رفتن به محتوا
نوزاد

۴۵ اسم

معنی اسم دختر فارسی با حرف ک

۴۵ اسم دخترانه با ریشه‌ی فارسی داریم که با حرف «ک» شروع می‌شوند. چند نمونه: کادوسا به معنی «برگرفته از نام «کادوس‌ها»»، کشتمند به معنی «کشاورز» و کهسار به معنی «مخفف کوهسار».

کادوسا

(احتمالی) برگرفته از نام «کادوس‌ها»

دخترانه فارسی

کاس

(احتمالی) زاغ‌چشم، دختری با چشم آبی

دخترانه گیلکی، فارسی

کاس بانو

(احتمالی) ترکیبی از «کاس» و «بانو» (بانو). معنی «کاس»: فارسی

دخترانه فارسی

کاساندان

نام زن کوروش بزرگ و مادر کبوجیه و

دخترانه فارسی

کام بخت

(احتمالی) کامروا و خوشبخت

دخترانه فارسی

کامدخت

(احتمالی) دختر کامروا

دخترانه فارسی

کامدل

کامروا

دخترانه فارسی

کامه

مراد، آرزو

دخترانه فارسی

کبری بگم

(احتمالی) ترکیبی از «کبری» و «بگم» (بانو

دخترانه عربی، فارسی

کبوتر

کبوتر، نماد آشتی

دخترانه فارسی

کتانه

(احتمالی) شکل دیگری از «کتان» یا «کیانه». معنی «کتان»: فارسی؛ کتان. معنی «کیانه»: فارسی؛ شاهانه

دخترانه فارسی

کتایون

دختر قیصر روم و زن گشتاسب و مادر اسفندیار که نام دیگرش را ناهید گفته‌اند

دخترانه فارسی

کرانه

کنار، لب ساحل

دخترانه فارسی

کرشمه

کرشم. گرشم. گرشمه: غمزه، ناز، اشاره با چشم و ابرو

دخترانه فارسی

کشتزار

(احتمالی) کشتزار، مزرعه

دخترانه فارسی

کشتمند

(احتمالی) کشاورز

دخترانه فارسی

کفتر

(احتمالی) کبوتر (گویشی)

دخترانه فارسی

کل پری

(احتمالی) ترکیبی از «کل» و «پری» (پری

دخترانه فارسی

کل ناز

(احتمالی) ترکیبی از «کل» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «کل»: تمام، همه. معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه

دخترانه فارسی

کلاله

به معنای دسته‌ی موی پیچیده و جعد گیسو. در گیاه‌شناسی

دخترانه فارسی

کلاه زر

(احتمالی) کلاه زرین

دخترانه فارسی

کلیله

نام یکی از دو شغال داستان «کلیله و دمنه» که برزویه‌ی طبیب آن را از هندی به پهلوی برگرداند و ابن مقفع به عربی و نصرالله منشی به فارسی درآوردند؛ این نام از سنسکریت «کرتکه» گرفته شده است

دخترانه فارسی

کمند

ریسمان؛ کنایه از گیسوی بلند و دام دل

دخترانه فارسی

کوچک خانم

ترکیبی از «کوچک» و «خانم». معنی «کوچک»: فارسی؛ کوچک. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو

دخترانه فارسی، ترکی

کوشادخت

(احتمالی) دختر کوشا

دخترانه فارسی

کوکب بانو

(احتمالی) ترکیبی از «کوکب» و «بانو» (بانو). معنی «کوکب»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

کوکبدخت

(احتمالی) دختری چون ستاره

دخترانه فارسی، عربی

کهسار

مخفف کوهسار

دخترانه فارسی

کهکشان

مجموعه ای از ستاره‌ها

دخترانه فارسی

کیان بانو

ترکیبی از «کیان» و «بانو». معنی «کیان»: فارسی

دخترانه فارسی

کیانا

(احتمالی) کیانی

دخترانه فارسی

کیاناز

(احتمالی) از «کیان» و «ناز». معنی «کیان»: فارسی

دخترانه فارسی

کیاندخت

دختر بزرگان و سروران، دختری که نژاد و تبار او به بزرگان و سروران میرسد

دخترانه فارسی

کیانه

شاهانه

دخترانه فارسی

کیلان

(احتمالی) شکل دیگری از «گیلان» یا «کیان». معنی «گیلان»: فارسی

دخترانه فارسی

کیناز

ناز شاه

دخترانه فارسی

کیوان بانو

ترکیبی از «کیوان» و «بانو». معنی «کیوان»: فارسی

دخترانه فارسی

کیوان دخت

ترکیبی از «کیوان» و «دخت». معنی «کیوان»: فارسی

دخترانه فارسی

اسم پسر فارسی با حرف ک (۱۰۷ اسم)