خانه اسم پسر فارسی فارسی، حرف گ اسم فارسی بر اساس حرف اول
(احتمالی) «گاسپار» در سنت مسیحی نام یکی از سه مغی است که به دیدار عیسای نوزاد آمدند. بسیاری آن را صورت دگرگونشدهی واژهی ایرانی «گنزبر» به معنای گنجور میدانند
پسرانه / فارسی
یکی از شخصیتهای شاهنامه
پسرانه / فارسی
نام یکی از سرداران کی گشتاسب
پسرانه / فارسی
نفیس، باارزش
پسرانه / فارسی
(احتمالی) اهل گرجستان
پسرانه / فارسی
پهلوان آزاده
پسرانه / فارسی
(احتمالی) گرداب
پسرانه / فارسی
پهلوانگیر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) گردو
پسرانه / فارسی
رزم کیانی، در اوستا به شکل کَوارسمن دیده میشود [خویشاوند نیرنگبازِ اسفندیار در شاهنامه]
پسرانه / فارسی
دارنده اسب لاغر؛ گرشاسب پهلوان اژدهاکش اسطورههای ایرانی
پسرانه / فارسی
نام مرکز استان گلستان. این نام از «وَرکانه» در فارسی باستان به معنی سرزمین گرگها آمده و یونانیان آن را «هیرکانی» میخواندند
پسرانه / فارسی
همچون گرگ، از ریشهی پهلوی وورک (گرگ) [از پهلوانان شاهنامه]
پسرانه / فارسی
~ احتمالا همان کروخان و از جنگجویان ترکان یا توران در شاهنامه
پسرانه / فارسی
در شاهنامه گژدهم پهلوان ایرانی و نگهبان دژ سپید است
پسرانه / فارسی
گسترندهی قدرت، از ریشهی پهلویِ ویس (گستردن) و
پسرانه / فارسی
یکی از شخصیتهای شاهنامه
پسرانه / فارسی
دارندهی اسب رمنده، صاحب اسب پیر، از
پسرانه / فارسی
صاحب اسب نر، از ریشهی اوستاییِ گُشْن (نرینه) و
پسرانه / فارسی
نام پهلوان شاهنامه، پدر گودرز
پسرانه / فارسی
(احتمالی) گل آخر؛ نامگذاری برای واپسین دختر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «احمد» (ستوده). معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «اصلان». معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «امیر» (فرمانروا و سرور). معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «گل» و «بیگ». معنی «گل»: فارسی؛ گل
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «حسن» (نیکو). معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «گل» و «حسین». معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «گل» و «محمد»
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «مهدی» (هدایتشده). معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «میرزا» (امیرزاده). معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «ولی». معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «گلاب» و «علی». معنی «گلاب»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
بوی گل [از پهلوانان شاهنامه]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «گل» و «بید». معنی «گل»: فارسی؛ گل
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آراینده گل
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «رضا» (خشنودی). معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) گلریزان، گلافشانی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) گل زرین
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «گل» و «یاسمین». معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی
«گل سوری» نام کهن گل سرخ محمدی است و «سوری» در فارسی به معنی سرخ است
پسرانه / فارسی
از «گل» و «علی». معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «گله». معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) گل جهان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) گیسوی گل
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «گل» و «مینو». معنی «گل»: فارسی؛ گل. معنی «مینو»: فارسی؛ بهشت، آسمان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نسیم گل
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) گنج پادشاه
پسرانه / فارسی، عربی
سرآمد پهلوانان
پسرانه / فارسی
صورتی از «کوشیار». معنی «کوشیار»: فارسی؛ کوشا؛ نام ستارهشناس گیلانی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «گیتی» (جهان) و «نوش». معنی «گیتی»: فارسی
پسرانه / فارسی
روشنیبخش جهان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) روشنی جهان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نام مردمانی که در گیلان زندگی میکنند
پسرانه / گیلکی، فارسی
(احتمالی) ماه گیلها؛ ماهروی گیلانی
پسرانه / گیلکی، فارسی
یکی از پهلوانان داستانی ایرانی پسر گودرز
پسرانه / فارسی
اسم دختر فارسی با حرف گ (۲۴۷ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.