رفتن به محتوا
نوزاد

۸۲۱ اسم

معنی اسم دختر با حرف ا، صفحه‌ی ۹

صفحه‌ی ۹ از ۱۴؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

اسراء

در شب سیر کردن

دخترانه عربی

اسما

نام‌ها؛ نام اسماء دختر ابوبکر و اسماء بنت عمیس

دخترانه عربی

اسمر

گندمگون؛ سبزه

دخترانه عربی

اسنا

ارفع، بلندتر، عالی‌تر

دخترانه فارسی

اسوه

نمونه و سرمشق

دخترانه عربی

اشااونی

(احتمالی) پیرو راستی و اشه

دخترانه فارسی

اشتار

(احتمالی) ستاره. ایشتار نیز نام ایزدبانوی عشق و جنگ در میان‌رودان است

دخترانه فارسی

اشراقیه

(احتمالی) منسوب به اشراق، روشنایی

دخترانه عربی

اشرف السادات

(احتمالی) ترکیبی از «اشرف» (شریف‌تر) و «السادات» (سیدها

دخترانه عربی

اشرف الملوک

ترکیبی از «اشرف» و «ملوک». معنی «اشرف»: عربی

دخترانه عربی

اشرف بانو

(احتمالی) ترکیبی از «اشرف» (شریف‌تر) و «بانو» (بانو). معنی «اشرف»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

اشرف خانم

ترکیبی از «اشرف» و «خانم». معنی «اشرف»: عربی؛ شریف‌تر، گرامی‌تر. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو

دخترانه عربی، ترکی

اشرف سادات

(احتمالی) ترکیبی از «اشرف» (شریف‌تر) و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

اشلی

«چمنزار درختان زبان‌گنجشک» (Ashley)

دخترانه انگلیسی

اشواق

شوق ها، آرزومندی ها

دخترانه عربی

اشوچهر

(احتمالی) پاک‌چهره

دخترانه فارسی

اشودخت

(احتمالی) دختر پاک

دخترانه فارسی

اشوروی

(احتمالی) پاک‌روی

دخترانه فارسی

اشوزاد

(احتمالی) زاده‌ی پاکی

دخترانه فارسی

اشومهر

(احتمالی) مهر پاک

دخترانه فارسی

اصیله

(احتمالی) اصیل و نجیب؛ مؤنث «اصیل»

دخترانه عربی

اطلس

تحمل‌ناپذیر

دخترانه یونانی

اطهر

پاکیزهتر، پاک تر، طاهرتر

دخترانه عربی

اطهره

مؤنث «اطهر»؛ بسیار پاک

دخترانه عربی، فارسی

اطهره السادات

(احتمالی) ترکیبی از «اطهره» (پاک‌تر) و «السادات» (سیدها

دخترانه عربی

اعظم

بزرگ‌تر، بزرگوارتر

دخترانه عربی

اعظم السادات

(احتمالی) ترکیبی از «اعظم» (بزرگ‌تر) و «السادات» (سیدها

دخترانه عربی

اعظم الملوک

(احتمالی) ترکیبی از «اعظم» (بزرگ‌تر) و «الملوک» (پادشاهان). معنی «اعظم»: عربی؛ بزرگ‌تر، بزرگوارتر

دخترانه عربی

اعظم بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «اعظم» (بزرگ‌تر) و «بی‌بی» (بانو). معنی «اعظم»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

اعظم جوان

(احتمالی) ترکیبی از «اعظم» (بزرگ‌تر) و «جوان». معنی «اعظم»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

اعظم خانم

(احتمالی) ترکیبی از «اعظم» (بزرگ‌تر) و «خانم» (بانو). معنی «اعظم»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

اعظم رحیم

(احتمالی) ترکیبی از «اعظم» (بزرگ‌تر) و «رحیم» (مهربان). معنی «اعظم»: عربی

دخترانه عربی

اعظم سادات

(احتمالی) ترکیبی از «اعظم» (بزرگ‌تر) و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

اعلا نور

(احتمالی) ترکیبی از «اعلا» (برتر

دخترانه عربی

اعلاء

بلند کردن و ترقی دادن. بالا بردن، برکشیدن

دخترانه عربی

اغ گل

(احتمالی) گل سپید (آغ گل)

دخترانه ترکی

اغجه

(احتمالی) شکل دیگری از «آغجا» (سپیدرو)

دخترانه ترکی

اغچه

(احتمالی) شکل دیگری از «آغچا» (سپیدرو)

دخترانه ترکی

اغل بی‌بی

(احتمالی) «اوغول بی‌بی»؛ احتمالا یعنی بانوی پسر

دخترانه ترکی

اغول بخت

(احتمالی) از «اوغول» (پسر) و «بخت»

دخترانه ترکی

اغول بک

(احتمالی) پسرِ بیگ

دخترانه ترکی

اغول گل

(احتمالی) از «اوغول» (پسر) و «گل»

دخترانه ترکی

افاق

جمع «افق»؛ کرانه‌های آسمان

دخترانه عربی

افتخار

فخر، فخر کردن، نازش، نازیدن، سرافرازی

دخترانه عربی

افرا

درخت افرا

دخترانه فارسی

افراح

شاد کردن

دخترانه عربی

افرند

زیبا و نیکو - روشن و تابان ، از واره افروزه یا فروزان آمده

دخترانه

افرنگ

در زبان پهلوی، واژه است، به معنی- زیبا، بر وزن اورنگ،به معنی- فر و نیکوئی و زیبا

دخترانه

افرو

(احتمالی) کوتاه‌شده «افروز»

دخترانه فارسی

افروز

افروختن، افروزنده

دخترانه فارسی

افروز دخت

(احتمالی) ترکیبی از «افروز» و «دخت» (دختر). معنی «افروز»: فارسی

دخترانه فارسی

افروزان

بن مضارعِ افروزاندن و افروزانیدن ← افروختن

دخترانه

افروزپری

(احتمالی) از «افروز» (روشن‌کننده) و «پری»؛ پری روشنی‌بخش

دخترانه فارسی

افروزه

آنچه بدان آتش گیرانند، آتش گیره؛ 2- شهاب

دخترانه

افری

(احتمالی) شکل دیگری از «آفری»؛ آفرین

دخترانه

افسانه

از نام‌های امروزی

دخترانه فارسی

افسر

کلاه، تاج، دیهیم

دخترانه فارسی

افسر ملوک

(احتمالی) ترکیبی از «افسر» (تاج) و «ملوک». معنی «افسر»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

اسم پسر با حرف ا (۱۵۳۹ اسم)