رفتن به محتوا
نوزاد

۲۷۷۸ اسم

معنی اسم دختر فارسی، صفحه‌ی ۲۶

صفحه‌ی ۲۶ از ۴۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

شادی فروز

(احتمالی) ترکیبی از «شادی» (شادمانی) و «فروز» (فروزان

دخترانه فارسی

شاران

(احتمالی) شهر

دخترانه فارسی

شارک

سار

دخترانه فارسی

شارمینا

(احتمالی) دلربا

دخترانه فارسی

شاسپرم

شاهسپرم، ریحان

دخترانه فارسی

شاصنم

از «شاه» و «صنم» (بت

دخترانه فارسی، عربی

شامیرام

در منابع شرق باستان، سمیرامیس اینگونه توصیف می‌گردد. شمیرام

دخترانه فارسی

شانو

(احتمالی) شانه

دخترانه فارسی

شاه بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «بی‌بی» (بانو). معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

شاه جهان

از نام‌های زندة امروزی زردشتیان

دخترانه فارسی

شاه ناز

ترکیبی از «شاه» و «ناز». معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه

دخترانه فارسی

شاهان دخت

از «شاهان» (پادشاهان) و «دخت» (دختر)؛ یعنی دختر شاهان، شاهزاده‌خانم

دخترانه فارسی

شاهبانو

ملکه، همسر شاه

دخترانه فارسی

شاه‌پسند

شاهپوردُختک نام دختر پادشاه میشان، در کتیبه کعبه زردشت (٥١ ساسانی)

دخترانه فارسی

شاهجان

نام دختر جهانگیرخان بهادر فرمانروای بهوپال هندوستان

دخترانه فارسی

شاهدخت

شاهزاده خانم

دخترانه فارسی

شاهزاده بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «شاهزاده» و «بیگم» (بانو

دخترانه فارسی، ترکی

شاهفرند

(احتمالی) پرند شاهانه

دخترانه فارسی

شاهیندخت

(احتمالی) دختری چون شاهین

دخترانه فارسی

شب گل

(احتمالی) گل شب

دخترانه فارسی

شببو

گل شب‌بو

دخترانه فارسی

شبدیس

(احتمالی) شب‌مانند، سیاه

دخترانه فارسی

شبنم

رطوبت هوا که مخصوصاً هنگام شب

دخترانه فارسی

شرف بانو

(احتمالی) ترکیبی از «شرف» و «بانو» (بانو). معنی «شرف»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

شرف تاج

(احتمالی) ترکیبی از «شرف» و «تاج» (تاج). معنی «شرف»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

شروانه

(احتمالی) منسوب به شروان

دخترانه فارسی

شروین دخت

(احتمالی) ترکیبی از «شروین» (نام پسر بهرام گور در داستان‌ها) و «دخت» (دختر). معنی «شروین»: فارسی

دخترانه فارسی

شرین

صورتی از «شیرین». معنی «شیرین»: فارسی

دخترانه فارسی

شکر

شکر؛ کنایه از شیرینی

دخترانه فارسی

شکردخت

دختر شیرین

دخترانه فارسی

شکرناز

ناز شیرین

دخترانه فارسی

شکرین

منسوب به شکر، شک

دخترانه فارسی

شکوفا

شکوفا

دخترانه فارسی

شکوفان

(احتمالی) شکوفان، شکفته

دخترانه فارسی

شکوه

حالتی در کسی که به بزرگی جلوه کند و احترام برانگیزد یا چشم‌ها را خیره کند

دخترانه فارسی

شکوه اعظم

(احتمالی) ترکیبی از «شکوه» و «اعظم» (بزرگ‌تر). معنی «شکوه»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

شکوه السادات

ترکیبی از «شکوه» و «سادات». معنی «شکوه»: فارسی

دخترانه فارسی

شکوه زمان

(احتمالی) شکوه زمان

دخترانه فارسی، عربی

شکوه زهرا

(احتمالی) ترکیبی از «شکوه» و «زهرا» (درخشان). معنی «شکوه»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

شکوه ناز

ترکیبی از «شکوه» و «ناز». معنی «شکوه»: فارسی

دخترانه فارسی

شکیبه

شکیبا

دخترانه فارسی

شمس ایران

ترکیبی از «شمس» و «ایران». معنی «شمس»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

شمس تاج

(احتمالی) ترکیبی از «شمس» و «تاج» (تاج). معنی «شمس»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

شمسجهان

ترکیبی از «شمس» و «جهان». معنی «شمس»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

شمسه

خورشید کوچک؛ نقش خورشیدی در هنر ایرانی

دخترانه عربی، فارسی

شمسی

خورشیدی

دخترانه عربی، فارسی

شمسی جهان

(احتمالی) ترکیبی از «شمسی» (خورشیدی

دخترانه عربی، فارسی

شمشاد

نام درختچه همیشه سبزی است

دخترانه فارسی

شمیلا

(احتمالی) باد شمال

دخترانه مازندرانی، فارسی

شمین

(احتمالی) شکل دیگری از «شمیم» یا «شیمین». معنی «شمیم»: عربی؛ بوی خوش

دخترانه عربی، فارسی

شناز

ناز شاه

دخترانه فارسی

شنبلید

نام دختر دهقان برزین (فره‌وشی).نام دختر برزیگری که بهرام کور عاشق او شد. مهین دخت را نام ماه آفرید فرانک دگر بددکر شنبلید

دخترانه فارسی

شنیده

(احتمالی) شنیده‌شده، آنچه به گوش رسیده

دخترانه فارسی

اسم پسر فارسی (۲۵۹۲ اسم)