رفتن به محتوا
نوزاد

۲۵۹۲ اسم

معنی اسم پسر فارسی، صفحه‌ی ۲۴

صفحه‌ی ۲۴ از ۴۴؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

سنباد

١- نام یکی از پادشاه ارمنستان ١٤+١٧٣ شهریاران گمنام ٢- نام یکی ازسر داران بهرام چوبینه ٣-نام یکی ازسر داران ابومسلم خراسانی، از مردم نیشابور ( ٨ تبرستان ٢

پسرانه فارسی

سنجه

(احتمالی) سنجیده

پسرانه فارسی

سنجیده

(احتمالی) سنجیده، خردمند

پسرانه فارسی

سندباد

نام یکی از مردمان نیشابور . شاید همان سنباد باشد (٥٠٢ و ٥٠٣ و ١٠ء دیالمه)

پسرانه فارسی

سودا حسن

(احتمالی) ترکیبی از «سودا» و «حسن» (نیکو). معنی «سودا»: عربی

پسرانه فارسی، عربی

سودکار

(احتمالی) سودرسان

پسرانه فارسی

سورن

نام یکی از هفت خاندان بزرگ پارتی و ساسانی (سورن‌پهلو) که در سیستان فرمانروایی داشتند

پسرانه فارسی

سورنا

نام سردار نامی اُرُدْ اشکئ سیزدهم. یونانی شده سورن است . (٣٣٧ ویس و رامین) سوه

پسرانه فارسی

سورین

صورتی از «سورن»

پسرانه فارسی

سورینا

(احتمالی) از «سوری»

پسرانه فارسی

سوشا

(احتمالی) صورتی از «سوشیانس». معنی «سوشیانس»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

سوشیا

(احتمالی) صورتی از «سوشیانس». معنی «سوشیانس»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

سوشیانت

نام موعود مزدیسنا . بند ٨٩ زامیادیشت

پسرانه فارسی

سوشیانس

سهراب ١- نام یکی از نبیره‌های اشوزرتشت و آخرین موعود مزدیسنا ١ سیستان ٢-نام یکی از مفسران اوستا در روزگار ساسانیان ( ٧ ساسانیان:ل|٢٢٩مزدیسن

پسرانه فارسی

سهراب

سرخرو، دارای بدن سرخ، از ریشه‌ی پارسی سوهر (سرخ) و آب (بدن، تن) [فرزند رستم]

پسرانه فارسی

سهرابعلی

(احتمالی) از «سهراب» و «علی». معنی «سهراب»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

سهره

سیره، پرنده‌ای است کوچک و خوش آواز شبیه بلبل با پرهای زرد و سبز

پسرانه فارسی

سهند

پا بر جا

پسرانه فارسی

سهندعلی

(احتمالی) از «سهند» (نام کوهی در آذربایجان) و «علی». معنی «سهند»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

سیامک

سیاه مو، از ریشه‌ی اوستایی سیا (سیاه) و مک (مو) [فرزند کیومرث که به دست دیوان کشته شد]

پسرانه فارسی

سیاوش

دارای اسب سیاه، یا پهلوان سیاه، از ریشه‌ی اوستایی

پسرانه فارسی

سیاوش ظفر

(احتمالی) ترکیبی از «سیاوش» و «ظفر». معنی «سیاوش»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

سیاووش

صورتی از «سیاوش». معنی «سیاوش»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

سیبویه

«سی‌بویه» (بوی سیب)؛ لقب سیبویه، دستورنویس بزرگ ایرانی زبان عربی در سده‌ی دوم هجری

پسرانه فارسی

سیدآریا

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه فارسی

سیدآرین

ترکیبی از «سید» و «آرین». معنی «آرین»: فارسی

پسرانه فارسی

سیداشکان

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه فارسی

سیدامید

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه فارسی

سیدایرج

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه فارسی

سیدبابک

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه فارسی

سیدبهراد

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه فارسی

سیدبهرام

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه فارسی

سیدبهزاد

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه فارسی

سیدپارسا

ترکیبی از «سید» و «پارسا». معنی «پارسا»: فارسی؛ پاکدامن و پرهیزگار

پسرانه فارسی

سیدپدرام

ترکیبی از «سید» و «پدرام». معنی «پدرام»: فارسی؛ آراسته، خجسته و شاد

پسرانه فارسی

سیدپرویز

ترکیبی از «سید» و «پرویز». معنی «پرویز»: فارسی؛ پیروز؛ لقب خسرو دوم ساسانی (خسروپرویز)

پسرانه فارسی

سیدپوریا

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه فارسی

سیدپیمان

ترکیبی از «سید» و «پیمان». معنی «پیمان»: فارسی؛ عهد و پیمان

پسرانه فارسی

سیدپیوند

ترکیبی از «سید» و «پیوند». معنی «پیوند»: فارسی؛ پیوند و پیوستگی

پسرانه فارسی

سیدخدابخش

ترکیبی از «سید» و «خدابخش». معنی «خدابخش»: فارسی

پسرانه فارسی

سیدخداکرم

ترکیبی از «سید» و «خداکرم». معنی «خداکرم»: فارسی و عربی؛ کرم و بخشش خدا

پسرانه فارسی، عربی

سیدخسرو

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه فارسی

سیدداریوش

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه فارسی

سیدرادین

ترکیبی از «سید» و «رادین». معنی «رادین»: فارسی

پسرانه فارسی

سیدراستین

ترکیبی از «سید» و «راستین». معنی «راستین»: فارسی؛ حقیقی، واقعی و درست

پسرانه فارسی

سیدسپهر

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه فارسی

سیدسروش

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه فارسی

سیدشهریار

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه فارسی

سیدعرشیا

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه عربی، فارسی

سیدفرزاد

ترکیبی از «سید» و «فرزاد». معنی «فرزاد»: فارسی

پسرانه فارسی

سیدفرشاد

ترکیبی از «سید» و «فرشاد». معنی «فرشاد»: فارسی؛ دارای فرّ و شادی

پسرانه فارسی

سیدفریدون

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه فارسی

سیدقباد

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه فارسی

سیدکامبیز

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه فارسی

سیدکامران

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه فارسی

سیدکورش

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه فارسی

سیدکیان

ترکیبی از «سید» و «کیان». معنی «کیان»: فارسی؛ پادشاهان؛ نام دودمان کیانیان در شاهنامه

پسرانه فارسی

سیدماهان

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه فارسی

سیدمهدی یار

ترکیبی از «سید» و «مهدی یار». معنی «مهدی یار»: (عربی فارسی) یاور مهدی

پسرانه فارسی

اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)