رفتن به محتوا
نوزاد

۵۸۰۲ اسم

معنی اسم دختر، صفحه‌ی ۶۶

صفحه‌ی ۶۶ از ۹۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

فایدیم

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

دخترانه

فتانه

دلربا، فتنه‌انگیز، اسم فاعلی از ریشه‌ی فتن

دخترانه عربی

فتنه

از ریشه‌ی «فتن» به معنی آزمودن و شیفته کردن

دخترانه عربی

فتیه

جوان

دخترانه عربی

فجر

نوری که از مدتی پیش از طلوع خورشید به زمین می تابد

دخترانه عربی

فخر اعظم

(احتمالی) ترکیبی از «فخر» و «اعظم» (بزرگ‌تر). معنی «فخر»: نازیدن

دخترانه عربی

فخر الین

(احتمالی) ترکیبی از «فخر» و «الین» (روشنایی). معنی «فخر»: نازیدن

دخترانه یونانی

فخر نساء

(احتمالی) ترکیبی از «فخر» و «نساء» (زنان). معنی «فخر»: نازیدن

دخترانه عربی

فخرآفاق

(احتمالی) از «فخر» (سربلندی) و «آفاق» (کرانه‌ها). معنی «فخر»: نازیدن

دخترانه عربی

فخرالتاج

(احتمالی) سربلندیِ تاج

دخترانه عربی

فخرالدولت

«مایه‌ی سربلندی دولت»؛ لقب فخرالدوله‌ی دیلمی

دخترانه عربی

فخرالزمان

شخص برجسته، گزیده، و مایه‌ی مباهات در زمان خود

دخترانه عربی

فخرالنسا

(احتمالی) سربلندی زنان

دخترانه عربی

فخرایران

«افتخار ایران»

دخترانه عربی، فارسی

فخرتاج

(احتمالی) از «فخر» و «تاج». معنی «فخر»: نازیدن

دخترانه فارسی

فخرجهان

موجب نازش و افتخار دنیا

دخترانه عربی

فخرزمان

ترکیبی از «فخر» و «زمان». معنی «فخر»: نازیدن، مباهات کردن. معنی «زمان»: عربی؛ زمان

دخترانه عربی

فخرگل

گل افتخار

دخترانه عربی، فارسی

فخرملوک

(احتمالی) سربلندی پادشاهان

دخترانه عربی

فخری

منسوب به فخر؛ مایه سربلندی

دخترانه عربی، فارسی

فخری السادات

ترکیبی از «فخری» و «سادات». معنی «فخری»: عربی

دخترانه عربی

فخری بانو

(احتمالی) ترکیبی از «فخری» و «بانو» (بانو). معنی «فخری»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فخری سادات

(احتمالی) ترکیبی از «فخری» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

فخری ناز

(احتمالی) ترکیبی از «فخری» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «فخری»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فخری نساء

(احتمالی) ترکیبی از «فخری» و «نساء» (زنان). معنی «فخری»: عربی

دخترانه عربی

فخریه

منسوب به فخر، مایه‌ی سربلندی

دخترانه عربی

فخریه بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «فخریه» (مایه‌ی افتخار) و «بیگم» (بانو

دخترانه عربی، ترکی

فخریه خانم

(احتمالی) ترکیبی از «فخریه» (مایه‌ی افتخار) و «خانم» (بانو). معنی «فخریه»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

فخیمه

باشکوه

دخترانه عربی

فدرا

از «فایدرا» به معنی درخشان و روشن. در اسطوره‌ی یونان

دخترانه یونانی

فدک

(احتمالی) نام باغی در حجاز که از آن حضرت فاطمه بود

دخترانه عربی

فرآذر

دارای فرّ آذر

دخترانه فارسی

فراچهر

(احتمالی) دارای چهره‌ی باشکوه

دخترانه فارسی

فراز گل

(احتمالی) ترکیبی از «فراز» و «گل» (گل). معنی «فراز»: فارسی؛ بلندی، بالا. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

فرانک

نام مادر شاه فریدون : فرانک بدش نام و فرخنده بود به مهر فریدون دل آکنده بود

دخترانه فارسی

فرانگیز

صورتی از «فرنگیس»

دخترانه فارسی

فرانه

پروانه، فرانک، فرانق

دخترانه فارسی

فراهت

شادمانی، انبساط، نشاط

دخترانه عربی

فربو

(احتمالی) فرهمند

دخترانه فارسی

فرتوک

پرستو

دخترانه فارسی

فرتیام

(احتمالی) شکوه و شادی چشمانم

دخترانه لری

فرجهان

دارای فرّ جهان

دخترانه فارسی

فرجیه

(احتمالی) منسوب به فرج؛ گشایش

دخترانه عربی

فرح

شادمانیُ، سرور، شاد شدن، شادمان گردیدن

دخترانه عربی

فرح الملوک

(احتمالی) ترکیبی از «فرح» و «الملوک» (پادشاهان). معنی «فرح»: عربی؛ شادی

دخترانه عربی

فرح بانو

ترکیبی از «فرح» و «بانو». معنی «فرح»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فرح بخش

آن چه که شادی آورد، شادی بخش

دخترانه

فرح بود

(احتمالی) از «فرح» و «بود». معنی «فرح»: عربی؛ شادی

دخترانه عربی

فرح خانم

ترکیبی از «فرح» و «خانم». معنی «فرح»: عربی؛ شادی. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو

دخترانه عربی، ترکی

فرح دخت

دختر شاد و خوشحال

دخترانه عربی، فارسی

فرح روز

روز شاد

دخترانه عربی، فارسی

فرح زیبا

ترکیبی از «فرح» و «زیبا». معنی «فرح»: عربی؛ شادی. معنی «زیبا»: فارسی؛ زیبا و شایسته

دخترانه فارسی، عربی

اسم پسر (۸۸۸۸ اسم)