رفتن به محتوا
نوزاد

۵۸۰۲ اسم

معنی اسم دختر، صفحه‌ی ۲۹

صفحه‌ی ۲۹ از ۹۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

حانیه

مهربان، دلسوز

دخترانه عربی

حانیه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «حانیه» (مهربان

دخترانه عربی

حبه

(احتمالی) دانه

دخترانه عربی

حبیبه

مؤنث «حبیب»؛ دوست، محبوب

دخترانه عربی

حبیبه ارشد

(احتمالی) ترکیبی از «حبیبه» (دوست

دخترانه عربی

حبیبه خاتون

(احتمالی) ترکیبی از «حبیبه» (دوست

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

حبیبه شهین

(احتمالی) ترکیبی از «حبیبه» (دوست

دخترانه عربی، فارسی

حجی خانم

(احتمالی) ترکیبی از «حجی» و «خانم» (بانو). معنی «حجی»: سزاوار، شایسته. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو

دخترانه ترکی

حجیه

(احتمالی) زنی که حج گزارده؛ عنوانی محترمانه

دخترانه عربی

حجیه بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «حجیه» (زن حج‌گزارده) و «بیگم» (بانو

دخترانه عربی، ترکی

حجیه خانم

(احتمالی) ترکیبی از «حجیه» (زن حج‌گزارده) و «خانم» (بانو). معنی «حجیه»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

حجیه فاطمه

(احتمالی) ترکیبی از «حجیه» (زن حج‌گزارده) و «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده). معنی «حجیه»: عربی

دخترانه عربی

حدیث

سخن و خبر؛ سخن پیامبر و امامان

دخترانه عربی

حدیث السادات

ترکیبی از «حدیث» و «سادات». معنی «حدیث»: عربی

دخترانه عربی

حدیث سادات

(احتمالی) ترکیبی از «حدیث» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

حدیثه

امروزی، جدید، نو

دخترانه عربی

حدیثه السادات

(احتمالی) ترکیبی از «حدیثه» (منسوب به حدیث) و «السادات» (سیدها

دخترانه عربی

حدیثه خاتون

(احتمالی) ترکیبی از «حدیثه» (منسوب به حدیث) و «خاتون». معنی «حدیثه»: عربی

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

حدیثه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «حدیثه» (منسوب به حدیث) و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

حدیقه بانو

(احتمالی) ترکیبی از «حدیقه» و «بانو» (بانو). معنی «حدیقه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حرم بانو

(احتمالی) ترکیبی از «حرم» و «بانو» (بانو). معنی «حرم»: گرداگرد خانه. معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی

حرم جان

(احتمالی) ترکیبی از «حرم» و «جان» (جان و روان). معنی «حرم»: گرداگرد خانه. معنی «جان»: عبری

دخترانه عبری

حرمت

ارج و احترام

دخترانه عربی

حرمت سادات

(احتمالی) ترکیبی از «حرمت» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

حره

زن آزاده

دخترانه عربی

حریر

ابریشم

دخترانه عربی

حریرگل

(احتمالی) از «حریر» (پارچه ابریشمی) و «گل». معنی «حریر»: عربی؛ ابریشم. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه عربی، فارسی

حسانه

زن زیبا و نیکو

دخترانه عربی

حسناء

مؤنث حَسَن، زن خوب روی

دخترانه

حسنه

خوب، نیک، پسندیده، عمل نیک و پسندیده؛ عمل پسندیده به ویژه عمل مطابق با شرع، کار نیک

دخترانه عربی

حسنی

عاقبت نیکو

دخترانه عربی

حسنی سادات

(احتمالی) ترکیبی از «حسنی» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

حسنیه جهان

(احتمالی) ترکیبی از «حسنیه» (نیکو) و «جهان». معنی «حسنیه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حسیبا

ارجمند

دخترانه عربی، فارسی

حسینه

(احتمالی) شکل زنانه «حسین»

دخترانه

حسینیه

منسوب به حسین؛ نیز جایی که در آن برای امام حسین سوگواری می‌کنند

دخترانه عربی

حشمت الملوک

ترکیبی از «حشمت» و «ملوک». معنی «حشمت»: عربی؛ شکوه و بزرگی. معنی «ملوک»: عربی؛ پادشاهان

دخترانه عربی

حشمت خانم

(احتمالی) ترکیبی از «حشمت» و «خانم» (بانو). معنی «حشمت»: عربی؛ شکوه و بزرگی. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو

دخترانه عربی، ترکی

حصل بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «حصل» و «بی‌بی» (بانو). معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

حضرت گل

(احتمالی) ترکیبی از «حضرت» و «گل» (گل). معنی «حضرت»: قرب، حضور. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

حفصه

بچه شیر ماده [نام دختر عمر بن خطاب]

دخترانه عربی

حفیظه

مؤنث «حفیظ»؛ نگهبان

دخترانه عربی

حقی

(احتمالی) منسوب به حق؛ راستین

دخترانه عربی

حکمی

(احتمالی) منسوب به حکمت

دخترانه عربی

حکمیه

(احتمالی) منسوب به حکمت

دخترانه عربی

حکیمه

مؤنث «حکیم»؛ دانا و فرزانه. حکیمه خاتون خواهر امام هادی

دخترانه عربی

حکیمه السادات

(احتمالی) ترکیبی از «حکیمه» (نام دختر امام جواد) و «السادات» (سیدها

دخترانه عربی

حکیمه بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «حکیمه» (نام دختر امام جواد) و «بیگم» (بانو

دخترانه عربی، ترکی

حکیمه خاتون

ترکیبی از «حکیمه» و «خاتون». معنی «حکیمه»: عربی

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

حکیمه صغری

(احتمالی) ترکیبی از «حکیمه» (نام دختر امام جواد) و «صغری». معنی «حکیمه»: عربی

دخترانه عربی

حکیمی

(احتمالی) منسوب به حکیم؛ دانا

دخترانه عربی

حکیمیه

(احتمالی) منسوب به حکیم؛ دانا

دخترانه عربی

حلاوه

(احتمالی) شیرینی

دخترانه عربی

حلما

بردباران، صبوران

دخترانه عربی

حلمیه

(احتمالی) بردبار

دخترانه عربی

حلوه

(احتمالی) شیرین

دخترانه عربی

حلی بی‌بی

(احتمالی) از «حلی» و «بی‌بی». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

حلیا

زیور و آرایش

دخترانه عربی

حلیمه

زن خویشتن دار، صبور و با تحمل، دختر بردبار

دخترانه عربی

اسم پسر (۸۸۸۸ اسم)