رفتن به محتوا
نوزاد

۲۷۷۸ اسم

معنی اسم دختر فارسی، صفحه‌ی ۲۵

صفحه‌ی ۲۵ از ۴۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

سیده مینا

(احتمالی) ترکیبی از «سیده» (بانو

دخترانه فارسی

سیده مینو

ترکیبی از «سیده» و «مینو». معنی «سیده»: مؤنث سید. معنی «مینو»: فارسی؛ بهشت، آسمان

دخترانه فارسی

سیده ناهید

(احتمالی) ترکیبی از «سیده» (بانو

دخترانه فارسی

سیده نرگس

(احتمالی) ترکیبی از «سیده» (بانو

دخترانه فارسی

سیده نرگیس

(احتمالی) ترکیبی از «سیده» (بانو

دخترانه فارسی

سیده نهال

ترکیبی از «سیده» و «نهال». معنی «سیده»: مؤنث سید. معنی «نهال»: فارسی؛ درخت نورسته

دخترانه فارسی

سیده نیلوفر

ترکیبی از «سیده» و «نیلوفر». معنی «سیده»: مؤنث سید. معنی «نیلوفر»: فارسی؛ گل نیلوفر آبی

دخترانه فارسی

سیده هستی

ترکیبی از «سیده» و «هستی». معنی «سیده»: مؤنث سید. معنی «هستی»: فارسی؛ هستی و وجود

دخترانه فارسی

سیده یاسمن

(احتمالی) ترکیبی از «سیده» (بانو

دخترانه فارسی

سیده یاسمین

(احتمالی) ترکیبی از «سیده» (بانو

دخترانه فارسی

سیدهمایون

ترکیبی از «سید» و «همایون». معنی «همایون»: فارسی؛ فرخنده، خجسته

دخترانه فارسی

سیفور

بافتة ابریشمی لطیف

دخترانه فارسی

سیم عذار

(احتمالی) سیمین‌چهره

دخترانه فارسی، عربی

سیمادخت

(احتمالی) ترکیبی از «سیما» (چهره) و «دخت» (دختر). معنی «سیما»: فارسی

دخترانه فارسی

سیمبر

دارنده اندام سفید

دخترانه فارسی

سیمرخ

سیمین‌رخ، سپیدروی

دخترانه فارسی

سیمروی

سیمین‌رو

دخترانه فارسی

سیمگون

نقره گون، سفید فام

دخترانه فارسی

سیمین تاج

از نام‌های زنده امروزی زنان زردشتی

دخترانه فارسی

سیمین رخ

ترکیبی از «سیمین» و «رخ». معنی «سیمین»: فارسی

دخترانه فارسی

سیمین عذرا

(احتمالی) از «سیمین» و «عذرا». معنی «سیمین»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

سیمین علویه

(احتمالی) ترکیبی از «سیمین» و «علویه» (منسوب به علی). معنی «سیمین»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

سیمینبر

(احتمالی) سیمین‌بر، سپیداندام

دخترانه فارسی

سیمینرو

(احتمالی) سیمین‌روی، سپیدروی

دخترانه فارسی

سیمینفر

(احتمالی) سیمین و باشکوه

دخترانه فارسی

سیمینه

سیمین، از جنس نقره

دخترانه فارسی

سیناز

(احتمالی) از «سی» و «ناز». معنی «سی»: پسر

دخترانه فارسی

سیندخت

دختر سیمرغ، از ریشه‌ی اوستاییِ سئنَه (سیمرغ) و

دخترانه فارسی

سیوا

(احتمالی) سیب

دخترانه مازندرانی، کردی، فارسی

شابیگم

(احتمالی) بانوی بزرگ

دخترانه فارسی

شاپرک

پروانه، به‌ویژه پروانه‌های کوچک و رنگارنگ. کنایه از سبکی، زیبایی و آزادی

دخترانه فارسی

شاپرور

(احتمالی) شاه‌پرور، پرورنده‌ی شاهان

دخترانه فارسی

شاپری

از «شاه» و «پری»

دخترانه فارسی

شاپیکر

(احتمالی) شاهانه‌اندام

دخترانه فارسی

شاتاج

(احتمالی) تاجِ شاه

دخترانه فارسی

شاداب

با طراوت، تازه، شاد، شادان، مسرور

دخترانه فارسی

شادان بانو

ترکیبی از «شادان» و «بانو». معنی «شادان»: فارسی

دخترانه فارسی

شادانه

از «شادان» (شادمان) با پسوند «ه»؛ یعنی شاد و خرم و همراه با شادمانی

دخترانه فارسی

شادبانو

ترکیبی از «شاد» و «بانو». معنی «شاد»: بدون غم و اندوه

دخترانه فارسی

شادبهر

نام کنیزکی بوده است

دخترانه فارسی

شادخاتون

ترکیبی از «شاد» و «خاتون». معنی «شاد»: بدون غم و اندوه

دخترانه فارسی

شاددل

شاددل

دخترانه فارسی

شادرخ

از «شاد» و «رخ» به معنی چهره؛ یعنی شادروی و خندان‌چهره

دخترانه فارسی

شادرو

شادرو

دخترانه فارسی

شادروی

شادروی، گشاده‌رو

دخترانه فارسی

شادک

شاد کوچک

دخترانه فارسی

شادکامه

شادکام، کامروا

دخترانه فارسی

شادگل

ترکیبی از «شاد» و «گل». معنی «شاد»: بدون غم و اندوه

دخترانه فارسی

شادنوش

شاد و شیرین

دخترانه فارسی

شادی بانو

(احتمالی) ترکیبی از «شادی» (شادمانی) و «بانو» (بانو). معنی «شادی»: فارسی

دخترانه فارسی

اسم پسر فارسی (۲۵۹۲ اسم)