رفتن به محتوا
نوزاد

۲۷۷۸ اسم

معنی اسم دختر فارسی، صفحه‌ی ۴۵

صفحه‌ی ۴۵ از ۴۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

نوشه

جاوید، شاد

دخترانه فارسی

نوشین خانم

(احتمالی) ترکیبی از «نوشین» و «خانم» (بانو). معنی «نوشین»: فارسی

دخترانه فارسی، ترکی

نوشین سادات

(احتمالی) ترکیبی از «نوشین» و «سادات» (سیدها

دخترانه فارسی

نوشیندخت

(احتمالی) ترکیبی از «نوشین» و «دخت» (دختر). معنی «نوشین»: فارسی

دخترانه فارسی

نوگل

گل تازه

دخترانه فارسی

نونهال

نهال تازه، درخت جوان

دخترانه فارسی

نه نه

(احتمالی) مادر، مادربزرگ

دخترانه فارسی

نهال

درخت نورسته

دخترانه فارسی

نیازعلی

از «نیاز» و «علی». معنی «نیاز»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

نیایش سادات

(احتمالی) ترکیبی از «نیایش» و «سادات» (سیدها

دخترانه فارسی

نیسا

(احتمالی) بانو

دخترانه فارسی

نیک بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «نیک» و «بی‌بی» (بانو). معنی «نیک»: فارسی

دخترانه فارسی

نیک تاج

ترکیبی از «نیک» و «تاج». معنی «نیک»: فارسی

دخترانه فارسی

نیک روان

(احتمالی) نیک‌روان

دخترانه فارسی

نیکارام

(احتمالی) نیک و آرام

دخترانه فارسی

نیکامهر

(احتمالی) ترکیبی از «نیکا» (نیکو

دخترانه فارسی

نیکچهره

خوب صورت و زیبا

دخترانه فارسی

نیکرخ

نیک‌رخ

دخترانه فارسی

نیکروح

(احتمالی) نیک‌روح

دخترانه فارسی، عربی

نیکسا

نیک‌مانند

دخترانه فارسی

نیکو آذر

(احتمالی) از «نیکو» و «آذر». معنی «نیکو»: فارسی

دخترانه فارسی

نیکوزاد

(احتمالی) نیک‌زاده

دخترانه فارسی

نیکوزهرا

(احتمالی) ترکیبی از «نیکو» و «زهرا» (درخشان). معنی «نیکو»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

نیکوناز

(احتمالی) ترکیبی از «نیکو» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «نیکو»: فارسی

دخترانه فارسی

نیلاب

از «نیل» به معنی کبود و «آب»

دخترانه فارسی

نیلماه

(احتمالی) ترکیبی از «نیل» و «ماه» (ماه). معنی «نیل»: رسیدن به مطلوب. معنی «ماه»: فارسی؛ ماه

دخترانه فارسی

نیلوفر

نام گلی)زنبق آبی)ر

دخترانه فارسی

نیم طلا

(احتمالی) نیم طلا

دخترانه فارسی

نیوشه

از مصدر «نیوشیدن» به معنی گوش دادن و شنیدن؛ «نیوشا» (شنونده) نیز از همین ریشه است

دخترانه فارسی

نیووند

(احتمالی) دلیر

دخترانه فارسی

واژه

واژه

دخترانه فارسی

وانوش

(احتمالی) بنفشه

دخترانه فارسی

وانوشه

(احتمالی) بنفشه

دخترانه فارسی

وایو

باد [ایزد باد و توفان در ایران باستان]

دخترانه فارسی

ورتا

و -٧ در زبان پهلوی : به معنی- گل وَرْتاج گلی است سرخ رنگ که همیشه روی به افتاب دارد (برهان وردآور گل آور ن مه‌ای فره وشی وَرْدَک ورد : در پهلوی - به معنی گل سرخ . در روزگار ساسانیان نام دختران بود ورمجه نام کنیز نماورکربالی وزن اسپهبد خورشید ، او از مردم هرات بود وساک (پهلوی

دخترانه فارسی

ورتاج

تاج گل

دخترانه عربی، فارسی

وردآفرید

(احتمالی) آفریده گل

دخترانه فارسی

وردآور

گل‌آور

دخترانه عربی، فارسی

وردگل

(احتمالی) ترکیبی از «ورد» و «گل» (گل). معنی «ورد»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

ورشان

نوعی کبوتر صحرایی تیره رنگ که بالای دمش سفید

دخترانه فارسی

وش

(احتمالی) مانند

دخترانه فارسی

وناز

(احتمالی) ناز

دخترانه فارسی

ونوش

بنفشه

دخترانه فارسی

وهار

گونه‌ی کهن و گویشی «بهار»

دخترانه فارسی

وهرو

نیک‌رو

دخترانه فارسی

ویس

ویس دلدار رامین در منظومه «ویس و رامین»

دخترانه فارسی

هاجر بیبی

(احتمالی) از «هاجر» و «بی‌بی». معنی «هاجر»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

هاله

خرمن ماه را گویند

دخترانه فارسی

هالی گل

(احتمالی) ترکیبی از «هالی» و «گل» (گل). معنی «هالی»: ستارة دنباله دار منظومة شمسی با مدار گردشی برابر ۷۶ سال. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

هایده

آشکار، نمایان، هویدا

دخترانه فارسی

هدیش

کاخ هدیش، بخشی از ویرانه‌های تخت‌جمشید که بانی آن خشایارشا است

دخترانه فارسی

هزار گلی

(احتمالی) هزار گل

دخترانه فارسی

اسم پسر فارسی (۲۵۹۲ اسم)