رفتن به محتوا
نوزاد

۲۷۷۸ اسم

معنی اسم دختر فارسی، صفحه‌ی ۳۱

صفحه‌ی ۳۱ از ۴۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

فره

بسیار، فراوان. خوب، پسندیده. فرّه

دخترانه فارسی

فرهناز

ناز باشکوه

دخترانه فارسی

فرهنگدخت

(احتمالی) دختر فرهنگ و دانش

دخترانه فارسی

فرهید

فرهیخته

دخترانه فارسی

فری

(احتمالی) کوتاه‌شده «فریبا» یا «فریده». معنی «فریبا»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

فری گل

(احتمالی) ترکیبی از «فری» و «گل» (گل). معنی «فری»: احتمالا کوتاه‌شده «فریبا» یا «فریده». معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

فریبا

دارنده چهره دل انگیز. از نام‌های رواج میان ایرانیان امروزی، ولی پیشینه نامگذاری ندارد

دخترانه فارسی

فریدا

(احتمالی) شکل دیگری از «فریا» یا «فرید». معنی «فریا»: فارسی؛ فریاد. معنی «فرید»: عربی؛ یگانه

دخترانه عربی، فارسی

فریدون اختر

(احتمالی) ترکیبی از «فریدون» و «اختر» (ستاره). معنی «فریدون»: فارسی کهن

دخترانه فارسی

فریرخ

پری‌رخ

دخترانه فارسی

فریسا

(احتمالی) زیبا

دخترانه فارسی

فریماه

ماه باشکوه

دخترانه فارسی

فرین

(احتمالی) دارای فرّ و شکوه؛ نام یکی از دختران زرتشت

دخترانه فارسی

فرین دخت

(احتمالی) ترکیبی از «فرین» و «دخت» (دختر). معنی «فرین»: فارسی

دخترانه فارسی

فرین گل

(احتمالی) ترکیبی از «فرین» و «گل» (گل). معنی «فرین»: فارسی

دخترانه فارسی

فرینار

(احتمالی) از «فری» (زیبا) و «انار». معنی «فری»: احتمالا کوتاه‌شده «فریبا» یا «فریده». معنی «انار»: فارسی؛ میوه‌ی سرخ و پردانه‌ی درخت انار. در فرهنگ ایرانی نماد باروری و برکت است و در شب یلدا جای ویژه دارد

دخترانه فارسی

فسانه

د افسانه

دخترانه فارسی

فشنگ طلا

(احتمالی) فشنگ زرین

دخترانه فارسی

فغان

(احتمالی) ناله

دخترانه فارسی

فوژان

فریاد، آه و بانگ بلند

دخترانه فارسی

فیروزدخت

نام دختر فیروز شاه ساسانی

دخترانه فارسی

فیروزه

پیروزه، سنگ گرانبهای آبی‌رنگ که بهترینش از نیشابور است؛ نماد پیروزی

دخترانه فارسی

قاصدک

چیزی بسیار سبک و گِرد متشکل از پرهای چتر مانندی که در هوا پرواز می‌کند و در اصل میوه گیاه است. گل قاصد

دخترانه فارسی

قجر بانو

(احتمالی) ترکیبی از «قجر» و «بانو» (بانو). معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی

قدم خیر بانو

(احتمالی) از «قدمخیر» (خوش‌قدم) و «بانو». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی

قدم یار

(احتمالی) ترکیبی از «قدم» و «یار» (یار و دوست). معنی «قدم»: پای، گام. معنی «یار»: فارسی؛ یار

دخترانه فارسی

قربان بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «قربان» و «بی‌بی» (بانو). معنی «قربان»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

قرص طلا

(احتمالی) قرص زرین

دخترانه فارسی

قرص ماه

(احتمالی) قرص ماه، ماه تمام

دخترانه فارسی

قشنگ گل

ترکیبی از «قشنگ» و «گل». معنی «قشنگ»: فارسی؛ زیبا. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

قمرتاج

ماه تاج‌دار

دخترانه عربی، فارسی

قمرجهان

ترکیبی از «قمر» و «جهان». معنی «قمر»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

قمررخ

(احتمالی) ماه‌رخ

دخترانه فارسی، عربی

قمرگل

ترکیبی از «قمر» و «گل». معنی «قمر»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

قمرناز

ناز ماه

دخترانه عربی، فارسی

قیدافه

نام زنی که در زمان اسکندر مقدونی که شهریار اندلس بود

دخترانه فارسی

قیمتی

گرانبها

دخترانه فارسی

کادوسا

(احتمالی) برگرفته از نام «کادوس‌ها»

دخترانه فارسی

کاس

(احتمالی) زاغ‌چشم، دختری با چشم آبی

دخترانه گیلکی، فارسی

کاس بانو

(احتمالی) ترکیبی از «کاس» و «بانو» (بانو). معنی «کاس»: فارسی

دخترانه فارسی

کاساندان

نام زن کوروش بزرگ و مادر کبوجیه و

دخترانه فارسی

کام بخت

(احتمالی) کامروا و خوشبخت

دخترانه فارسی

کامدخت

(احتمالی) دختر کامروا

دخترانه فارسی

کامدل

کامروا

دخترانه فارسی

کامه

مراد، آرزو

دخترانه فارسی

کبری بگم

(احتمالی) ترکیبی از «کبری» و «بگم» (بانو

دخترانه عربی، فارسی

کبوتر

کبوتر، نماد آشتی

دخترانه فارسی

کتانه

(احتمالی) شکل دیگری از «کتان» یا «کیانه». معنی «کتان»: فارسی؛ کتان. معنی «کیانه»: فارسی؛ شاهانه

دخترانه فارسی

کتایون

دختر قیصر روم و زن گشتاسب و مادر اسفندیار که نام دیگرش را ناهید گفته‌اند

دخترانه فارسی

کرانه

کنار، لب ساحل

دخترانه فارسی

کرشمه

کرشم. گرشم. گرشمه: غمزه، ناز، اشاره با چشم و ابرو

دخترانه فارسی

کشتزار

(احتمالی) کشتزار، مزرعه

دخترانه فارسی

کشتمند

(احتمالی) کشاورز

دخترانه فارسی

کفتر

(احتمالی) کبوتر (گویشی)

دخترانه فارسی

اسم پسر فارسی (۲۵۹۲ اسم)