خانه اسم پسر فارسی صفحهی ۱۱ اسم فارسی بر اساس حرف اول
(احتمالی) دلیر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بردی» (داد
پسرانه / ترکی، فارسی
بلندقامت و زورمند و تناور، شکل بابلی شدهی برزیه در پارسی باستان [پسر کهتر کوروش بزرگ]
پسرانه / یونانی، فارسی
(احتمالی) برتر
پسرانه / فارسی
بلندی، شکوه و بزرگی؛ برزو (پسر سهراب) از همین ریشه است
پسرانه / فارسی
نام کسی بوده است
پسرانه / فارسی
نام نیای مانی به نوشته ابن الندیم
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بلندپایه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دارای فرّ و شکوه والا
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دارای فرّ والا
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بلند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «برز» (بلندی، شکوه) و «مهر»؛ مهر والا
پسرانه / فارسی
نام پهلوان ایرانی، نام پسر گرشاسب
پسرانه / فارسی
تنومند، از ریشهی پهلویِ برز (بلند و نیرومند) [فرزند سهراب، لقب بهرام گور در هندوستان]
پسرانه / اوستایی، فارسی، کردی
نام رئیس پزشکان شاهی در روز کار خسرو یکم و مترجم کتاب کلیله و دمنه از سانسکریت به پهلوی ٣٣ ساسانیان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بلندمرتبه
پسرانه / فارسی
بالنده و رشید، از ریشهی پهلویِ برز (بلند و نیرومند) و ین (پسوند نسبت) [از سرداران کیقباد]
پسرانه / پهلوی، فارسی
از نامهای شاهنامه؛ (2) فرزند بیژن فرمانروای سمرقند که با یزدگرد جنگید
پسرانه / فارسی
(احتمالی) درخشان
پسرانه / فارسی
«برشنوم» آیین پاکسازی بزرگ نهشبه در آیین زرتشتی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «برگ» و «علی». معنی «برگ»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
نام برادر شاه فریدون پیشدادی به نوشته بندهشن بخش ٣١ بند ١٩ ٧ یشتها ١
پسرانه / فارسی
نام پسر ساوه شاه که به دست بهرام چوبینه گرفتار شد
پسرانه / فارسی
کاهن، راهب بودایی، تغییر یافتهی پرَموکْهه [بنیانگذار خاندان برمکی]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) جاودان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) سزاوار
پسرانه / فارسی
بارور، کامیاب و بالیده؛ کسی که به بار نشسته است
پسرانه / فارسی
(احتمالی) فراهم
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دانا
پسرانه / فارسی
آنگلوساکسون؛ اشرافی
پسرانه / فارسی
از نامهای کمیاب امروزی زردشتیان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «بزرگ» و «علی». معنی «بزرگ»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
طبق روایات نام وزیر فرزانهی انوشیروان که در منابع فارسی و عربی او را به برخورداری از خرد استثنایی و تدبیرهای حکیمانه وصف کرده اند؛ [برخی از خاورشناسان بزرگمهر را شخص بخصوص ندانسته بلکه عنوان و نام مقامی از مقامات کشور دانستهاند]؛ (2) شهرِت منوچهر بزرگمهر مترجم و مؤلف آثار فلسفی در قرن 13و 14هجری
پسرانه / فارسی
١- نام برادر زن هرمز چهارم ساسانی ٢- نام یکی ازسر هنکان سیاه بهرام کور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «بستان» (باغ) و «علی»
پسرانه / فارسی، عربی
همان گستهم است [دایی خسروپرویز]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بسنده
پسرانه / فارسی
صورتی از «گشتاسب»
پسرانه / فارسی
شکل دیگری از «پشوتن»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بینا و آگاه
پسرانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «بگ» و «میرزا». معنی «میرزا»: فارسی؛ امیرزاده؛ پیش از نام به معنای باسواد و منشی
پسرانه / فارسی
نام یکی از سرداران ایرانی روزگار هخامنشی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) «بغ» به معنای خدا است؛ بگاش یعنی خدایی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بیگزاده، فرزند بزرگان
پسرانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) خدا (بغ)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بگم» و «جان» (جان و روان). معنی «بگم»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عبری
نام چند پادشاه اشکانی و ساسانی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) صورتی از «بلاش». معنی «بلاش»: فارسی کهن؛ نام چند پادشاه اشکانی و ساسانی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بلور
پسرانه / فارسی
از نامهای زندة امروزی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بمان» (ماندگار
پسرانه / فارسی
از «بمان» و «جان». معنی «بمان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عبری
از «بمان» (ماندگار) و «علی». معنی «بمان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) بنیاد
پسرانه / فارسی
از نامهای زندة امروزی زردشتیان ایران. به معنی دارنده اصل و بنیاد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) پیوند
پسرانه / فارسی
قبلی
۱ … ۱۰ ۱۱ ۱۲ … ۴۴
بعدی
اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.