رفتن به محتوا
نوزاد

۱۰۳ اسم

معنی اسم پسر فارسی با حرف د، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۲؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

درملک

مروارید پادشاهی

پسرانه فارسی، عربی

درویش بگ

(احتمالی) ترکیبی از «درویش» و «بگ» (بزرگ، در ترکی). معنی «درویش»: فارسی؛ پارسا و وارسته از دنیا

پسرانه فارسی

درویش عباس

(احتمالی) ترکیبی از «درویش» و «عباس» (شیر بیشه). معنی «درویش»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

درویش محمد

(احتمالی) ترکیبی از «درویش» و «محمد» (ستوده). معنی «درویش»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

درویشعلی

(احتمالی) از «درویش» و «علی». معنی «درویش»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

دریادل

دریادل، بخشنده و دلیر

پسرانه فارسی

دریادیس

(احتمالی) از «دریا». معنی «دریا»: فارسی؛ دریا؛ کنایه از بخشش و فراخی دل

پسرانه فارسی

دریاقلی

(احتمالی) از «دریا» و «قلی». معنی «دریا»: فارسی

پسرانه فارسی، ترکی

دریانه

(احتمالی) از «دریا». معنی «دریا»: فارسی؛ دریا؛ کنایه از بخشش و فراخی دل

پسرانه فارسی

دریز

(احتمالی) ریشه آن روشن نیست

پسرانه فارسی

دست گل

(احتمالی) دسته گل

پسرانه فارسی

دستان

لقب زال در شاهنامه؛ نیز به معنای نغمه و داستان

پسرانه فارسی

دلاور شریف

ترکیبی از «دلاور» و «شریف». معنی «دلاور»: فارسی؛ دلاور. معنی «شریف»: عربی؛ بزرگوار

پسرانه فارسی، عربی

دلبراحمد

(احتمالی) از «دلبر» و «احمد». معنی «دلبر»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

دلبیدار

(احتمالی) دل‌بیدار، آگاه

پسرانه فارسی

دلبین

(احتمالی) دل‌بین، روشن‌دل

پسرانه فارسی

دلخواه

خواسته دل، دلخواه

پسرانه فارسی

دلشید

(احتمالی) روشنی دل

پسرانه فارسی

دماوند

نام سرداری است در روزگار ساسانیان،از خانواده کاوسکان ٣ ساسانی

پسرانه فارسی

دمور

آوازنرم و آهسته. نام یکی از خویشان افراسیاب و کشنده سیاوش

پسرانه فارسی

دوستعلی

ترکیبی از «دوست» و «علی»

پسرانه فارسی

دوستک

(احتمالی) دوست کوچک

پسرانه فارسی

دوستمحمد

ترکیبی از «دوست» و «محمد»

پسرانه فارسی

دوستی

(احتمالی) دوستی و مهر

پسرانه فارسی

دولتیار

(احتمالی) یارِ دولت و بخت

پسرانه فارسی

دهقان

کشاورز

پسرانه فارسی

دهناد

ر واج از نام‌های دساتیری است. به معنی - نظم و ترتیب

پسرانه فارسی

دهیار

(احتمالی) دهیار، سرپرست ده

پسرانه فارسی

دیااکو

صورتی از «دیاکو»

پسرانه فارسی

دیاکو

دیاکو بنیان‌گذار پادشاهی ماد که به روایت هرودوت با دادگری مردم را گرد آورد و شهر هگمتانه (همدان) را ساخت

پسرانه فارسی

دیانوش

(احتمالی) از «دیا» و «نوش». معنی «نوش»: فارسی

پسرانه فارسی

دیدارعلی

(احتمالی) از «دیدار» و «علی». معنی «دیدار»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

دیلم

نام پسر فرخان که در سده سوم یزدگردی در تبرستان می‌زیسته ١٣٥ تبرستان ٢)

پسرانه فارسی

دیندار

دیندار، پرهیزگار

پسرانه فارسی

دینوند

(احتمالی) دیندار

پسرانه فارسی

دینیار

یار و یاور و مددکار دین. ذ

پسرانه فارسی

دیهیم

تاج، کلاهِ زرنشان. نوار معمولاّ جواهرنشان که بدور تاج یا به پیشانی می‌بستند

پسرانه فارسی

اسم دختر فارسی با حرف د (۱۰۱ اسم)