خانه اسم پسر فارسی فارسی، حرف ب صفحهی ۴ اسم فارسی بر اساس حرف اول
نام یکی از پهلوانان ایران پسر پیل زور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بهزاد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «بهزاد»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
نام اصل ابومسلم خراسانی فرز ندشیدوش
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «بهزاد» (نیکنژاد) و «حسین». معنی «بهزاد»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «بهزاد» (نیکنژاد) و «رضا». معنی «بهزاد»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «به» و «سام»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بهشت
پسرانه / فارسی
(احتمالی) «وهسود»، نیکسود؛ سودمند و پربهره
پسرانه / فارسی
(احتمالی) «وهسودان»؛ نام چند تن از امیران دیلمی و روادی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) خوشرنگ، دارای رنگ نیک
پسرانه / فارسی
شکوهمند و با جلال و جبروت
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نیک کوچک
پسرانه / فارسی
کسی که به بهترین وجهی به آرزوی خود رسیده؛ بهترین کامروا
پسرانه / فارسی
از نامهای زندة زردشتیان امروزی
پسرانه / فارسی
نیک اندیش، از ریشهی پهلویِ وهو (خوب) و منَه (اندیشه) [از فرشتگان بزرگ دین زرتشتی]
پسرانه / اوستایی، فارسی
(احتمالی) از «بهمن» و «یار». معنی «بهمن»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بهمن» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «بهمن»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «بهمن» و «قلیچ» (شمشیر). معنی «بهمن»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) زاده بهمن
پسرانه / فارسی
دارای مش و کردار شایسته
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نام رودی در خوزستان که از کارون در خرمشهر جدا میشود و از کنار آبادان به خلیج فارس میریزد. نامش را برگرفته از «بهمناردشیر»، شهری ساسانی در این ناحیه، دانستهاند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «بهمن» (نیکمنش) و «علی». معنی «بهمن»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
١- نام تصحیح کننده تاریخ بیهقی (حاشیه ٢٢٥ سیستان ٢- نام یکی از موبدان خراسان که در سده دهم یزدگردی میزیسته
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «بهمن» و «یار». معنی «بهمن»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بهنام» (نیکنام
پسرانه / فارسی، عربی
نیک نژاد، دارای اصل و نسب، اصیل، شریف
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نیک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بهی» و «الدین» (دین). معنی «بهی»: فارسی؛ خوبی و نیکی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «بهین» (بهترین) و «مهر». معنی «بهین»: فارسی
پسرانه / فارسی
نام برادر شاپور یکم ساسانی و همچ نین نام شانزدهمین پادشاه ساسانی پسر یزدگرد یکم
پسرانه / فارسی
مربوط به سرزمین ایران
پسرانه / پهلوی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بیژن» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «بیژن»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بیک» و «میرزا» (امیرزاده). معنی «بیک»: بیگ. معنی «میرزا»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بیگزاده، فرزند بزرگان
پسرانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) دههزار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «بیور» (دههزار) و «زاد»؛ زادهی بیوراسپ (ضحاک) در شاهنامه
پسرانه / فارسی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ بعدی اسم دختر فارسی با حرف ب (۲۵۶ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.