بخشش خداوند، خداداد، تحریف یونانیِ نام پارسی باستان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ملا» و «یار» (یار و دوست). معنی «ملا»: گروه مردم. معنی «یار»: فارسی؛ یار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «جمشید». معنی «ملک»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «سیاوش». معنی «ملک»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «میرزا» (امیرزاده). معنی «ملک»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «نوید». معنی «ملک»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «آرا». معنی «ملک»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
شاهزاده
پسرانه / عربی، فارسی
از نامهای کمیاب زندة امروزی زردشتیان. کوچک شده ماندگار است
پسرانه / فارسی
از نژاد منوش
پسرانه / فارسی، کردی
١- به نوشته : بخش ٣١ بندهشن
پسرانه / فارسی
نام فرماندار پارس در روز کار شاه کیخسرو کیانی
پسرانه / فارسی
١-بهدینی است در بند١٣١ فروردین یشت
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شکل دیگری از «منیبه»
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مولا» و «یار» (یار و دوست). معنی «مولا»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «مهان» و «فر». معنی «مهان»: فارسی؛ بزرگان (جمع مه)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ریشه آن روشن نیست
پسرانه / فارسی
بزرگ و سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بهتر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایتشده) و «شادی» (شادمانی). معنی «مهدی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایتشده) و «فرشید» (روشنایی خورشید). معنی «مهدی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
یاور مهدی؛ (به مجاز) دوستدار و محب مهدی منتظر قائم آل محّمد(ع)
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) یار مهدی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهدی» (هدایتشده) و «پارسا». معنی «مهدی»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
نام مردی که برزنی ماه نام عاشق بوده و داستان مهر و ماه مشهور است برهان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «مهر» و «علی». معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «آراد». معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «آرتا». معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «آزما». معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
آفریننده ی مهر و محبت و دوستی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «آمین». معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی، عبری
(احتمالی) ترکیبی از «مهراب» و «الدین» (دین). معنی «مهراب»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهراب» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «مهراب»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مهراب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مهراب»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «ابی». معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیب «مهر» و «اسپند»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «اصغر». معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «الدین» (دین). معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «الله» (خدا). معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «اله» (خدا). معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
نام سردودمان خاندان مهران، یکی از هفت خاندانهای نامی دوران ساسانیان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهران» و «تاج» (تاج). معنی «مهران»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «مهران» و «فر» (شکوه). معنی «مهران»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) سرور مهر
پسرانه / فارسی
مهر والا؛ نام آتشکده «آذر برزین مهر»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شکل دیگری از «مهریاد» یا «مهراد». معنی «مهریاد»: فارسی
پسرانه / فارسی
جوینده مهر
پسرانه / فارسی
جوینده مهر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «پویان». معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) مهر
پسرانه / فارسی، ترکی
جوینده مهر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) مهرخو، مهربانخوی
پسرانه / فارسی
داده مهر (ایزد مهر)؛ نام چند پادشاه اشکانی از جمله مهرداد دوم
پسرانه / فارسی
دارنده مهر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «رضا» (خشنودی). معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «روز» (روز). معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مهرزاد» (زادهی مهر) و «امیر» (فرمانروا و سرور). معنی «مهرزاد»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
قبلی
- ۱
- …
- ۳۶
- ۳۷
- ۳۸
- …
- ۴۴
بعدی
اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)