پسرانه / گیلکی، فارسی
(احتمالی) شالیزار، کشتزار برنج
پسرانه / گیلکی، فارسی
(احتمالی) زیبا
پسرانه / فارسی
فرزند شاهزاده، شکل ساده شدهی شاپوران است، یعنی پسر شاپور [از پهلوانان شاهنامه]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «افروز». معنی «افروز»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاهانداز، تیرانداز ماهر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «بگم» (بانو، در ترکی). معنی «بگم»: فارسی کهن؛ خدا (بغ)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «پرور» (پرورشدهنده). معنی «پرور»: فارسی؛ پرورنده
پسرانه / فارسی
(احتمالی) زبان شاه
پسرانه / فارسی
نام پسر غباد ساسانی و شوهر ویس، دختر شاه غارن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاهنژاد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاه
پسرانه / فارسی
شهباز: گونهای باز بزرگِ شکاری به رنگهای زرد و سفید
پسرانه / فارسی
پر بزرگ بال پرنده
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاهپور» و «رضا» (خشنودی). معنی «شاهپور»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
از «شاه» و «راد» (جوانمرد)؛ یعنی پادشاه جوانمرد و بخشنده
پسرانه / فارسی
از «شاه» و «رام» (آرام
پسرانه / فارسی
١- از نامهای زندة امروزی زردشتیان ٢- نام پسر امیر تیمور گورکانی
پسرانه / فارسی
نام پسر شاه بهرام پادشاه کشمیر ٨داراب
پسرانه / فارسی
شاهزاده، زادهی شاه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاهمانند
پسرانه / فارسی
قبلی
- ۱
- …
- ۲۴
- ۲۵
- ۲۶
- …
- ۴۴
بعدی
اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)