رفتن به محتوا
نوزاد

۵۸۰۲ اسم

معنی اسم دختر، صفحه‌ی ۶۷

صفحه‌ی ۶۷ از ۹۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

فرح گل

ترکیبی از «فرح» و «گل». معنی «فرح»: عربی؛ شادی. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه عربی، فارسی

فرح نساء

(احتمالی) ترکیبی از «فرح» و «نساء» (زنان). معنی «فرح»: عربی

دخترانه عربی

فرح نوش

شادی شیرین

دخترانه عربی، فارسی

فرح یاد

(احتمالی) یاد شادی

دخترانه فارسی، عربی

فرحانه السادات

(احتمالی) ترکیبی از «فرحانه» (شادمان) و «السادات» (سیدها

دخترانه عربی

فرحانه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «فرحانه» (شادمان) و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

فرحتاج

تاج شادی

دخترانه عربی، فارسی

فرحزاد

(احتمالی) شکل دیگری از «فرخزاد» یا «فرزاد». معنی «فرخزاد»: فارسی

دخترانه فارسی

فرحناز

ناز شادی

دخترانه عربی، فارسی

فرحنسا

(احتمالی) شکل دیگری از «فرحنساء»؛ شادی زنان

دخترانه عربی

فرحون

نام زنان در ایران باستان

دخترانه

فرحه

«فَرحة» از ریشه‌ی «فرح»

دخترانه عربی

فرخ بانو

ترکیبی از «فرخ» و «بانو». معنی «فرخ»: فارسی

دخترانه فارسی

فرخ بخش

نام یکی از بهدینان یزد که در سال ٨٨٠ یزدگردی می‌زیسته (٢٤٧ فرزانگان)

دخترانه

فرخ چهر

ترکیبی از «فرخ» و «چهر». معنی «فرخ»: فارسی؛ خجسته و فرخنده؛ فرخی سیستانی شاعر نامدار

دخترانه فارسی

فرخ ماه

ترکیبی از «فرخ» و «ماه». معنی «فرخ»: فارسی

دخترانه فارسی

فرخبخت

فَرّخ بُوْخْتْ

دخترانه فارسی

فرخرو

فرخ ناز ٣١١ یا : فرخ روی نام نخستین بانوی وزیر در ایران نو

دخترانه فارسی

فرخنده

از نام‌های رواج

دخترانه فارسی

فرخنده السادات

ترکیبی از «فرخنده» و «سادات». معنی «فرخنده»: فارسی

دخترانه فارسی

فرخنده سادات

(احتمالی) ترکیبی از «فرخنده» و «سادات» (سیدها

دخترانه فارسی

فردخت

دختر فرهمند

دخترانه فارسی

فردوسیه

(احتمالی) منسوب به «فردوس»؛ بهشتی

دخترانه

فرزانه

دارای ِخَرد و پختگیِ، خَردمند، دانا

دخترانه فارسی

فرزانه السادات

ترکیبی از «فرزانه» و «سادات». معنی «فرزانه»: فارسی

دخترانه فارسی

فرزانه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «فرزانه» و «سادات» (سیدها

دخترانه فارسی

فرزین طلا

(احتمالی) ترکیبی از «فرزین» و «طلا» (زر). معنی «فرزین»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

فرستو

پرستو

دخترانه فارسی

فرشته

فرستاده، پیک آسمانی؛ کنایه از پاکی و نیکی

دخترانه فارسی

فرشته السادات

ترکیبی از «فرشته» و «سادات». معنی «فرشته»: فارسی

دخترانه فارسی

فرشته سادات

(احتمالی) ترکیبی از «فرشته» و «سادات» (سیدها

دخترانه فارسی

فرغانه

فرغانه، سرزمینی در آسیای میانه

دخترانه فارسی

فرگل

نوعی پیراهن [برخاسته از فرنگ] که خوشایند و زیبنده و شکوه افزا بوده (است)

دخترانه فارسی

فرگون

باشکوه

دخترانه فارسی

فرن

از اصطلاحات مشترک زبان مادی، اوستایی و سکایی سده هفتم پیش از میلاد است

دخترانه

فرنار

(احتمالی) از «فر» (شکوه) و «انار». معنی «انار»: فارسی

دخترانه فارسی

فرناز

ناز باشکوه

دخترانه فارسی

فرنکیس

(احتمالی) شکل دیگری از «فرنگیس». معنی «فرنگیس»: فارسی

دخترانه فارسی

فرنگ تاج

(احتمالی) ترکیبی از «فرنگ» و «تاج» (تاج). معنی «فرنگ»: نام عمومی هر یک از کشورهای اروپا بویژه فرانسه

دخترانه فارسی

فرنگار

نگار باشکوه

دخترانه فارسی

فرنگناز

(احتمالی) از «فرنگ» و «ناز». معنی «فرنگ»: نام عمومی هر یک از کشورهای اروپا بویژه فرانسه

دخترانه فارسی

فرنگیز

صورتی از «فرنگیس». معنی «فرنگیس»: فارسی

دخترانه فارسی

فرنگیس

نام دختر افراسیاب تورانی و زن سیاوش

دخترانه فارسی

فرنو

فرّ نو

دخترانه فارسی

فرنواز

نوازنده باشکوه

دخترانه فارسی

فرنوشا

دارای فرّ و شیرینی

دخترانه فارسی

فرنی

•فیرْن در پهلوی : به معنی - بسیار و افزون و فروان. برابر فیرنی ن م زن °فرن ١- نام بزرگ‌ترین دختر اشوزرتشت که در بند ١٣٩ فروردین یشت ستوده شده. ١٠ یشت‌ها٢ + بخش ٣٢ بندهشن بنده ٢- نام زن اوسینمه و فرایزنت وخشویور- اسب و کیه ذاستی که در بند١٢٠ فروردین بشت ستوده شده اند . ٣- از نام‌های رواج میان بانوان پارسی

دخترانه فارسی

فرواکئین

نام زن فَرواک ٣ یشت‌ها ٢ل٣٩٠ نام‌های ایرانی یوستی

دخترانه

فروخ لقا

(احتمالی) ترکیبی از «فروخ» و «لقا» (دیدار، چهره). معنی «لقا»: عربی؛ دیدار، چهره

دخترانه عربی

فروز

نام موبدی بوده که در روز کار فتحعلی شاه دریز می‌زیسته ٣٠ فرزانگان

دخترانه فارسی

فروزا

فروزان

دخترانه فارسی

فروزان

آنچه بر اثر سوختن روشنایی دهد، فروزنده، شعله‌ور، مشتعل، روشن، تابناک، درخشنده

دخترانه فارسی

فروزش

روشنایی، تابش

دخترانه فارسی

فروزنده

روشن‌کننده، فروزان

دخترانه فارسی

فروشنک

فروشنک، دختر داریوش سوم

دخترانه فارسی

اسم پسر (۸۸۸۸ اسم)