رفتن به محتوا
نوزاد

۵۸۰۲ اسم

معنی اسم دختر، صفحه‌ی ۲۸

صفحه‌ی ۲۸ از ۹۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

چمانه

در ادب فارسی به معنی جام و پیاله‌ی باده است

دخترانه فارسی

چمن

چمن، سبزه‌زار

دخترانه فارسی

چمناز

(احتمالی) نازِ چمن

دخترانه فارسی

چمنرخ

(احتمالی) چهره‌ای چون چمن، شاداب

دخترانه فارسی

چمنناز

زیبارویی که دارای ناز و عشوه و کرشمه است

دخترانه فارسی

چناره

(احتمالی) از «چنار»؛ بلند و استوار

دخترانه فارسی

چهرآرا

آراسته‌چهره

دخترانه فارسی

چهراب

شاداب‌چهره

دخترانه فارسی

چهرزاد

از «چهر» به معنای نژاد و گوهر و «زاد»

دخترانه فارسی

چهرک

نام کسی است در کتیبه کعبه زردشت همزمان با اردشیر بابکان الدساسانی)

دخترانه فارسی

چهره

چهر، روی، صورت. ح

دخترانه فارسی

چهرهآسا

(احتمالی) چهره‌ای آرام

دخترانه فارسی

چیترا

«چیترا» (Chitra) به معنی رنگارنگ

دخترانه سانسکریت

چیچک

«چیچک» (çiçek) در ترکی به معنای گل و شکوفه است و در ترکی آذربایجانی و استانبولی هر دو به کار می‌رود

دخترانه ترکی

چیروک

(احتمالی) داستان، قصه

دخترانه کردی

چیستا

نام فرشته دانش و معرفت است . چیستی کونهُ دیگری است از چیستا

دخترانه فارسی

چیستی

(احتمالی) دانایی

دخترانه فارسی

چیکا

ژاپنی؛ دانش

دخترانه گیلکی، ژاپنی

چیماه

(احتمالی) مانند ماه

دخترانه لری

چیمه

(احتمالی) مانند ماه

دخترانه لری

چینی

نوعی از گل نسیرین

دخترانه

چینی بس

(احتمالی) نام‌گذاری برای بس بودن دختر؛ «چینی بس است»

دخترانه

حاتمه

مؤنث «حاتم»؛ بخشنده و داور

دخترانه عربی

حاج انسیه

(احتمالی) ترکیبی از «حاج» (زائر خانه‌ی خدا) و «انسیه» (همدم، مونس). معنی «انسیه»: عربی؛ همدم و مونس

دخترانه عربی

حاج بانو

(احتمالی) ترکیبی از «حاج» (زائر خانه‌ی خدا) و «بانو» (بانو). معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی

حاج بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «حاج» (زائر خانه‌ی خدا) و «بی‌بی» (بانو). معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

حاج خانم

(احتمالی) ترکیبی از «حاج» (زائر خانه‌ی خدا) و «خانم» (بانو). معنی «خانم»: ترکی؛ بانو

دخترانه ترکی

حاج خانوم

ترکیبی از «حاج» و «خانوم». معنی «خانوم»: ترکی

دخترانه ترکی

حاج سارا

(احتمالی) ترکیبی از «حاج» (زائر خانه‌ی خدا) و «سارا». معنی «سارا»: عبری

دخترانه عبری

حاج گل

ترکیبی از «حاج» و «گل». معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

حاج نوشیک

(احتمالی) از «حاج» و «نوشیک»

دخترانه

حاجی انه

(احتمالی) از «حاجی» و «انه» (مادر)

دخترانه ترکمنی

حاجی بانو

(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانه‌ی خدا) و «بانو» (بانو). معنی «حاجی»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حاجی بیکه

(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانه‌ی خدا) و «بیکه» (بانو، در ترکی). معنی «حاجی»: عربی؛ حج‌گزار

دخترانه عربی

حاجی خاتون

(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانه‌ی خدا) و «خاتون». معنی «حاجی»: عربی

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

حاجی خانم

(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانه‌ی خدا) و «خانم» (بانو). معنی «حاجی»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

حاجی ماجان

(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانه‌ی خدا) و «ماجان» (ماه جان). معنی «حاجی»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حاجی نیاز

(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانه‌ی خدا) و «نیاز» (نیاز

دخترانه عربی، فارسی

حاجیه

زنی که حج گزارده است

دخترانه عربی

حاجیه خانم

ترکیبی از «حاجیه» و «خانم». معنی «حاجیه»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

حاجیه غدیر

(احتمالی) ترکیبی از «حاجیه» (زنی که به حج رفته است) و «غدیر». معنی «حاجیه»: عربی

دخترانه عربی

حاجیه گل

(احتمالی) ترکیبی از «حاجیه» (زنی که به حج رفته است) و «گل» (گل). معنی «حاجیه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حاجیه موسی

(احتمالی) ترکیبی از «حاجیه» (زنی که به حج رفته است) و «موسی» (نام پیامبر

دخترانه عربی، عبری

حارثه

همان مفاهیم حارسه را دارد، چون در ادبیات قدیم فقط لفظ ملاک بوده نه تنوع نوشتار

دخترانه عربی

حال بی‌بی

(احتمالی) از «حال» و «بی‌بی». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

حالی بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «حالی» و «بی‌بی» (بانو). معنی «حالی»: آراسته

دخترانه فارسی

حالی گل

(احتمالی) ترکیبی از «حالی» و «گل» (گل). معنی «حالی»: آراسته، مزین، متحلی. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

حامده

ستایشگر، سپاسگزار

دخترانه عربی

حامده السادات

(احتمالی) ترکیبی از «حامده» (ستایشگر) و «السادات» (سیدها

دخترانه عربی

حامیه

(احتمالی) پشتیبان (زن)

دخترانه عربی

اسم پسر (۸۸۸۸ اسم)