رفتن به محتوا
نوزاد

۲۷۷۸ اسم

معنی اسم دختر فارسی، صفحه‌ی ۲۱

صفحه‌ی ۲۱ از ۴۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

زرگیس

زرگیسو

دخترانه فارسی

زرمان

زرمانند و بسیار زیبا نام دختری در ارمنستان باستان (نام‌های عباسی)

دخترانه فارسی

زرماه

(احتمالی) ماه زرین

دخترانه فارسی

زرملک

(احتمالی) پادشاه زرین

دخترانه فارسی، عربی

زرمینه

(احتمالی) زرین

دخترانه فارسی

زرناز

ناز زرین

دخترانه فارسی

زرنج

١- نام یکی از شاهان پارس در روزگار ٢- نام زندان بان شاه ولید (٤ ٥هداراب

دخترانه فارسی

زرنگیس

نرگس زرین

دخترانه فارسی

زرواندخت

به معنای دختر زروان. زروان در باور ایرانیان کهن ایزد زمان بی‌کرانه بود و در آیین زروانی پدر اورمزد و اهریمن شمرده می‌شد

دخترانه فارسی

زری

از نام‌های رواج امروزی

دخترانه فارسی

زری گل

ترکیبی از «زری» و «گل». معنی «زری»: فارسی؛ زرین و طلایی. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

زری ماه

ترکیبی از «زری» و «ماه». معنی «زری»: فارسی؛ زرین و طلایی. معنی «ماه»: فارسی؛ ماه

دخترانه فارسی

زریبا

(احتمالی) زیبا چون زر

دخترانه فارسی

زریدخت

(احتمالی) دختر زرین

دخترانه فارسی

زرین تاج

از نام‌های رواج

دخترانه فارسی

زرین حال

(احتمالی) از «زرین» و «حال». معنی «زرین»: فارسی

دخترانه فارسی

زرین خواه

(احتمالی) از «زرین» و «خواه». معنی «زرین»: فارسی

دخترانه فارسی

زرین دخت

از «زرین» (طلایی) و «دخت» (دختر)؛ یعنی دختر زرین، گرانبها. صورت دیگرش «زری‌دخت» است

دخترانه فارسی

زرین دوست

(احتمالی) ترکیبی از «زرین» و «دوست» (دوست). معنی «زرین»: فارسی

دخترانه فارسی

زرین طلا

(احتمالی) ترکیبی از «زرین» و «طلا» (زر). معنی «زرین»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

زرین گل

ترکیبی از «زرین» و «گل». معنی «زرین»: فارسی

دخترانه فارسی

زرین نگار

ترکیبی از «زرین» و «نگار». معنی «زرین»: فارسی

دخترانه فارسی

زرین همای

ترکیبی از «زرین» و «همای». معنی «زرین»: فارسی

دخترانه فارسی

زعفران

گیاهی است پایا از تیرة زنبقی‌ها با برگ‌های دراز و سبز و گل‌های زرد یا سرخ خوش بو که تارهای نازک زرد رنگ در میان آن قرار دارد

دخترانه فارسی

زلفی ناز

(احتمالی) از «زلفی» و «ناز». معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه

دخترانه فارسی

زمانه

(احتمالی) زمانه

دخترانه فارسی

زمین تاج

(احتمالی) تاج زمین

دخترانه فارسی

زهرا بانو

(احتمالی) ترکیبی از «زهرا» (درخشان) و «بانو» (بانو). معنی «زهرا»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

زهرا زرین

(احتمالی) ترکیبی از «زهرا» (درخشان) و «زرین». معنی «زهرا»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

زهرا مینو

(احتمالی) ترکیبی از «زهرا» (درخشان) و «مینو». معنی «زهرا»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

زهرا یاس

(احتمالی) ترکیبی از «زهرا» (درخشان) و «یاس». معنی «زهرا»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

زهرابی بی

ترکیبی از «زهرا» و «بی‌بی». معنی «زهرا»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

زهراناز

ترکیبی از «زهرا» و «ناز». معنی «زهرا»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

زهره بانو

(احتمالی) ترکیبی از «زهره» و «بانو» (بانو). معنی «زهره»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

زیبا بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «زیبا» و «بیگم» (بانو

دخترانه فارسی، ترکی

زیبا گل

ترکیبی از «زیبا» و «گل». معنی «زیبا»: فارسی؛ زیبا و شایسته. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

زیباخانم

ترکیبی از «زیبا» و «خانم». معنی «زیبا»: فارسی؛ زیبا و شایسته. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو

دخترانه فارسی

زیبارخ

زیبارخ، زیبارو

دخترانه فارسی

زیبنده

درخور، شایسته و برازنده

دخترانه فارسی

زینب بانو

(احتمالی) ترکیبی از «زینب» (نام دختر امام علی) و «بانو» (بانو). معنی «زینب»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

زینب بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «زینب» (نام دختر امام علی) و «بی‌بی» (بانو). معنی «زینب»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

زینب گل

(احتمالی) ترکیبی از «زینب» (نام دختر امام علی) و «گل» (گل). معنی «زینب»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

زیوردخت

(احتمالی) دخترِ زیور

دخترانه فارسی

زیوین

(احتمالی) زرین

دخترانه فارسی

ژاله رخ

(احتمالی) ترکیبی از «ژاله» و «رخ» (چهره). معنی «ژاله»: فارسی

دخترانه فارسی

ژالیا

(احتمالی) از «ژاله». معنی «ژاله»: فارسی

دخترانه فارسی

ژالین

شعله آتش

دخترانه فارسی

ژرفا

ژرفی و عمق، بخش ژرف دریا یا اندیشه. نام دخترانه‌ی تازه‌ساخت

دخترانه فارسی

ژرفی

ژرف

دخترانه فارسی

ژرفین

(احتمالی) ژرف

دخترانه فارسی

ساتراپ

والی، حاکم، استاندار در ایران زمان هخامنشی

دخترانه فارسی

ساتین

(احتمالی) پارچه‌ی ابریشمی براق (ساتن)

دخترانه فارسی

ساحله

(احتمالی) شکل دیگری از «ساحل». معنی «ساحل»: عربی؛ کرانه دریا

دخترانه عربی، فارسی

اسم پسر فارسی (۲۵۹۲ اسم)