رفتن به محتوا
نوزاد

۲۷۷۸ اسم

معنی اسم دختر فارسی، صفحه‌ی ۲۰

صفحه‌ی ۲۰ از ۴۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

رنانه

(احتمالی) یعنی آهنگین و طنین‌دار

دخترانه فارسی

رنگینه

(احتمالی) رنگین، رنگارنگ

دخترانه فارسی

روجا

روز، روزانه

دخترانه کردی، فارسی

روح ناز

(احتمالی) روح ناز

دخترانه فارسی، عربی

روحا

(احتمالی) شکل دیگری از «روحا»؛ روحانی

دخترانه عربی، فارسی

روحافزا

(احتمالی) روح‌افزا، جان‌بخش

دخترانه فارسی، عربی

روحبخش

جان‌بخش، روح‌افزا

دخترانه عربی، فارسی

روخوش

(احتمالی) خوش‌روی

دخترانه فارسی

رودابه

دختر مهراب پادشاه کابل، همسر زال و مادر رستم دستان

دخترانه پهلوی، فارسی

روزچهر

(احتمالی) چهره‌ای چون روز، روشن‌رو

دخترانه فارسی

روزی گل

(احتمالی) ترکیبی از «روزی» و «گل» (گل). معنی «روزی»: فارسی؛ روزی. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

روزین

(احتمالی) روشن چون روز

دخترانه فارسی

روزیه

(احتمالی) روزی

دخترانه فارسی

روژبین

(احتمالی) روزبین

دخترانه کردی، فارسی

روژین

روزان، زیبارو مانند روز

دخترانه کردی، فارسی

روژینا

مانند روز

دخترانه کردی، فارسی

روسانا

مانند روی و چهره

دخترانه فارسی

روشا

روشاد، دارای چهره‌ی شاد، شاداب

دخترانه فارسی

روشان

صورت دیگر «روشن»؛ تابان

دخترانه فارسی

روشن

دارای نور، درخشان؛ نیز آشکار و پیدا

دخترانه فارسی

روشن تاج

(احتمالی) ترکیبی از «روشن» (روشن

دخترانه فارسی

روشنا

روشنایی

دخترانه فارسی

روشنان

(احتمالی) روشنان، ستارگان

دخترانه فارسی

روشندخت

(احتمالی) ترکیبی از «روشن» (روشن

دخترانه فارسی

روشنک

نورانی، از ریشه‌ی اوستایی رئوخْشْنَه (روشن، نورانی)

دخترانه اوستایی، فارسی

روشینا

(احتمالی) از «روشن». معنی «روشن»: فارسی؛ دارای نور، درخشان؛ نیز آشکار و پیدا

دخترانه فارسی

روضه گل

(احتمالی) از «روضه» (باغ) و «گل». معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

رومیسا

ترکیب دو کلمه رومی و سا، به معنی مانند، شبیه. مانند رومی

دخترانه فارسی

رومینا

(احتمالی) زدوده و صیقل‌خورده

دخترانه فارسی

روناز

(احتمالی) از «رو» و «ناز»؛ نازروی. معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه

دخترانه فارسی

روییده

(احتمالی) روییده

دخترانه فارسی

رهادخت

(احتمالی) دختر رها

دخترانه فارسی

رهنا

(احتمالی) رهنما

دخترانه فارسی

ریحان بانو

(احتمالی) ترکیبی از «ریحان» و «بانو» (بانو). معنی «ریحان»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

ریرا

(احتمالی) بیدارباش؛ نام پرنده‌ای کوچک

دخترانه مازندرانی، فارسی

ریزهگل

(احتمالی) گل ریز

دخترانه فارسی

ریواس

گیاهی است با ساقة سفید و برگ‌های بزرگ و پهن

دخترانه فارسی

زر عالم

(احتمالی) زرِ جهان

دخترانه فارسی، عربی

زرآسا

(احتمالی) زرمانند

دخترانه فارسی

زراختر

(احتمالی) ستاره زرین

دخترانه فارسی

زرانگیز

(احتمالی) زرانگیز

دخترانه فارسی

زربانو

بانوی زرین

دخترانه فارسی

زربین

(احتمالی) زرین

دخترانه فارسی

زرپری

ترکیبی از «زر» و «پری». معنی «زر»: صدای ناخوشایند مانند صدای گریه یا صدای سازی که ناشیانه نواخته شود. معنی «پری»: فارسی؛ پری، موجود افسانه‌ای و زیبا؛ کنایه از زیبارویی

دخترانه فارسی

زرتا

(احتمالی) زرین

دخترانه فارسی

زرتاج

تاج زرین

دخترانه فارسی

زرجان

(احتمالی) زرِ جان

دخترانه فارسی

زرخاتون

ترکیبی از «زر» و «خاتون». معنی «زر»: صدای ناخوشایند مانند صدای گریه یا صدای سازی که ناشیانه نواخته شود. معنی «خاتون»: ترکی و مغولی؛ بانو

دخترانه فارسی

زرخانم

(احتمالی) بانوی زرین

دخترانه فارسی

زردخت

دختر زرین

دخترانه فارسی

زرستان

نام دختر ارجاسب مه‌ای عباسی

دخترانه فارسی

زرشام

نام دختری از خاندان جمشید

دخترانه فارسی

زرفام

(احتمالی) زرین‌رنگ

دخترانه فارسی

زرقلم

(احتمالی) زرین‌قلم

دخترانه فارسی

زرکا

(احتمالی) زرین

دخترانه فارسی

زرکام

(احتمالی) زرکام

دخترانه فارسی

زرگل

گل زرین

دخترانه فارسی

اسم پسر فارسی (۲۵۹۲ اسم)