در شب سیر کردن
دخترانه / عربی
نامها؛ نام اسماء دختر ابوبکر و اسماء بنت عمیس
دخترانه / عربی
گندمگون؛ سبزه
دخترانه / عربی
ارفع، بلندتر، عالیتر
دخترانه / فارسی
نمونه و سرمشق
دخترانه / عربی
(احتمالی) پیرو راستی و اشه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ستاره. ایشتار نیز نام ایزدبانوی عشق و جنگ در میانرودان است
دخترانه / فارسی
(احتمالی) منسوب به اشراق، روشنایی
دخترانه / عربی
(احتمالی) شریفترینِ حاجیان
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اشرف» (شریفتر) و «السادات» (سیدها
دخترانه / عربی
ترکیبی از «اشرف» و «ملوک». معنی «اشرف»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اشرف» (شریفتر) و «بانو» (بانو). معنی «اشرف»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «اشرف» و «خانم». معنی «اشرف»: عربی؛ شریفتر، گرامیتر. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو
دخترانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «اشرف» (شریفتر) و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی
«چمنزار درختان زبانگنجشک» (Ashley)
دخترانه / انگلیسی
شوق ها، آرزومندی ها
دخترانه / عربی
(احتمالی) پاکچهره
دخترانه / فارسی
(احتمالی) دختر پاک
دخترانه / فارسی
(احتمالی) پاکروی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) زادهی پاکی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) مهر پاک
دخترانه / فارسی
(احتمالی) اصیل و نجیب؛ مؤنث «اصیل»
دخترانه / عربی
تحملناپذیر
دخترانه / یونانی
پاکیزهتر، پاک تر، طاهرتر
دخترانه / عربی
مؤنث «اطهر»؛ بسیار پاک
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «اطهره» (پاکتر) و «السادات» (سیدها
دخترانه / عربی
بزرگتر، بزرگوارتر
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اعظم» (بزرگتر) و «السادات» (سیدها
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اعظم» (بزرگتر) و «الملوک» (پادشاهان). معنی «اعظم»: عربی؛ بزرگتر، بزرگوارتر
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اعظم» (بزرگتر) و «بیبی» (بانو). معنی «اعظم»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «اعظم» (بزرگتر) و «جوان». معنی «اعظم»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «اعظم» (بزرگتر) و «خانم» (بانو). معنی «اعظم»: عربی
دخترانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «اعظم» (بزرگتر) و «رحیم» (مهربان). معنی «اعظم»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اعظم» (بزرگتر) و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اعلا» (برتر
دخترانه / عربی
بلند کردن و ترقی دادن. بالا بردن، برکشیدن
دخترانه / عربی
(احتمالی) گل سپید (آغ گل)
دخترانه / ترکی
(احتمالی) شکل دیگری از «آغجا» (سپیدرو)
دخترانه / ترکی
(احتمالی) شکل دیگری از «آغچا» (سپیدرو)
دخترانه / ترکی
(احتمالی) «اوغول بیبی»؛ احتمالا یعنی بانوی پسر
دخترانه / ترکی
(احتمالی) از «اوغول» (پسر) و «بخت»
دخترانه / ترکی
(احتمالی) پسرِ بیگ
دخترانه / ترکی
(احتمالی) از «اوغول» (پسر) و «گل»
دخترانه / ترکی
جمع «افق»؛ کرانههای آسمان
دخترانه / عربی
فخر، فخر کردن، نازش، نازیدن، سرافرازی
دخترانه / عربی
درخت افرا
دخترانه / فارسی
زیبا و نیکو - روشن و تابان ، از واره افروزه یا فروزان آمده
دخترانه
در زبان پهلوی، واژه است، به معنی- زیبا، بر وزن اورنگ،به معنی- فر و نیکوئی و زیبا
دخترانه
(احتمالی) کوتاهشده «افروز»
دخترانه / فارسی
افروختن، افروزنده
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «افروز» و «دخت» (دختر). معنی «افروز»: فارسی
دخترانه / فارسی
بن مضارعِ افروزاندن و افروزانیدن ← افروختن
دخترانه
(احتمالی) از «افروز» (روشنکننده) و «پری»؛ پری روشنیبخش
دخترانه / فارسی
آنچه بدان آتش گیرانند، آتش گیره؛ 2- شهاب
دخترانه
(احتمالی) شکل دیگری از «آفری»؛ آفرین
دخترانه
از نامهای امروزی
دخترانه / فارسی
کلاه، تاج، دیهیم
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «افسر» (تاج) و «ملوک». معنی «افسر»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
اسم پسر با حرف ا (۱۵۳۹ اسم)