رفتن به محتوا
نوزاد

۳۴۰ اسم

معنی اسم پسر فارسی با حرف م، صفحه‌ی ۳

صفحه‌ی ۳ از ۶؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

محمدفرزین

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «فرزین». معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدفرشاد

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «فرشاد» (دارای فر و شادی). معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدفرشید

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «فرشید» (روشنایی خورشید). معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدفرهاد

از نام‌های مرکب، ا محّمد و فرهاد

پسرانه عربی، فارسی

محمدفرهام

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «فرهام» (زیبا و باشکوه). معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدفیروز

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «فیروز». معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدکارن

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «کارن». معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدکامران

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «کامران». معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدکاوه

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «کاوه». معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدکسری

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «کسری». معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدکیان

از نام‌های مرکب، ا محّمد و کیان

پسرانه عربی، فارسی

محمدکیوان

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «کیوان». معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدکیهان

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «کیهان». معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدگل

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «گل» (گل). معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدمازیار

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «مازیار» (نام سردار ایرانی در تبرستان). معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدماکان

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «ماکان» (نام سردار دیلمی). معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدماهان

از نام‌های مرکب، ا محّمد و ماهان

پسرانه عربی، فارسی

محمدمهبد

ترکیبی از «محمد» و «مهبد». معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدمهدیار

ترکیبی از «محمد» و «مهدیار». معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدمهر

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «مهر» (مهر و دوستی). معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدمهراب

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «مهراب». معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدمهراد

ترکیبی از «محمد» و «مهراد». معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدمهران

از نام‌های مرکب، ا محّمد و مهران

پسرانه عربی، فارسی

محمدمهرداد

از نام‌های مرکب، ا محّمد و مهرداد

پسرانه عربی، فارسی

محمدمهرشاد

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «مهرشاد» (شاد از مهر). معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدمهزیار

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «مهزیار» (یار ماه

پسرانه عربی، فارسی

محمدمهیار

از نام‌های مرکب، ا محّمد و مهیار

پسرانه عربی، فارسی

محمدمیران

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «میران» (امیران

پسرانه عربی، فارسی

محمدمیرزا

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «میرزا». معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدنوید

از نام‌های مرکب، ا محّمد و نوید

پسرانه عربی، فارسی

محمدنیکان

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «نیکان» (نیکان

پسرانه عربی، فارسی

محمدنیما

از نام‌های مرکب، ا محّمد و نیما

پسرانه عربی، فارسی

محمدهمایون

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «همایون». معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدهوتن

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «هوتن». معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدهومان

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «هومان». معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدهومن

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «هومن» (نیک‌اندیش). معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدیار

ترکیبی از «محمد» و «یار». معنی «محمد»: عربی

پسرانه فارسی، عربی

محمدیارا

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «یارا». معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

محمدیزدان

از نام‌های مرکب، ا محّمد و یزدان

پسرانه عربی، فارسی

مددیار

(احتمالی) ترکیبی از «مدد» و «یار» (یار و دوست). معنی «مدد»: (عربی) 1- یاری کمک

پسرانه فارسی

مراد نیک

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «نیک». معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

مرادبخش

برآورنده‌ی آرزو

پسرانه فارسی، عربی

مرد تاج

(احتمالی) ترکیبی از «مرد» و «تاج» (تاج). معنی «مرد»: یا : مردی mard1

پسرانه فارسی

مرداد

می‌را، در اصل از ریشه‌ی پهلوی امرداد به معنای نامیرا [نام پنجمین ماه سال]

پسرانه فارسی

مرداس

ابزار کشاورزی که برای صاف کردن زمین به کار می‌رود [نام پدر ضحاک]

پسرانه عربی، فارسی

مردافکن

نام یکی از بزرگان ایران ٢٥ داراب

پسرانه فارسی

مردان خوره

فرهمندیِ مردانه، برساخته از مردان و خوره /فرّه [از سرداران فریدون]

پسرانه فارسی

مرداویج

مرداویج پسر زیار

پسرانه فارسی

مرزبان

از نام‌های زندة امروزی زرتشتیان

پسرانه فارسی

مزدک

منسوب به مزدا، از ریشه‌ی پهلوی [پیامبر ایرانیِ عصر قباد ساسانی]

پسرانه اوستایی، فارسی

مشکان

(احتمالی) منسوب به «مشک». بونصر مشکان

پسرانه فارسی

مشکعلی

(احتمالی) ترکیبی از «مشک» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مشک»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

مشیا

نام نخستین مرد در اسطوره ایرانی

پسرانه فارسی

معینا

(احتمالی) شکل دیگری از «معین» یا «مینا». معنی «معین»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

مکابازو

(احتمالی) «بغه‌بازو» به معنای بازوی خدا

پسرانه فارسی

مکابیز

صورتی از «مگابیز». معنی «مگابیز»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

مگابیز

بخشش خداوند، خداداد، تحریف یونانیِ نام پارسی باستان

پسرانه فارسی

ملایار

(احتمالی) ترکیبی از «ملا» و «یار» (یار و دوست). معنی «ملا»: گروه مردم. معنی «یار»: فارسی؛ یار

پسرانه فارسی

ملک جمشید

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «جمشید». معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

ملک سیاوش

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «سیاوش». معنی «ملک»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

اسم دختر فارسی با حرف م (۳۱۶ اسم)