رفتن به محتوا
نوزاد

۵۸۰۲ اسم

معنی اسم دختر، صفحه‌ی ۳۰

صفحه‌ی ۳۰ از ۹۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

حلیمه السادات

ترکیبی از «حلیمه» و «سادات». معنی «حلیمه»: عربی

دخترانه عربی

حلیمه بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «حلیمه» و «بی‌بی» (بانو). معنی «حلیمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حلیمه بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «حلیمه» و «بیگم» (بانو

دخترانه عربی، ترکی

حلیمه خاتون

ترکیبی از «حلیمه» و «خاتون». معنی «حلیمه»: عربی

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

حلیمه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «حلیمه» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

حماسه

دلاوری، پهلوانی؛ نیز شعر پهلوانی (حماسه)

دخترانه عربی

حمامه

(احتمالی) کبوتر

دخترانه عربی

حمده

سپاس و شکرگزاری

دخترانه عربی

حمدیه

(احتمالی) ستوده

دخترانه عربی

حمرا

سرخ‌رنگ؛ «الحمراء» نام کاخ نامدار اسلامی در غرناطه

دخترانه عربی

حمیده

مؤنث «حمید»؛ ستوده، پسندیده

دخترانه عربی

حمیده السادات

ترکیبی از «حمیده» و «سادات». معنی «حمیده»: عربی

دخترانه عربی

حمیده بانو

(احتمالی) ترکیبی از «حمیده» و «بانو» (بانو). معنی «حمیده»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حمیده خاتون

(احتمالی) ترکیبی از «حمیده» و «خاتون» (بانو). معنی «حمیده»: عربی

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

حمیده خانم

(احتمالی) ترکیبی از «حمیده» و «خانم» (بانو). معنی «حمیده»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

حمیده سادات

(احتمالی) ترکیبی از «حمیده» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

حمیرا

سرخ‌روی؛ لقب عایشه همسر پیامبر

دخترانه عربی

حمیراء

مصغر حمراء، زن سرخ روی

دخترانه عربی

حنا

گیاهی درختی که گل‌های سفید و معطر دارد، گرد بسیار نرم سبز رنگی از گیاهی به همین نام

دخترانه عربی

حنانه

مهربان، اسم فاعل از ریشه‌ی حنّ

دخترانه عربی

حنانه السادات

ترکیبی از «حنانه» و «سادات». معنی «حنانه»: عربی

دخترانه عربی

حنانه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «حنانه» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

حنون

مهربان، باشفقت

دخترانه

حنیسه

زن شجاع

دخترانه عربی

حنیفه

دختر درست و پاک، دختر راستین، زن ثابت قدم در دین

دخترانه عربی

حوا

زندگی، از ریشه‌ی سامی [زن حضرت آدم]

دخترانه عربی، عبری

حوا گل

(احتمالی) ترکیبی از «حوا» و «گل» (گل). معنی «حوا»: عبری

دخترانه عبری، فارسی

حواء

«زندگی»؛ حوا، نخستین زن و همسر آدم

دخترانه عبری

حوابیگم

(احتمالی) از «حوا» (نخستین زن) و «بیگم» (بانو). معنی «حوا»: عبری

دخترانه عبری، ترکی

حواخاتون

(احتمالی) از «حوا» و «خاتون» (بانو). معنی «حوا»: عبری

دخترانه عبری، ترکی، مغولی

حور

زن سیاه چشم

دخترانه عربی

حورآسا

حورمانند، زیبا چون حوری

دخترانه عربی، فارسی

حورآفرین

(احتمالی) آفریننده‌ی حور

دخترانه فارسی

حورا

زن سیه‌چشم بهشتی

دخترانه عربی

حوراسا

(احتمالی) از «حور» (پری بهشتی) و «آسا» (مانند). معنی «حور»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حوراماه

(احتمالی) از «حور» (پری بهشتی) و «ماه». معنی «حور»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حوراوش

(احتمالی) حورمانند

دخترانه فارسی

حورجهان

(احتمالی) حوری جهان، زیباترین

دخترانه عربی، فارسی

حوردیس

حورمانند

دخترانه عربی، فارسی

حوررخ

حوری‌رو، زیبارو

دخترانه عربی، فارسی

حورزاد

از «حور» به معنای زن سیه‌چشم بهشتی و «زاد» به معنای زاده؛ زاده‌ی حور، پری‌زاد

دخترانه عربی، فارسی

حورسا

(احتمالی) از «حور» و «آسا»

دخترانه عربی، فارسی

حورناز

(احتمالی) از «حور» (پری بهشتی) و «ناز». معنی «حور»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حوروش

حورمانند

دخترانه عربی، فارسی

حوری

پری بهشتی، زن زیبا

دخترانه عربی، فارسی

حوری بانو

ترکیبی از «حوری» و «بانو». معنی «حوری»: عربی و فارسی

دخترانه عربی، فارسی

حوری بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «حوری» و «بیگم» (بانو

دخترانه عربی، ترکی

حوری تاج

(احتمالی) ترکیبی از «حوری» و «تاج» (تاج). معنی «حوری»: عربی و فارسی

دخترانه عربی، فارسی

حوری جان

(احتمالی) ترکیبی از «حوری» و «جان» (جان و روان). معنی «حوری»: عربی و فارسی

دخترانه عربی، عبری

حوری خانم

(احتمالی) ترکیبی از «حوری» و «خانم» (بانو). معنی «حوری»: عربی و فارسی

دخترانه عربی، ترکی

حوری طلا

(احتمالی) ترکیبی از «حوری» و «طلا» (زر). معنی «حوری»: عربی و فارسی

دخترانه عربی

حوری لقا

ترکیبی از «حوری» و «لقا». معنی «حوری»: عربی و فارسی

دخترانه عربی، فارسی

حوری ناز

(احتمالی) ترکیبی از «حوری» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «حوری»: عربی و فارسی

دخترانه عربی، فارسی

حوری نسا

(احتمالی) ترکیبی از «حوری» و «نسا» (زنان). معنی «حوری»: عربی و فارسی

دخترانه عربی

حوری نساء

(احتمالی) ترکیبی از «حوری» و «نساء» (زنان). معنی «حوری»: عربی و فارسی

دخترانه عربی

حوریا

حوری بهشتی

دخترانه عربی، فارسی

اسم پسر (۸۸۸۸ اسم)