رفتن به محتوا
نوزاد

۲۷۷۸ اسم

معنی اسم دختر فارسی، صفحه‌ی ۳

صفحه‌ی ۳ از ۴۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

آزرم خاتون

ترکیبی از «آزرم» و «خاتون». معنی «آزرم»: فارسی

دخترانه فارسی، ترکی، مغولی

آزرمیدخت

دوشیزه‌ی همیشه جوان

دخترانه فارسی

آزیتا

ر واج ین نام بیشینه نامگذاری

دخترانه فارسی

آسادخت

دختر آسوده

دخترانه فارسی

آسانا

دختر زیبا

دخترانه فارسی

آستاره

(احتمالی) ستاره؛ صورتی کهن از «ستاره»

دخترانه فارسی

آسکی

(احتمالی) آسمانی

دخترانه فارسی

آسمان

آسمان، سپهر

دخترانه فارسی

آسنا

(احتمالی) آسان

دخترانه فارسی

آسودا

(احتمالی) آسوده

دخترانه فارسی

آسوده

استراحت یافته، راحت کرده، آرام گرفته، ساکن، فارغ، خوش، مسرور، بی‌رنج

دخترانه فارسی

آسیمن

واژه است پهلوی: به معنی - سیمین، نقره

دخترانه فارسی

آشا

«اَشه» در اوستا به معنای راستی و نظم درست جهان است

دخترانه فارسی

آشوب

نام زنی بوده . ( ١ ٢هداراب نامه+ نام‌های ایرانی فره وشی

دخترانه فارسی

آشور بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «آشور» و «بی‌بی» (بانو). معنی «آشور»: نام سرزمین و قوم کهن آشور در بین‌النهرین

دخترانه فارسی

آشورینا

(احتمالی) آسوده

دخترانه فارسی

آشیان

آشیانه

دخترانه فارسی

آصفه

مؤنث «آصف»؛ آصف بن برخیا وزیر دانای سلیمان پیامبر بود

دخترانه عربی، فارسی

آطوسا

آتوسا (آطوسا) دختر کوروش بزرگ، همسر داریوش یکم و مادر خشایارشا

دخترانه فارسی

آغابانو

(احتمالی) بانوی بزرگ؛ از «آغا» (بانو، سرور) و «بانو»

دخترانه فارسی

آفتاب

آفتاب

دخترانه فارسی

آفتابدخت

ترکیبی از «آفتاب» و «دخت» (کوتاه‌شده‌ی دختر)

دخترانه فارسی

آفرتاج

(احتمالی) ترکیبی از «آفر» و «تاج» (تاج). معنی «آفر»: احتمالا کوتاه‌شده «آفرین». معنی «تاج»: فارسی

دخترانه فارسی

آفریده

آفریده‌شده، مخلوق؛ آنچه خدا آفریده است

دخترانه فارسی

آفرین ماه

ترکیبی از «آفرین» و «ماه». معنی «آفرین»: فارسی

دخترانه فارسی

آفرین مهر

ترکیبی از «آفرین» و «مهر». معنی «آفرین»: فارسی

دخترانه فارسی

آفرین ناز

ترکیبی از «آفرین» و «ناز». معنی «آفرین»: فارسی

دخترانه فارسی

آفریندخت

خورشید یا روشنائی آفتاب

دخترانه فارسی

آق گل

ترکیبی از «آق» و «گل». معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

آگاهدخت

دختر آگاه و دانا

دخترانه فارسی

آلاگل

از «آلا» (رنگارنگ، الوان) و «گل»؛ یعنی گل رنگارنگ

دخترانه ترکی، فارسی

آلاله

گیاهی است از تیره‌ی آلاله‌ها، شقایق، لاله‌ی نعمان، لاله‌ی قرمز

دخترانه فارسی

آلند

(احتمالی) بلند و والا

دخترانه فارسی

آلنوش

(احتمالی) جاودان

دخترانه فارسی

آلوگونه

کسی که گونه‌هایش چون آلو سرخ است؛ سرخ‌گونه

دخترانه فارسی

آلیش

(احتمالی) آراسته

دخترانه فارسی

آماندانا

(احتمالی) ماندنی، جاوید

دخترانه فارسی

آمستریس

آمستریس همسر خشایارشا و مادر اردشیر یکم هخامنشی بود که هرودوت از او یاد کرده است

دخترانه فارسی

آموتیا

(احتمالی) مهربان

دخترانه فارسی

آمیتریس

(احتمالی) مهربان

دخترانه فارسی

آمیتیس

نام دختر آستیاک ا تیاج بادشاه ماد

دخترانه فارسی

آنابی بی

(احتمالی) از «آنا» و «بی‌بی». معنی «آنا»: ترکی

دخترانه ترکی، فارسی

آنادل

(احتمالی) از «آنا» (مادر) و «دل»؛ دل مادر

دخترانه ترکی، فارسی

آناشید

خورشید مادر و گرمی بخشی دل مادر استفاده شده است

دخترانه ترکی، فارسی

آنامهر

(احتمالی) از «آنا» (مادر) و «مهر»؛ مهرِ مادر

دخترانه ترکی، فارسی

آناناز

(احتمالی) از «آنا» (مادر) و «ناز»؛ مادرِ نازنین

دخترانه ترکی، فارسی

آناهیتا

بی‌آلایش، پاکیزه، از ریشه‌ی اوستاییِ آنا (نه، پیشوند نفی) و

دخترانه اوستایی، فارسی

آندیا

نام همسر بابلی اردشیر درازدست شهریار هخامنشی است.از او خبر زیادی در دست نیست جز آن که از همسران محبوب پادشاه بزرگ ایرانی بوده است

دخترانه فارسی

آنوشا

مذهب و کیش

دخترانه فارسی

آوا

صدا، بانگ، آواز و نغمه. نامی برای دختری خوش‌صدا و دلنشین

دخترانه فارسی

آواد

(احتمالی) از «آوا» به معنای صدا و نغمه. معنی «آوا»: فارسی

دخترانه فارسی

آوادخت

دختر آواز

دخترانه فارسی

آوانا

(احتمالی) از «آوا» به معنای صدا و نغمه. معنی «آوا»: فارسی

دخترانه فارسی

آواناز

(احتمالی) از «آوا» و «ناز»؛ آوای ناز

دخترانه فارسی

آوانوش

آوای جاوید

دخترانه فارسی

آویده

(احتمالی) پدیدار، آشکار و نمایان؛ از ریشه‌ی «آوید» به معنای پیدا. نامی کم‌کاربرد برای دختران

دخترانه فارسی

آویزند

آویزه، گوشواره

دخترانه فارسی

اسم پسر فارسی (۲۵۹۲ اسم)