رفتن به محتوا
نوزاد

۲۷۷۸ اسم

معنی اسم دختر فارسی، صفحه‌ی ۱۵

صفحه‌ی ۱۵ از ۴۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

چهرآرا

آراسته‌چهره

دخترانه فارسی

چهراب

شاداب‌چهره

دخترانه فارسی

چهرزاد

از «چهر» به معنای نژاد و گوهر و «زاد»

دخترانه فارسی

چهرک

نام کسی است در کتیبه کعبه زردشت همزمان با اردشیر بابکان الدساسانی)

دخترانه فارسی

چهره

چهر، روی، صورت. ح

دخترانه فارسی

چهرهآسا

(احتمالی) چهره‌ای آرام

دخترانه فارسی

چیستا

نام فرشته دانش و معرفت است . چیستی کونهُ دیگری است از چیستا

دخترانه فارسی

چیستی

(احتمالی) دانایی

دخترانه فارسی

حاج بانو

(احتمالی) ترکیبی از «حاج» (زائر خانه‌ی خدا) و «بانو» (بانو). معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی

حاج بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «حاج» (زائر خانه‌ی خدا) و «بی‌بی» (بانو). معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

حاج گل

ترکیبی از «حاج» و «گل». معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

حاجی بانو

(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانه‌ی خدا) و «بانو» (بانو). معنی «حاجی»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حاجی ماجان

(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانه‌ی خدا) و «ماجان» (ماه جان). معنی «حاجی»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حاجی نیاز

(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانه‌ی خدا) و «نیاز» (نیاز

دخترانه عربی، فارسی

حاجیه گل

(احتمالی) ترکیبی از «حاجیه» (زنی که به حج رفته است) و «گل» (گل). معنی «حاجیه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حال بی‌بی

(احتمالی) از «حال» و «بی‌بی». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

حالی بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «حالی» و «بی‌بی» (بانو). معنی «حالی»: آراسته

دخترانه فارسی

حالی گل

(احتمالی) ترکیبی از «حالی» و «گل» (گل). معنی «حالی»: آراسته، مزین، متحلی. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

حبیبه شهین

(احتمالی) ترکیبی از «حبیبه» (دوست

دخترانه عربی، فارسی

حدیقه بانو

(احتمالی) ترکیبی از «حدیقه» و «بانو» (بانو). معنی «حدیقه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حرم بانو

(احتمالی) ترکیبی از «حرم» و «بانو» (بانو). معنی «حرم»: گرداگرد خانه. معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی

حریرگل

(احتمالی) از «حریر» (پارچه ابریشمی) و «گل». معنی «حریر»: عربی؛ ابریشم. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه عربی، فارسی

حسنیه جهان

(احتمالی) ترکیبی از «حسنیه» (نیکو) و «جهان». معنی «حسنیه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حسیبا

ارجمند

دخترانه عربی، فارسی

حصل بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «حصل» و «بی‌بی» (بانو). معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

حضرت گل

(احتمالی) ترکیبی از «حضرت» و «گل» (گل). معنی «حضرت»: قرب، حضور. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

حلی بی‌بی

(احتمالی) از «حلی» و «بی‌بی». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

حلیمه بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «حلیمه» و «بی‌بی» (بانو). معنی «حلیمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حمیده بانو

(احتمالی) ترکیبی از «حمیده» و «بانو» (بانو). معنی «حمیده»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حوا گل

(احتمالی) ترکیبی از «حوا» و «گل» (گل). معنی «حوا»: عبری

دخترانه عبری، فارسی

حورآسا

حورمانند، زیبا چون حوری

دخترانه عربی، فارسی

حورآفرین

(احتمالی) آفریننده‌ی حور

دخترانه فارسی

حوراسا

(احتمالی) از «حور» (پری بهشتی) و «آسا» (مانند). معنی «حور»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حوراماه

(احتمالی) از «حور» (پری بهشتی) و «ماه». معنی «حور»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حوراوش

(احتمالی) حورمانند

دخترانه فارسی

حورجهان

(احتمالی) حوری جهان، زیباترین

دخترانه عربی، فارسی

حوردیس

حورمانند

دخترانه عربی، فارسی

حوررخ

حوری‌رو، زیبارو

دخترانه عربی، فارسی

حورزاد

از «حور» به معنای زن سیه‌چشم بهشتی و «زاد» به معنای زاده؛ زاده‌ی حور، پری‌زاد

دخترانه عربی، فارسی

حورسا

(احتمالی) از «حور» و «آسا»

دخترانه عربی، فارسی

حورناز

(احتمالی) از «حور» (پری بهشتی) و «ناز». معنی «حور»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حوروش

حورمانند

دخترانه عربی، فارسی

حوری

پری بهشتی، زن زیبا

دخترانه عربی، فارسی

حوری بانو

ترکیبی از «حوری» و «بانو». معنی «حوری»: عربی و فارسی

دخترانه عربی، فارسی

حوری تاج

(احتمالی) ترکیبی از «حوری» و «تاج» (تاج). معنی «حوری»: عربی و فارسی

دخترانه عربی، فارسی

حوری لقا

ترکیبی از «حوری» و «لقا». معنی «حوری»: عربی و فارسی

دخترانه عربی، فارسی

حوری ناز

(احتمالی) ترکیبی از «حوری» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «حوری»: عربی و فارسی

دخترانه عربی، فارسی

حوریا

حوری بهشتی

دخترانه عربی، فارسی

حیات بانو

(احتمالی) ترکیبی از «حیات» و «بانو» (بانو). معنی «حیات»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

خاتونجان

ترکیبی از «خاتون» و «جان». معنی «خاتون»: ترکی و مغولی

دخترانه فارسی

خاتونک

بانوی کوچک

دخترانه فارسی

خارا

نوعی سنگ سخت، گرانیت

دخترانه فارسی

خارک

(احتمالی) خارک، جزیره‌ای در خلیج فارس

دخترانه فارسی

خاره

«خاره» یا «سنگ خاره» به سنگ سخت و محکمی مانند گرانیت گفته می‌شود و در شعر فارسی نماد سختی و استواری است؛ «خارا» گونه‌ی دیگر همین واژه است

دخترانه فارسی

خاص پری

(احتمالی) پری ویژه

دخترانه فارسی، عربی

خاص طلا

(احتمالی) زر ویژه

دخترانه فارسی، عربی

اسم پسر فارسی (۲۵۹۲ اسم)