معنی اسم زیبنده
Zibande
زیبنده یعنی:
1- در خور، سزاوار، شایسته.
2- آراسته، زیبا.
منبع: بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال)
معنی دیگر:
درخور، شایسته و برازنده.
بدون منبع؛ پیشنهاد هوش مصنوعی
اسمی دخترانه با ریشهی فارسی.
- جنسیت
- دخترانه
- ریشه
- فارسی
- املای انگلیسی
- Zibande
- ابجد
- ۷۸ (صغیر: ۶)
اسمهای هممعنی با زیبنده
- فرزام لایق، در خور، شایسته، سزاوار
- ورساز جوان زیبا و آراسته
- شایان لایق، شایسته
- زیبا گل ترکیبی از «زیبا» و «گل». معنی «زیبا»: فارسی؛ زیبا و شایسته. معنی «گل»: فارسی؛ گل
- امیرشایان پادشاه و امیر لایق و شایسته، حاکم و سردار در خور و سزاوار
- امیرفرزام (احتمالی) از «امیر» و «فرزام» (شایسته). معنی «امیر»: عربی
- پیراسته زیبا شده، خوش نما شده
- محمدفرزام (احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «فرزام». معنی «محمد»: عربی
- آزین (احتمالی) آراسته
- محمدشایان از نامهای مرکب، ا محّمد و شایان
- شیانا (احتمالی) شایسته
- زیباخانم ترکیبی از «زیبا» و «خانم». معنی «زیبا»: فارسی
اسمهای مشابه زیبنده
- زلفی ناز (احتمالی) از «زلفی» و «ناز». معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه
- زرین گل ترکیبی از «زرین» و «گل». معنی «زرین»: فارسی
- زرین همای ترکیبی از «زرین» و «همای». معنی «زرین»: فارسی
- زرین نگار ترکیبی از «زرین» و «نگار». معنی «زرین»: فارسی
- زعفران گیاهی است پایا از تیرة زنبقیها با برگهای دراز و سبز و گلهای زرد یا سرخ خوش بو که تارهای نازک زرد رنگ در میان آن قرار دارد
- زرینه زرین
- زمانه (احتمالی) زمانه
- کیلان (احتمالی) شکل دیگری از «گیلان» یا «کیان». معنی «گیلان»: فارسی
- کیلهراسب نام پدر شاه گشتاسب کیانی
- کیوان بانو ترکیبی از «کیوان» و «بانو». معنی «کیوان»: فارسی
- کیان پادشاهان؛ نام دودمان کیانیان در شاهنامه
- کیوان دخت ترکیبی از «کیوان» و «دخت». معنی «کیوان»: فارسی
اسم خواهر و برادر برای زیبنده
اسمهایی که ریشهی مشترک با زیبنده دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
پرسشهای رایج دربارهی زیبنده
معنی اسم زیبنده چیست؟
زیبنده در منابع چند معنی دارد. در بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال): در خور، سزاوار، شایسته؛ 2- آراسته، زیبا؛ در پیشنهاد هوش مصنوعی: درخور، شایسته و برازنده.
زیبنده دخترانه است یا پسرانه؟
زیبنده اسمی دخترانه است.
ابجد زیبنده چند است؟
ابجد کبیر زیبنده ۷۸ و ابجد صغیر آن ۶ است.