رفتن به محتوا
نوزاد

۲۷۷۸ اسم

معنی اسم دختر فارسی، صفحه‌ی ۱۹

صفحه‌ی ۱۹ از ۴۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

رائیکا

(احتمالی) راهنما

دخترانه فارسی

راتا

(احتمالی) در اوستا «راتا» به معنی دهش و بخشش است و در سنت زرتشتی نام ایزدبانوی بخشندگی نیز شمرده شده است

دخترانه فارسی

راتاناز

(احتمالی) ترکیبی از «راتا» (راستی) و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «راتا»: فارسی کهن

دخترانه فارسی

رادا

(احتمالی) از «راد» (جوانمرد) با پسوند «ا»؛ بخشنده

دخترانه فارسی

راددخت

دختر جوانمرد

دخترانه فارسی

راز بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «راز» و «بی‌بی» (بانو). معنی «راز»: فارسی

دخترانه فارسی

رازانه

(احتمالی) از «راز». معنی «راز»: فارسی؛ راز، رمز

دخترانه فارسی

رازقی

نام گلی است سفید و کوچک و پرپر و خوشبو که از آن عطر هم می‌گیرند

دخترانه فارسی

راشر

(احتمالی) راستگو

دخترانه فارسی

راشنو

در اوستا «رشنو» ایزد دادگری و راستی است. بنا بر باورهای زرتشتی

دخترانه فارسی

راضیه بیگم

ترکیبی از «راضیه» و «بیگم». معنی «راضیه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی، ترکی

راظیه بگم

(احتمالی) ترکیبی از «راظیه» و «بگم» (بانو، در ترکی). معنی «بگم»: فارسی کهن؛ خدا (بغ)

دخترانه فارسی

رام بانو

ترکیبی از «رام» و «بانو». معنی «رام»: فارسی

دخترانه فارسی

رام بهشت

(احتمالی) آرام بهشت

دخترانه فارسی

رامدخت

دختر آرام

دخترانه فارسی

رامش

نام کسی بوده ٢٠ سیستان

دخترانه فارسی

رامشدخت

(احتمالی) دختر شادی

دخترانه فارسی

رامشین

(احتمالی) آرامش

دخترانه فارسی

رامیسا

(احتمالی) از «رام»

دخترانه فارسی

رامیلا

ارمیا، رامین، رامیار، ایلیا

دخترانه فارسی

رامیندخت

(احتمالی) از «رامین» و «دخت». معنی «رامین»: فارسی

دخترانه فارسی

رامینه

رام، رامین، طربناک

دخترانه فارسی

راه بی‌بی

(احتمالی) از «راه» و «بی‌بی». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

راه خدا

راه خدا

دخترانه فارسی، عربی

رایومند

واژه پهلوی - به معنی - دارنده فروغ و شکوه

دخترانه فارسی

ربابه بگم

(احتمالی) ترکیبی از «ربابه» (نام دختر امام حسین (رباب)) و «بگم» (بانو

دخترانه عربی، فارسی

ربابه بیگم

ترکیبی از «ربابه» و «بیگم». معنی «ربابه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی، ترکی

رخ افروز

ترکیبی از «رخ» و «افروز». معنی «افروز»: فارسی

دخترانه فارسی

رخامین

(احتمالی) مرمرچهره

دخترانه فارسی، عربی

رخساره

رخسار، رخ، چهره، صورت

دخترانه فارسی

رخسان

شاید رکسانه یونانی شده آن باشد . برخی رکسانه را یونانی شده «روشنک پنداشته اند

دخترانه فارسی

رخسانا

(احتمالی) چهره

دخترانه فارسی

رخسانه

رخسان، کسی که چهره‌اش درخشان است

دخترانه فارسی

رخشا

از بن «رخش» در «رخشیدن» به معنای درخشیدن

دخترانه فارسی

رخشاد

درخشان

دخترانه فارسی

رخشان

درخشان و تابان

دخترانه فارسی

رخشانه

از «رخشان» به معنی درخشان و تابان با پسوند «ه»؛ «رخش» در فارسی به معنی روشنی و درخشش است

دخترانه فارسی

رخشنده

از نام‌های زندة امروزی بانوان زرتشتی

دخترانه فارسی

رخشید

درخشیده

دخترانه فارسی

رخفروز

(احتمالی) ترکیبی از «رخ» (چهره) و «فروز» (فروزان، روشن). معنی «فروز»: فارسی؛ فروزان

دخترانه فارسی

رخک

(احتمالی) رخ کوچک

دخترانه فارسی

رخگل

(احتمالی) ترکیبی از «رخ» (چهره) و «گل» (گل). معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

رخنا

(احتمالی) چهره

دخترانه فارسی

رخنار

(احتمالی) رخسار

دخترانه فارسی

رخناز

(احتمالی) ترکیبی از «رخ» (چهره) و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه

دخترانه فارسی

ردگون

(احتمالی) سرخ‌گون

دخترانه فارسی

رزافشان

(احتمالی) گل‌افشان

دخترانه فارسی

رزان

تاکستان، باغ انگور

دخترانه فارسی

رزرخ

(احتمالی) گل‌رخ

دخترانه فارسی

رزگل

(احتمالی) گل رز

دخترانه فارسی

رزی

(احتمالی) گل سرخ (رزی)

دخترانه فارسی

رستا

روستا، دِه

دخترانه فارسی

رضوانه

خشنودی

دخترانه عربی، فارسی

رقیه بانو

(احتمالی) ترکیبی از «رقیه» و «بانو» (بانو). معنی «رقیه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

رقیه بیگم

ترکیبی از «رقیه» و «بیگم». معنی «رقیه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی، ترکی

رکسانه

روشنایی، نام شاهزاده ایرانی که اسکندر بخاطر او تخت جمشید را نابود

دخترانه فارسی

اسم پسر فارسی (۲۵۹۲ اسم)