خانه اسم پسر فارسی فارسی، حرف پ صفحهی ۲ اسم فارسی بر اساس حرف اول
در اوستا «کوی پیسینه» و در شاهنامه «کیپشین»، یکی از چهار پسر کیقباد و برادر کیکاووس
پسرانه / فارسی
صورتی از «بلاش»
پسرانه / فارسی
همان بلاش است
پسرانه / فارسی
(احتمالی) پناه بر خدا
پسرانه / فارسی
(احتمالی) پناهنده
پسرانه / فارسی
فکر ,اندیشه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «پور» و «سام»
پسرانه / فارسی
برگردان فارسی «ابنسینا» با «پور» به معنی پسر. در ایران گاه برای یاد کردن از ابوعلی سینا
پسرانه / فارسی
در اوستا «پوروشَسپ» (Pourušaspa)
پسرانه / فارسی
پورنگ احتمالا از دو بخش پور-انگ شکل گرفته ولی در فرهنگ لغات فارسی چنین واژهای وجود ندارد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «پور» و «نیک»؛ پسرِ نیک. معنی «نیک»: فارسی؛ نیک
پسرانه / فارسی
دارنده اسب خاکستری؛ نام پدر زرتشت
پسرانه / فارسی
نام پهلوان دلیر ایرانی مشهور به پهلوان محمود خوارزمی و ملقب به «پوریای ولی» و نیز متخلص به قتالی، پهلوان، عارف و شاعر قرن 7و 8هجری، مثنوی عرفانی َکنزُ الَحقایق را سروده است
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «پوریا» (پهلوان) و «مهر». معنی «پوریا»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «پوریا» (پهلوان) و «امین». معنی «پوریا»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
نام یکی از پهلوانان ایرانی در زمان کیقباد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «پولاد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «پولاد»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
از «پولاد» به معنی فولاد و پسوند دارندگی «وند»
پسرانه / فارسی
آهنگساز دوران خسرو پرویز ساسانی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «پیام» و «الدین» (دین). معنی «پیام»: فارسی؛ پیام، خبر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «پیام» و «الله» (خدا). معنی «پیام»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «پیام» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «پیام»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) آتش آشکار
پسرانه / فارسی
رهبر، پیشرو، از ریشهی پارسی پیر (سالخورده، محترم) [پهلوان تورانی و وزیر افراسیاب]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بخشیده پیر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) داده پیر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «پیر» و «زاد»؛ زاده پیر. معنی «زاد»: فارسی کهن؛ در شاهنامه نام پسر ماهیار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «پیر» و «مهر». معنی «مهر»: فارسی کهن؛ ایزد مهر و پیمان، خورشید؛ ماه نخست پاییز؛ دوستی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «پیر» و «ناز». معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه
پسرانه / فارسی
یکی از شخصیتهای شاهنامه
پسرانه / فارسی
نام برادر شاپور اول
پسرانه / فارسی
نخستین قانونگذار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) پیامآور خدا
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «پیغمبر» و «قلی» (بنده). معنی «پیغمبر»: فارسی
پسرانه / فارسی، ترکی
عظیم الجثه، زورمند. تلویحاً رستم زال
پسرانه / فارسی
~ بردار پیرانویسه رئیس قبایل ترکانچین است او در توطئه قتل سیاوش حضور داشت و مخالف قتل شاهزاده سیاوش بود
پسرانه / فارسی
قراری که دو یا چند تن میگذارند تا کاری انجام دهند یا تعهدی نسبت به هم یا به کسی داشته باشند؛ قرار، عهد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «پیمان» (عهد) و «علی». معنی «پیمان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
قبلی
۱ ۲ بعدی اسم دختر فارسی با حرف پ (۱۲۱ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.