رفتن به محتوا
نوزاد

۲۵۹۲ اسم

معنی اسم پسر فارسی، صفحه‌ی ۱۸

صفحه‌ی ۱۸ از ۴۴؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

خردیار

(احتمالی) یار خرد، خردمند

پسرانه فارسی

خرزاد

نام پدر موبد برزین رام که در سده هفتم هجری می‌زیسته کک: خورزا

پسرانه فارسی

خرسند

خشنود، شادمان

پسرانه فارسی

خرم

سرسبز، شاداب و باطراوت؛ نیز شاد و خوشحال

پسرانه فارسی

خرمعلی

از «خرم» (شاد) و «علی». معنی «خرم»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

خروش

بانگ، فریاد

پسرانه فارسی

خزران

(احتمالی) از «خزر»

پسرانه فارسی

خسرو الدین

(احتمالی) ترکیبی از «خسرو» و «الدین» (دین). معنی «خسرو»: فارسی

پسرانه فارسی

خسرو خان

(احتمالی) ترکیبی از «خسرو» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه فارسی

خسروپرویز

نام یکی از پادشاهان بزرگ و خبرساز دوران ساسانیان که عاقبت در زندان توسط فردی بی‌نام و نشان بنام زادفرخ کشته شد

پسرانه فارسی

خسروزاد

زاده‌ی خسرو، شاهزاده

پسرانه فارسی

خسروشاد

نام موبدی است در روزگار ساسانیان

پسرانه فارسی

خشاشه

نام یکی ازسر داران ایرانی در زمان شاه گشتاسب

پسرانه فارسی

خشایار

نام یکی از شاهان هخامنشی

پسرانه فارسی

خشایارشا

ولیعهد داریوش‌بزرگ که جانشین او گشت و تا اراضی شرق اروپا کشورگشایی نمود

پسرانه فارسی

خشنواز

خشنودکننده

پسرانه فارسی

خشنود

خوشحال، راضی و شادمان

پسرانه فارسی

خطایی

«خطایی» تخلص شاه اسماعیل یکم صفوی بود که دیوان شعری به ترکی آذربایجانی دارد

پسرانه فارسی

خنجست

فرخنده

پسرانه فارسی

خوبانه

(احتمالی) از «خوبان». معنی «خوبان»: فارسی؛ نیکوان، زیبارویان

پسرانه فارسی

خوجه

(احتمالی) خواجه، سرور

پسرانه فارسی

خوجه احمد

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی، عربی

خوجه بردی

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی، ترکی

خوجه دردی

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی

خوجه دوردی

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی، ترکمنی

خوجه قلی

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی، ترکی

خوجه قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی، ترکی

خوجه گلدی

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه، سرور) و «گلدی» (آمد، در ترکی). معنی «خوجه»: فارسی؛ خواجه، سرور

پسرانه فارسی

خوجه محمد

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی، عربی

خوجه مراد

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی، عربی

خوجه نظر

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی، عربی

خوجه نیاز

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی

خورداد

(احتمالی) شکل دیگری از «خرداد». معنی «خرداد»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

خورزاد

١-نام یکی از پسران خسروپرویز ساسانی ٢- نام نیای شهراکم اسپهبد تبرستان ٣-نام دومین استندار پادوسپانی١٠٥-٧٥ ٣- نام برادر پادشاه خوارزم، در سده هشتم مجری ٥- نام پدر مو بد برزین رام ٣٢فرزانگان ء- نام زندانبانی است (م ازیار

پسرانه فارسی

خورسند

از نام‌های زندة امروزی زردشتیان

پسرانه فارسی

خوزان

نام یکی ازسر داران شاه کیخسرو که یکی از دهات اصفهان بنام او نامگذاری شده

پسرانه فارسی

خوش ساعت

(احتمالی) خوش‌ساعت، خوش‌قدم

پسرانه فارسی

خوشچهر

نام پسر ابو السوار

پسرانه فارسی

خوشخوان

(احتمالی) خوش‌آواز

پسرانه فارسی

خوشروز

دارای زندگی راحت و با رفاه

پسرانه فارسی

خوشزاد

(احتمالی) خوش‌نژاد

پسرانه فارسی

خوش‌منش

خوش‌منش، نیک‌سرشت

پسرانه فارسی

خوشیار

دوست و یار شاد و شادمان

پسرانه فارسی

خوناس

(احتمالی) نام پهلوانی در شاهنامه

پسرانه فارسی

خونیرث

در اوستا «خونیرث» و در پهلوی «خونیرس»

پسرانه فارسی

خیراندیش

نیک‌اندیش، خیرخواه

پسرانه فارسی

داتام

نام یکی از فرمانداران پارسی کاپادوکیه

پسرانه فارسی

داتان

داد و قانون

پسرانه فارسی

داته

آفریده ،داده شده؛ [پهلوان رویین تن ایرانی و پسر گشتاسپ]

پسرانه فارسی

داتیس

از افراد متشخص و احتمالا مادی که در آثار هرودوت یا دیگران مانند کتسیاس و کزنفون منقول است

پسرانه فارسی

دادآفرین

نام پسر سام پسر به آفرید سیستان

پسرانه فارسی

دادآور

(احتمالی) دادگر

پسرانه فارسی

دادار

آفریننده

پسرانه فارسی

دادبان

نگهبان داد

پسرانه فارسی

دادبخش

(احتمالی) دادبخش، دادگر

پسرانه فارسی

دادبه

نام ابن مقفع بیش از اسلام آوردن

پسرانه فارسی

اسم دختر فارسی (۲۷۷۸ اسم)