رفتن به محتوا
نوزاد

۲۵۹۲ اسم

معنی اسم پسر فارسی، صفحه‌ی ۴۳

صفحه‌ی ۴۳ از ۴۴؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

هفتصد

(احتمالی) هفتصد

پسرانه فارسی

هماناز

(احتمالی) ترکیبی از «هما» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «هما»: فارسی

پسرانه فارسی

همایون

خجسته، فرخنده، از ریشه‌ی پهلوی هو (خوب)، مای (مایه) و اون (پسوند نسبت)

پسرانه فارسی، کردی

همایون تاج

(احتمالی) ترکیبی از «همایون» و «تاج» (تاج). معنی «همایون»: فارسی

پسرانه فارسی

همایونعلیرضا

(احتمالی) از «همایون» و «علیرضا». معنی «همایون»: فارسی؛ فرخنده، خجسته

پسرانه فارسی

همت یار

(احتمالی) ترکیبی از «همت» و «یار» (یار و دوست). معنی «همت»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

همدمعلی

(احتمالی) ترکیبی از «همدم» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «همدم»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

همگون

هماهنگ

پسرانه فارسی

همین بس

(احتمالی) «همین بس»؛ نام‌گذاری برای بس بودن دختر

پسرانه فارسی

هنربخش

(احتمالی) هنربخش

پسرانه فارسی

هوتخش

خوب سازنده یا پیشه‌ور

پسرانه فارسی

هوتن

دارنده‌ی تن زیبا و سالم

پسرانه فارسی

هوداد

داده نیک

پسرانه فارسی

هودین

نام سومین نیای آدرباد مهراسپندان

پسرانه فارسی

هور

خورشید؛ و چیترَه (چهر، سرشت) [نام پسر زرتشت]

پسرانه فارسی

هوراد

زاده خورشید

پسرانه فارسی

هورنسا

(احتمالی) از «هور» (خورشید) و «نسا». معنی «هور»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

هورنگ

(احتمالی) از «هور» (خورشید) و «رنگ». معنی «هور»: فارسی

پسرانه فارسی

هوری نساء

(احتمالی) ترکیبی از «هوری» و «نساء» (زنان). معنی «هوری»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

هوریار

نام پدر دستور داور ١٨ فرزانگان

پسرانه فارسی

هوشنگ

سازنده‌ی خانه‌های خوب

پسرانه فارسی

هوشنگ علی

(احتمالی) ترکیبی از «هوشنگ» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «هوشنگ»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

هوشیدر

در اوستا: "اوْخْشَیْتارتَ

پسرانه فارسی

هوفر

دارای فرّ نیک

پسرانه فارسی

هوم

فشرده و کوبیده شده

پسرانه فارسی

هومان

نیک اندیش، از ریشه‌ی پهلوی هو (خوب) و منَه (اندیشه) [از پهلوانان شاهنامه]

پسرانه فارسی، کردی

هومن

خوب منش

پسرانه فارسی

هونام

نام فرماندار پریاک، در دوران شاپور یکم که نام او در کتیبه کعبه زردشت دیده می‌شود

پسرانه فارسی

هیراد

دارائی و ثروت ، شاید در اوستا هور اوده. نام فرماندار ارمنستان

پسرانه فارسی

هیربد

آموزشگر، آموزگار، از ریشه‌ی اوستایی اَئثْرَه (آموزش) و

پسرانه اوستایی، فارسی

یار احمد

(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «احمد» (ستوده). معنی «یار»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

یاراد

(احتمالی) از «یار» و «راد». معنی «یار»: فارسی

پسرانه فارسی

یاراله

(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «اله» (خدا). معنی «یار»: فارسی؛ یار

پسرانه فارسی

یارحسن

(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «حسن» (نیکو). معنی «یار»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

یارحسین

(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «یار»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

یاردل

ترکیبی از «یار» و «دل». معنی «یار»: فارسی؛ یار

پسرانه فارسی

یارسا

(احتمالی) از «یار». معنی «یار»: فارسی؛ یار

پسرانه فارسی

یارسام

(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «سام». معنی «یار»: فارسی

پسرانه فارسی

یارقلی

(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «قلی» (بنده

پسرانه فارسی، ترکی

یارکرم

(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «کرم». معنی «یار»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

یارمحمد

ترکیبی از «یار» و «محمد». معنی «یار»: فارسی

پسرانه فارسی

یارمراد

(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «یار»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

یارنیک

ترکیبی از «یار» و «نیک». معنی «یار»: فارسی؛ یار. معنی «نیک»: فارسی؛ نیک

پسرانه فارسی

یارولی

(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «ولی». معنی «یار»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

یاره

حلقه‌ای از فلز گرانبها که برای زینت در دست می‌کنند؛ دستبند. طوق

پسرانه فارسی

یاس فاطمه

(احتمالی) ترکیبی از «یاس» و «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده). معنی «یاس»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

یاسرزاد

(احتمالی) از «یاسر» و «زاد». معنی «یاسر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

یاقوت

سنگی قیمتی [یاقوت حموی:مورخ بزرگ]

پسرانه فارسی، عربی

یاکام

(احتمالی) یعنی یار کامیاب

پسرانه فارسی

یاور

یاری دهنده، کمک کننده

پسرانه فارسی

یاورعلی

(احتمالی) ترکیبی از «یاور» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «یاور»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

یزداد

ایزدداد

پسرانه فارسی

یزدان

رواج ( ١ تبرستان مرعشی

پسرانه فارسی

یزدان پناه

(احتمالی) ترکیبی از «یزدان» (خدا) و «پناه». معنی «یزدان»: فارسی

پسرانه فارسی

یزدان مهر

ترکیبی از «یزدان» و «مهر». معنی «یزدان»: فارسی

پسرانه فارسی

یزدانبخش

نام یکی از وزیران هرمز انوشیروان

پسرانه فارسی

اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)