رفتن به محتوا
نوزاد

۲۷۷۸ اسم

معنی اسم دختر فارسی، صفحه‌ی ۱۷

صفحه‌ی ۱۷ از ۴۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

خوش نشان

(احتمالی) خوش‌نشان

دخترانه فارسی

خوش نظر

(احتمالی) خوش‌نظر

دخترانه فارسی، عربی

خوشاب

آبدار

دخترانه فارسی

خوشابه

(احتمالی) از «خوشاب»؛ مروارید درخشان. معنی «خوشاب»: فارسی؛ آبدار و پرآب؛ نیز مروارید درشت و درخشان

دخترانه فارسی

خوشچهره

(احتمالی) خوش‌چهره

دخترانه فارسی

خوشخو

خوش‌خو، خوش‌اخلاق

دخترانه فارسی

خوشدل

خوشدل

دخترانه فارسی

خوشدم

(احتمالی) خوش‌نفس

دخترانه فارسی

خوشرو

(احتمالی) خوش‌روی

دخترانه فارسی

خوشروان

(احتمالی) خوش‌روان، شادمان

دخترانه فارسی

خوشروز خانم

(احتمالی) ترکیبی از «خوشروز» (خوش‌روزگار) و «خانم» (بانو). معنی «خوشروز»: فارسی

دخترانه فارسی، ترکی

خوشروی

خوش‌رو، گشاده‌رو

دخترانه فارسی

خوشقدم

خوش‌قدم، فرخنده‌پی

دخترانه فارسی

خوشگام

(احتمالی) خوش‌قدم

دخترانه فارسی

خوشگو

(احتمالی) خوش‌گو، خوش‌سخن

دخترانه فارسی

خوشناز

(احتمالی) خوش‌ناز

دخترانه فارسی

خوشین

(احتمالی) خوش

دخترانه فارسی

خیریه بگام

(احتمالی) از «خیریه» و «بگم» (بانو). معنی «خیریه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

دارگل

(احتمالی) از «دار» و «گل». معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

دارنیا

(احتمالی) از «دارا» و «نیا». معنی «دارا»: فارسی

دخترانه فارسی

داریادخت

(احتمالی) ترکیبی از «داریا» (دریا) و «دخت» (دختر). معنی «داریا»: فارسی

دخترانه فارسی

دارینا

(احتمالی) دارا

دخترانه فارسی

دارینه

(احتمالی) دارا

دخترانه فارسی

داماسپیا

(احتمالی) در روایت‌ها نام شهبانویی کهن

دخترانه فارسی

دان انار

(احتمالی) دانه انار

دخترانه فارسی

دانادخت

(احتمالی) دختر دانا

دخترانه فارسی

دانه

دانه

دخترانه فارسی

دایار

(احتمالی) یار مادر

دخترانه لری، فارسی

دختربس

«دختر بس»؛ نامی که پدر و مادر پس از چند دختر می‌گذاشتند به امید آنکه فرزند بعدی پسر شود

دخترانه فارسی

دخمل

دختر

دخترانه فارسی

درآسا

(احتمالی) دُرمانند

دخترانه فارسی

درا

(احتمالی) درخشان

دخترانه فارسی

درافشان

پراکننده مروارید

دخترانه عربی، فارسی

دربانو

(احتمالی) بانوی مروارید، بانوی گرانبها

دخترانه فارسی

دربها

(احتمالی) بهای مروارید، گرانبها

دخترانه فارسی

دربی بی

(احتمالی) از «در» (مروارید) و «بی‌بی». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

درتا

(احتمالی) مروارید تابان

دخترانه فارسی

درتاج

(احتمالی) تاجِ مروارید

دخترانه فارسی

درثمین

(احتمالی) مروارید گرانبها

دخترانه فارسی، عربی

درجان

(احتمالی) مرواریدِ جان

دخترانه فارسی

درخاتون

(احتمالی) بانوی مروارید

دخترانه فارسی

درخشا

درخشان

دخترانه فارسی

درخشان

دارای درخشش، تابان

دخترانه فارسی

درخشنده

تابنده، درخشان

دخترانه فارسی

دردانه

مروارید یکتا؛ فرزند عزیز

دخترانه عربی، فارسی

دردی گل

(احتمالی) ترکیبی از «دردی» (ایستاد و ماند

دخترانه فارسی

درریز

(احتمالی) ریزنده مروارید

دخترانه فارسی

درزاد

(احتمالی) زاده مروارید

دخترانه فارسی

درسا

(احتمالی) دریامانند

دخترانه عربی، فارسی

درفام

مرواریدرنگ

دخترانه فارسی

درگل

گل مروارید

دخترانه فارسی

درمنه

درمنه، گیاهی بیابانی و خوشبو

دخترانه فارسی

درناز

ناز مروارید

دخترانه عربی، فارسی

دروار

مرواریدگون

دخترانه فارسی

دری

نام برادر بُزرکُشسب ١٢ تبرستان

دخترانه فارسی

دریافرین

(احتمالی) یعنی آفریده دریا

دخترانه فارسی

دریامهر

(احتمالی) از «دریا» و «مهر». معنی «دریا»: فارسی

دخترانه فارسی

اسم پسر فارسی (۲۵۹۲ اسم)