رفتن به محتوا
نوزاد

۵۸۰۲ اسم

معنی اسم دختر، صفحه‌ی ۶۸

صفحه‌ی ۶۸ از ۹۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

فروغ

روشنی و پرتو؛ فروغ فرخزاد شاعر نامدار

دخترانه فارسی

فروغ الزمان

ترکیبی از «فروغ» و «زمان». معنی «فروغ»: فارسی

دخترانه عربی، فارسی

فروغ السادات

ترکیبی از «فروغ» و «سادات». معنی «فروغ»: فارسی

دخترانه فارسی

فروغ بانو

ترکیبی از «فروغ» و «بانو». معنی «فروغ»: فارسی

دخترانه فارسی

فروغ دخت

ترکیبی از «فروغ» و «دخت». معنی «فروغ»: فارسی

دخترانه فارسی

فروغ زمان

(احتمالی) روشنی روزگار

دخترانه فارسی، عربی

فروغاعظم

(احتمالی) از «فروغ» (روشنی) و «اعظم». معنی «فروغ»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

فروغیه

(احتمالی) منسوب به «فروغ»

دخترانه

فروه

به معنای پوستین و جامه‌ی پشمی. ام‌فروه

دخترانه عربی

فره

بسیار، فراوان. خوب، پسندیده. فرّه

دخترانه فارسی

فره لقا

(احتمالی) ترکیبی از «فره» و «لقا» (دیدار

دخترانه عربی

فرهخش

پیشگام در دوستی. در ایران باستان نام زن بوده و یونانی‌ها آن را prokses نوشته اند

دخترانه

فرهماه

نام زنی است در : بندهشن ، بخش ٢٣

دخترانه

فرهناز

ناز باشکوه

دخترانه فارسی

فرهنگدخت

(احتمالی) دختر فرهنگ و دانش

دخترانه فارسی

فرهید

فرهیخته

دخترانه فارسی

فری

(احتمالی) کوتاه‌شده «فریبا» یا «فریده». معنی «فریبا»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

فری گل

(احتمالی) ترکیبی از «فری» و «گل» (گل). معنی «فری»: احتمالا کوتاه‌شده «فریبا» یا «فریده». معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

فریال

(احتمالی) ریشه آن روشن نیست؛ نام شاهزاده‌ای اردنی

دخترانه عربی

فریبا

دارنده چهره دل انگیز. از نام‌های رواج میان ایرانیان امروزی، ولی پیشینه نامگذاری ندارد

دخترانه فارسی

فریدا

(احتمالی) شکل دیگری از «فریا» یا «فرید». معنی «فریا»: فارسی؛ فریاد. معنی «فرید»: عربی؛ یگانه

دخترانه عربی، فارسی

فریدون اختر

(احتمالی) ترکیبی از «فریدون» و «اختر» (ستاره). معنی «فریدون»: فارسی کهن

دخترانه فارسی

فریده

مؤنث «فرید»؛ یگانه

دخترانه عربی

فریده سادات

(احتمالی) ترکیبی از «فریده» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

فریر

گیاهی است بسیار خوشبوی

دخترانه

فریرخ

پری‌رخ

دخترانه فارسی

فریسا

(احتمالی) زیبا

دخترانه فارسی

فریماه

ماه باشکوه

دخترانه فارسی

فرین

(احتمالی) دارای فرّ و شکوه؛ نام یکی از دختران زرتشت

دخترانه فارسی

فرین دخت

(احتمالی) ترکیبی از «فرین» و «دخت» (دختر). معنی «فرین»: فارسی

دخترانه فارسی

فرین گل

(احتمالی) ترکیبی از «فرین» و «گل» (گل). معنی «فرین»: فارسی

دخترانه فارسی

فرینار

(احتمالی) از «فری» (زیبا) و «انار». معنی «فری»: احتمالا کوتاه‌شده «فریبا» یا «فریده». معنی «انار»: فارسی؛ میوه‌ی سرخ و پردانه‌ی درخت انار. در فرهنگ ایرانی نماد باروری و برکت است و در شب یلدا جای ویژه دارد

دخترانه فارسی

فسانه

د افسانه

دخترانه فارسی

فشنگ طلا

(احتمالی) فشنگ زرین

دخترانه فارسی

فضلیه

(احتمالی) منسوب به فضل (زن)

دخترانه عربی

فضه

نقره؛ فضه خدمتگزار فاطمه زهرا

دخترانه عربی

فضه السادات

ترکیبی از «فضه» و «سادات». معنی «فضه»: عربی

دخترانه عربی

فضه خاتون

(احتمالی) ترکیبی از «فضه» و «خاتون» (بانو). معنی «فضه»: عربی

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

فضه خانم

(احتمالی) ترکیبی از «فضه» و «خانم» (بانو). معنی «فضه»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

فضه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «فضه» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

فضیله

بافضیلت

دخترانه عربی

فغان

(احتمالی) ناله

دخترانه فارسی

فقیه

(احتمالی) دین‌شناس، دانا

دخترانه عربی

فلور

لاتینی

دخترانه لاتین

فلورا

ایزدبانوی گل‌ها

دخترانه لاتین

فلورانس

شکوفا؛ نیز نام شهر فلورانس

دخترانه لاتین

فلوریا

از «flos/floris» به معنای گل. فلورا در اسطوره‌های رومی الهه‌ی گل‌ها و بهار بود

دخترانه لاتین

فورک

نام زن بهرام کور ٣١٣ فیر وزبختدخت نام دختر پیروز ساسانی

دخترانه

فوژان

فریاد، آه و بانگ بلند

دخترانه فارسی

فهامه

َ، فهام

دخترانه عربی

فهیمه

فهمیده، خردمند، صفت از ریشه‌ی فهم

دخترانه عربی

اسم پسر (۸۸۸۸ اسم)