آن که به کشورها و نواحی مختلف جهان سفر می کند، سیاح، گردش گر
پسرانه / فارسی
گشایندهی جهان، جهانگیر؛ «تاریخ جهانگشای» نوشتهی عطاملک جوینی
پسرانه / فارسی
١- نام پسر رستم ذال پهلوان نامی ایران ٢- از نامهای زندة زردشتیان هند و ایران
پسرانه / فارسی
(احتمالی) امیر جهان
پسرانه / فارسی
کشنده و کوبنده، از ریشهی اوستایی ژَنْجنیشْتَه (کوبنده و ویرانگر) [از پهلوانان شاهنامه]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «جیران» و «تاج» (تاج). معنی «جیران»: ترکی
پسرانه / ترکی، فارسی
قبلی
- ۱
- ۲
بعدی اسم دختر فارسی با حرف ج (۳۵ اسم)