رفتن به محتوا
نوزاد

۱۰۳ اسم

معنی اسم پسر فارسی با حرف د

۱۰۳ اسم پسرانه با ریشه‌ی فارسی داریم که با حرف «د» شروع می‌شوند. چند نمونه: داتام به معنی «نام یکی از فرمانداران پارسی کاپادوکیه»، دارمان به معنی «نام یکی از سرداران خسروپرویز» و دریانه به معنی «از «دریا». معنی «دریا»: فارسی؛ دریا؛ کنایه از بخشش و فراخی دل».

داتام

نام یکی از فرمانداران پارسی کاپادوکیه

پسرانه فارسی

داتان

داد و قانون

پسرانه فارسی

داته

آفریده ،داده شده؛ [پهلوان رویین تن ایرانی و پسر گشتاسپ]

پسرانه فارسی

داتیس

از افراد متشخص و احتمالا مادی که در آثار هرودوت یا دیگران مانند کتسیاس و کزنفون منقول است

پسرانه فارسی

دادآفرین

نام پسر سام پسر به آفرید سیستان

پسرانه فارسی

دادآور

(احتمالی) دادگر

پسرانه فارسی

دادار

آفریننده

پسرانه فارسی

دادبان

نگهبان داد

پسرانه فارسی

دادبخش

(احتمالی) دادبخش، دادگر

پسرانه فارسی

دادبه

نام ابن مقفع بیش از اسلام آوردن

پسرانه فارسی

دادبین

(احتمالی) دادبین، دادگر

پسرانه فارسی

دادپویه

نویسنده کتاب زردشت افشار . نام پدرش هوش آئین و از شاگردان موبد کیخسرو

پسرانه فارسی

دادجو

(احتمالی) دادجو، دادخواه

پسرانه فارسی

دادعلی

از «داد» به معنی داده و بخشیده و «علی»

پسرانه فارسی

دادفر

دارای فرّ و داد

پسرانه فارسی

دادفرخ

داد فرخنده

پسرانه فارسی

دادفرین

(احتمالی) آفریننده داد

پسرانه فارسی

دادگر

داد دهنده، عادل. یکی از صفات باری تعالی

پسرانه فارسی

دادمهر

نام پسر زرمهر دومین پادشاه خاندان ررمهری تبرستان که از سال ٥٥٧تا٥٧٣ میلادی پادشاه تبرستان بود ( ٥:ل|١٩٧ تبرستان ٢

پسرانه فارسی

دادنام

نامدار به دادگری

پسرانه فارسی

دادور

داور، دادگر

پسرانه فارسی

دادویه

نام یکی از ایرانیان (ابنای) یمن در صدر اسلام که همراه فیروز دیلمی در برانداختن اسود عنسی

پسرانه فارسی

دادی

(احتمالی) دادگر

پسرانه فارسی

دار بلوط

(احتمالی) درخت بلوط

پسرانه فارسی

دارا

دارنده، از ریشه‌ی پارسی داشتن

پسرانه فارسی، کردی

داراب

دارنده، از ریشه‌ی پارسی داشتن

پسرانه فارسی

داران

(احتمالی) دارنده

پسرانه فارسی

دارمان

نام یکی از سرداران خسروپرویز

پسرانه فارسی

دارنوش

دارنده جاودانگی

پسرانه فارسی

داریان

(احتمالی) از «دارا»

پسرانه فارسی

داریاو

از شهریاران پارس در روزگار سلوکیها

پسرانه فارسی

دارین

(احتمالی) یعنی دارنده و بخشنده

پسرانه فارسی

دارینوش

صورتی از «داریوش». معنی «داریوش»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

داریو

صورتی از «داریوش». معنی «داریوش»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

داریوش

دارنده‌ی نیکی [از شاهان هخامنشی]

پسرانه فارسی

داریون

(احتمالی) از «دارا»

پسرانه فارسی

داشاب

(احتمالی) دارنده شادی

پسرانه فارسی

داشاد

عطا، بخشش

پسرانه فارسی

دامان

(احتمالی) دامن، پناه

پسرانه فارسی

دامور

(احتمالی) دامن

پسرانه فارسی

دانا

دارای عقل و تجربه، خردمند، عاقل، دارای علم و آگاهی، عالم، علیم

پسرانه فارسی

دانادل

(احتمالی) دل‌دانا، آگاه

پسرانه فارسی

دانامهر

ترکیبی از «دانا» و «مهر». معنی «دانا»: فارسی

پسرانه فارسی

دانش

علم

پسرانه فارسی

دانو

نام خاندانی است تورانی، که در بند ٣٨ . فروردین یشت ونیز بند ٧٣آبان یشت از آن نامبرده شد

پسرانه فارسی

دانوش

یادوانوش و دیانوش هم گفته اند . نام کسی که عذرا معشوق وامق را بفروخت

پسرانه فارسی

دانیار

(احتمالی) یارِ دانا

پسرانه فارسی

داور

نام موبدی است همزمان واز مریدان دستور آذرکیوان . نویسنده کتاب دارای

پسرانه فارسی

داور علی

(احتمالی) ترکیبی از «داور» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «داور»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

درفش

بیرق، پرچم، علم

پسرانه فارسی

درمانه

(احتمالی) یعنی درمان‌بخش

پسرانه فارسی

اسم دختر فارسی با حرف د (۱۰۱ اسم)