(احتمالی) ترکیبی از «آی» (ماه
دخترانه / ترکی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «آی» (ماه
دخترانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «آی» (ماه
دخترانه / ترکی، عربی
(احتمالی) دختر ماه (آی قیز)
دخترانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «آی» (ماه
دخترانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «آی» (ماه
دخترانه / ترکی
ترکیبی از «آی» و «نشان». معنی «آی»: ترکی
دخترانه / ترکی
خوشر نگ وآب . ١- نام دختر اردشیر دوم هخامنشی . ٢- نام شهبانوی داریوش بزرگ . ٣- نام چند تن از شاهدختهای هخامنشی
دخترانه
ترکیبی از «آیت» و «خانم». معنی «آیت»: عربی؛ نشانه، معجزه. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو
دخترانه / عربی، ترکی
ترکیبی از «آی» و «جان». معنی «آی»: ترکی
دخترانه / ترکی
از «آی» (ماه) و «جمال» (زیبایی)؛ ماهجمال
دخترانه / ترکی، عربی
گیاهی که کنار آب میروید
دخترانه / ترکی
آنگلوساکسون؛ آتش
دخترانه / ترکی
(احتمالی) از «آی» (ماه)؛ ماهروی
دخترانه / ترکی
(احتمالی) از «آی» (ماه) و «دل»؛ دلِ ماهگونه
دخترانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) از «آی» به معنی ماه و «دنگ/دنک» به معنی همتا و برابر
دخترانه / ترکی
(احتمالی) از «آی» (ماه) و «آرال» (جزیره)؛ جزیره ماه
دخترانه / ترکی
(احتمالی) از «ایران»
دخترانه / فارسی
(احتمالی) یعنی ماهرخ
دخترانه / ترکی
در اسطورههای یونانی ایریس ایزدبانوی رنگینکمان و پیامرسان خدایان است. گل زنبق و عنبیهی چشم نیز در زبانهای اروپایی به همین نام خوانده میشوند
دخترانه / یونانی
ماهگون
دخترانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) از «آی» (ماه)؛ ماهگونه
دخترانه / ترکی
(احتمالی) از «آی» (ماه)؛ ماهگونه
دخترانه / ترکمنی
مهتاب، روشنایی ماه
دخترانه / ترکی
(احتمالی) شکل دیگری از «عایشه»
دخترانه / عربی
(احتمالی) از «آی» (ماه) و «شید» (روشنی)؛ روشنی ماه
دخترانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) یعنی ماه سبز و تازه
دخترانه / ترکی
از «آی» در ترکی به معنی ماه و «گل» فارسی
دخترانه / ترکی
از «آی» (ماه) و «گوزل» (زیبا)
دخترانه / ترکی
از «آی» (ماه) و «گون» (خورشید، روز)؛ ماه و خورشید
دخترانه / ترکی
جمع «آی»؛ ماهها؛ به مجاز زیبا و پاک
دخترانه / ترکی
(احتمالی) هاله ماه
دخترانه / ترکی
(احتمالی) از «آی» (ماه)؛ ماهها
دخترانه / ترکی
هاله، اطراف ماه، هالهی ماه
دخترانه / ترکی
(احتمالی) از «آی» و «ماه» هر دو به معنای ماه؛ ماهگونه
دخترانه / ترکی، فارسی
ناز ماه
دخترانه / ترکی، فارسی
ن مهای ایرانی فره وشی
دخترانه
(احتمالی) ترکیبی از «آینه» و «بیبی» (بانو). معنی «آینه»: (= آیینه و آئینه))
دخترانه / فارسی
مصدر باب افتعال از ریشهی «بسم» به معنی لبخند زدن
دخترانه / عربی
با ناله و زاری دعا کردن. به زاری دعا کردن
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ابر» (ابر آسمان) و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «ابر»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «ابریشم» یا «ابر» و «جان»
دخترانه / فارسی
(احتمالی) آراسته
دخترانه / فارسی
(احتمالی) شکل دیگری از «آجی» یا «باجی» (خواهر). معنی «آجی»: ترکی
دخترانه / ترکی
ارج و بزرگداشت
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «احترام» و «الملوک» (پادشاهان). معنی «احترام»: عربی؛ ارج و بزرگداشت
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «احترام» و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی
(احتمالی) از «احسان»؛ نیکوکاری. معنی «احسان»: عربی؛ نیکی و نیکوکاری
دخترانه / عربی، فارسی
جمع «حلم» (بردباری) یا «حُلم» (خواب)؛ رؤیاها
دخترانه / عربی
(احتمالی) شکل زنانه از «احمد»؛ ستوده
دخترانه
(احتمالی) از «احیا» (زنده کردن) و «گل»
دخترانه / عربی، فارسی
جم - ستاره . از نامهای زندة کنونی زردشتیان
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «اختر» (ستاره) و «الملوک» (پادشاهان). معنی «اختر»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «اختر» (ستاره) و «جان» (جان و روان). معنی «اختر»: فارسی
دخترانه / فارسی، عبری
(احتمالی) ترکیبی از «اختر» (ستاره) و «خانم» (بانو). معنی «اختر»: فارسی
دخترانه / فارسی، ترکی
دوستی خالص داشتن
دخترانه / عربی
اسم پسر با حرف ا (۱۵۳۹ اسم)