رفتن به محتوا
نوزاد

۲۷۷۸ اسم

معنی اسم دختر فارسی، صفحه‌ی ۱۰

صفحه‌ی ۱۰ از ۴۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

بی‌بی عزیز

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «عزیز» (گرامی). معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بی‌بی عزیزه

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «عزیزه» (گرامی

دخترانه فارسی، عربی

بی‌بی عفت

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «عفت». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بی‌بی غزیزه

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «غزیزه». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

بی‌بی فاطمه

ترکیبی از «بی‌بی» و «فاطمه». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بی‌بی فریده

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «فریده». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بی‌بی کبری

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «کبری». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بی‌بی گل

ترکیبی از «بی‌بی» و «گل». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

بی‌بی گوزل

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «گوزل» (زیبا (ترکی)). معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی، ترکی

بی‌بی گوهر

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «گوهر». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

بی‌بی لطیفه

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «لطیفه». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بی‌بی ماشاله

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «ماشاله». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

بی‌بی ماه

ترکیبی از «بی‌بی» و «ماه». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

بی‌بی محترم

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «محترم». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بی‌بی مرضیه

ترکیبی از «بی‌بی» و «مرضیه». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بی‌بی مریم

ترکیبی از «بی‌بی» و «مریم». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی، عبری

بی‌بی معصومه

ترکیبی از «بی‌بی» و «معصومه». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بی‌بی ملیحه

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «ملیحه». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بی‌بی منصوره

ترکیبی از «بی‌بی» و «منصوره». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بی‌بی مهری

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «مهری». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

بی‌بی ناز

ترکیبی از «بی‌بی» و «ناز». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

بی‌بی نجمه

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «نجمه». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بی‌بی نرگس

ترکیبی از «بی‌بی» و «نرگس». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

بی‌بی نسا

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «نسا». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بی‌بی نساء

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «نساء» (زنان). معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بی‌بی نسای

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «نسای». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

بی‌بی نعیمه

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «نعیمه» (نعمت

دخترانه فارسی، عربی

بی‌بی نغیمه

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «نغیمه». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

بی‌بی نفس

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «نفس». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بی‌بی نفیسه

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «نفیسه» (نام دختر امام حسن). معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بی‌بی نور

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «نور» (روشنی). معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بی‌بی نیاز

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «نیاز» (نیاز

دخترانه فارسی

بی‌بی نیره

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «نیره» (روشن

دخترانه فارسی، عربی

بی‌بی هاجر

ترکیبی از «بی‌بی» و «هاجر». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بی‌بی هادیه

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «هادیه». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

بی‌بی هوریه

(احتمالی) ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «هوریه». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

بیتادخت

(احتمالی) ترکیبی از «بیتا» (یگانه

دخترانه فارسی

بیداد

بخشش خداوند، برساخته از بغ (خدا) و داد (بخشش، هدیه) [حاکم شهر استخر در دوران سلوکی]

دخترانه فارسی

بیدخت

«بیدخت» در پهلوی نام ناهید (زهره) است

دخترانه فارسی

بیدگل

(احتمالی) گل بید، بیدمشک

دخترانه فارسی

بیرام بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «بیرام» (بایرام

دخترانه ترکی، فارسی

بیرام تاج

(احتمالی) ترکیبی از «بیرام» (بایرام

دخترانه ترکی، فارسی

بیرام گل

(احتمالی) ترکیبی از «بیرام» (بایرام

دخترانه ترکی، فارسی

بیگم بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «بیگم» (بانو

دخترانه ترکی، فارسی

بیگم ناز

(احتمالی) ترکیبی از «بیگم» (بانو

دخترانه ترکی، فارسی

بینا

دانا و بیننده

دخترانه فارسی

بینادخت

ترکیبی از «بینا» و «دخت». معنی «بینا»: فارسی؛ بینا و آگاه. معنی «دخت»: مخفف دختر

دخترانه فارسی

بیوکخانوم

(احتمالی) بانوی بزرگ (بیوک خانم)

دخترانه ترکی، فارسی

پادنا

(احتمالی) نگهبان

دخترانه فارسی

پادینا

(احتمالی) نگهبان و پاسدار؛ از «پاد» (پاییدن، نگه‌داشتن). نام دخترانه‌ی تازه‌ساخت

دخترانه فارسی

پارسادخت

(احتمالی) دختر پارسا یا دختر پارسی

دخترانه فارسی

پارسانا

(احتمالی) از «پارسا»؛ پرهیزگار. معنی «پارسا»: فارسی؛ پاکدامن و پرهیزگار

دخترانه فارسی

پارسه

نام دیگر شهر یا تأسیسات تخت جمشید که ظاهراّ بزبان یونانی باستان پرسپولیس نامیده شده است

دخترانه فارسی

پارمیدا

پارمیدا نام دختر بردیا پسر کوروش بزرگ بوده است که هرودوت از او یاد کرده است. نام دخترانه‌ی رایج

دخترانه فارسی

پارمیس

نام دختر بردیا که زنِ داریوش (اول) بود

دخترانه فارسی

پارمیسا

(احتمالی) از «پارمیس»

دخترانه فارسی

پارمین

(احتمالی) ریشه آن روشن نیست

دخترانه فارسی

پارنا

(احتمالی) پارسا

دخترانه فارسی

اسم پسر فارسی (۲۵۹۲ اسم)