رفتن به محتوا
نوزاد

۲۵۹۲ اسم

معنی اسم پسر فارسی، صفحه‌ی ۳۷

صفحه‌ی ۳۷ از ۴۴؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

مگابیز

بخشش خداوند، خداداد، تحریف یونانیِ نام پارسی باستان

پسرانه فارسی

ملایار

(احتمالی) ترکیبی از «ملا» و «یار» (یار و دوست). معنی «ملا»: گروه مردم. معنی «یار»: فارسی؛ یار

پسرانه فارسی

ملک جمشید

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «جمشید». معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

ملک سیاوش

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «سیاوش». معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

ملک میرزا

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «میرزا» (امیرزاده). معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

ملک نوید

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «نوید». معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

ملکآرا

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «آرا». معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

مندی

از نام‌های کمیاب زندة امروزی زردشتیان. کوچک شده ماندگار است

پسرانه فارسی

منوچهر

از نژاد منوش

پسرانه فارسی، کردی

منوش

١- به نوشته : بخش ٣١ بندهشن

پسرانه فارسی

منوشان

نام فرماندار پارس در روز کار شاه کیخسرو کیانی

پسرانه فارسی

منوشچهر

١-بهدینی است در بند١٣١ فروردین یشت

پسرانه فارسی

منیبا

(احتمالی) شکل دیگری از «منیبه»

پسرانه عربی، فارسی

مولایار

(احتمالی) ترکیبی از «مولا» و «یار» (یار و دوست). معنی «مولا»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

مهانفر

(احتمالی) از «مهان» و «فر». معنی «مهان»: فارسی؛ بزرگان (جمع مه)

پسرانه فارسی

مهباد

(احتمالی) ریشه آن روشن نیست

پسرانه فارسی

مهبد

بزرگ و سرور

پسرانه فارسی

مهبود

(احتمالی) بهتر

پسرانه فارسی

مهدی شادی

(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایت‌شده) و «شادی» (شادمانی). معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

مهدی فرشید

(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایت‌شده) و «فرشید» (روشنایی خورشید). معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

مهدی یار

یاور مهدی؛ (به مجاز) دوستدار و محب مهدی منتظر قائم آل محّمد(ع)

پسرانه عربی، فارسی

مهدیار

(احتمالی) یار مهدی

پسرانه عربی، فارسی

مهدیپارسا

(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایت‌شده) و «پارسا». معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

مهر

نام مردی که برزنی ماه نام عاشق بوده و داستان مهر و ماه مشهور است برهان

پسرانه فارسی

مهر علی مهر

(احتمالی) از «مهر» و «علی». معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

مهرآراد

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «آراد». معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

مهرآرتا

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «آرتا». معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

مهرآزما

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «آزما». معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

مهرآفرین

آفریننده ی مهر و محبت و دوستی

پسرانه فارسی

مهرآمین

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «آمین». معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی، عبری

مهراب الدین

(احتمالی) ترکیبی از «مهراب» و «الدین» (دین). معنی «مهراب»: فارسی

پسرانه فارسی

مهراب حسین

(احتمالی) ترکیبی از «مهراب» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «مهراب»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

مهرابعلی

(احتمالی) ترکیبی از «مهراب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مهراب»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

مهرابی

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «ابی». معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

مهراسپند

(احتمالی) ترکیب «مهر» و «اسپند»

پسرانه فارسی

مهراصغر

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «اصغر». معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

مهرالدین

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «الدین» (دین). معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

مهرالله

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «الله» (خدا). معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

مهراله

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «اله» (خدا). معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

مهران

نام سردودمان خاندان مهران، یکی از هفت خاندان‌های نامی دوران ساسانیان

پسرانه فارسی

مهرانتاج

(احتمالی) ترکیبی از «مهران» و «تاج» (تاج). معنی «مهران»: فارسی

پسرانه فارسی

مهرانفر

(احتمالی) از «مهران» و «فر» (شکوه). معنی «مهران»: فارسی

پسرانه فارسی

مهربد

(احتمالی) سرور مهر

پسرانه فارسی

مهربرزین

مهر والا؛ نام آتشکده «آذر برزین مهر»

پسرانه فارسی

مهرپاد

(احتمالی) شکل دیگری از «مهریاد» یا «مهراد». معنی «مهریاد»: فارسی

پسرانه فارسی

مهرپوی

جوینده مهر

پسرانه فارسی

مهرپویان

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «پویان». معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

مهرتاش

(احتمالی) مهر

پسرانه فارسی، ترکی

مهرجو

جوینده مهر

پسرانه فارسی

مهرخو

(احتمالی) مهرخو، مهربان‌خوی

پسرانه فارسی

مهرداد

داده مهر (ایزد مهر)؛ نام چند پادشاه اشکانی از جمله مهرداد دوم

پسرانه فارسی

مهردار

دارنده مهر

پسرانه فارسی

مهررضا

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «رضا» (خشنودی). معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

مهرروز

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «روز» (روز). معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

مهرزاد امیر

(احتمالی) ترکیبی از «مهرزاد» (زاده‌ی مهر) و «امیر» (فرمانروا و سرور). معنی «مهرزاد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)