خانه اسم پسر فارسی فارسی، حرف خ اسم فارسی بر اساس حرف اول
(احتمالی) از «خال» و «یار». معنی «یار»: فارسی؛ یار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دارای خال
پسرانه / فارسی
(احتمالی) داده خدای آفریننده
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) خانزاده، فرزند بزرگان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) خانزاده، فرزند بزرگان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «خاور» و «رضا» (خشنودی). معنی «خاور»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «خاور» و «سلطان» (پادشاه). معنی «خاور»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) خاوری
پسرانه / فارسی
بخشیدهی خدا
پسرانه / فارسی
بندهی خدا؛ لقب اولجایتو، ایلخان مغول
پسرانه / فارسی
از نامهای رواج میان چادرنشینان فارس
پسرانه / فارسی
(احتمالی) خداخواه، خداجو
پسرانه / فارسی
هدیه ای از طرف خدا
پسرانه / فارسی
دوستدار خدا
پسرانه / فارسی
رحمت خدا
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) رسانده خدا
پسرانه / فارسی
خشنودی خدا
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) شکر خدا
پسرانه / فارسی، عربی
خداجو
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) کرم و بخشش خدا
پسرانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «خدا» و «کریم». معنی «کریم»: عربی؛ بخشنده؛ از نامهای خدا
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) یاری خدا
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) مراد خدا، خواسته از خدا
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) نور خدا
پسرانه / فارسی، عربی
خدا داد
پسرانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) خداوند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) یاد خدا
پسرانه / فارسی
یار و یاور خدا، کسی که خدا یارش باشد. ساختی مانند «یزدانیار» و «ایزدیار»
پسرانه / فارسی
ارباب، پادشاه. خادم
پسرانه / فارسی
(احتمالی) خورشید و روشنایی؛ نام پهلوانی در شاهنامه
پسرانه / فارسی
خاور =جای آسایش خورشید. نام سپهدار بهرام چوبینه
پسرانه / فارسی
منسوب به «خراسان»
پسرانه / فارسی
«هئوروتات» در اوستا، امشاسپند رسایی و تندرستی و نگهبان آبها؛ نیز سومین ماه سال
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیب «خرداد» و «برزین» (بلند)؛ شکوه خرداد
پسرانه / فارسی
نیکِ خرداد یا بهتر از خرداد. نام نیای ابن خردادبه
پسرانه / فارسی
نام یکی از پیروان م ریدان دستور آذر- کیوان که از نژاد سام نریمان بود ف زانکان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) یار خرد، خردمند
پسرانه / فارسی
نام پدر موبد برزین رام که در سده هفتم هجری میزیسته کک: خورزا
پسرانه / فارسی
خشنود، شادمان
پسرانه / فارسی
سرسبز، شاداب و باطراوت؛ نیز شاد و خوشحال
پسرانه / فارسی
از «خرم» (شاد) و «علی». معنی «خرم»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
بانگ، فریاد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «خزر»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «خسرو» و «الدین» (دین). معنی «خسرو»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «خسرو» و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / فارسی
نام یکی از پادشاهان بزرگ و خبرساز دوران ساسانیان که عاقبت در زندان توسط فردی بینام و نشان بنام زادفرخ کشته شد
پسرانه / فارسی
زادهی خسرو، شاهزاده
پسرانه / فارسی
نام موبدی است در روزگار ساسانیان
پسرانه / فارسی
نام یکی ازسر داران ایرانی در زمان شاه گشتاسب
پسرانه / فارسی
نام یکی از شاهان هخامنشی
پسرانه / فارسی
ولیعهد داریوشبزرگ که جانشین او گشت و تا اراضی شرق اروپا کشورگشایی نمود
پسرانه / فارسی
خشنودکننده
پسرانه / فارسی
خوشحال، راضی و شادمان
پسرانه / فارسی
«خطایی» تخلص شاه اسماعیل یکم صفوی بود که دیوان شعری به ترکی آذربایجانی دارد
پسرانه / فارسی
قبلی ۱ ۲
بعدی
اسم دختر فارسی با حرف خ (۸۷ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.