بانوی سپید (ترکی)
دخترانه
ترکیبی از «آق» و «گل». معنی «گل»: فارسی؛ گل
دخترانه / فارسی
(احتمالی) گل سپید
دخترانه / ترکی
«آکاشا» در سانسکریت به معنی آسمان و فضاست و در فلسفهی هندی نام پنجمین عنصر
دخترانه / سانسکریت
دختر آگاه و دانا
دخترانه / فارسی
نعمتها و بخششهای خدا. این واژه در سوره الرحمن بارها در آیه «فبأی آلاء ربکما تکذبان» (پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را دروغ میانگارید) آمده است
دخترانه / عربی
از «آلا» (رنگارنگ، الوان) و «گل»؛ یعنی گل رنگارنگ
دخترانه / ترکی، فارسی
گیاهی است از تیرهی آلالهها، شقایق، لالهی نعمان، لالهی قرمز
دخترانه / فارسی
نام مادر افسانهای مغولان
دخترانه / مغولی
«آلانقوا» در روایتهای مغولی
دخترانه / مغولی
سپیدهدم؛ از «albus» (سفید). در اسپانیایی و ایتالیایی نیز به همین معناست
دخترانه / لاتین
«ماه طلایی»، از «آلتین» (زر) و «آی» (ماه)
دخترانه / ترکی
آنگلوساکسون؛ ده کنار سرچشمهی رودخانه، اسم خاصی از ریشهی انگلیسی باستان
دخترانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «آلتین» (طلا (ترکی)) و «آی» (ماه
دخترانه / ترکی
عروس طلایی (ترکی)
دخترانه
روح، یا پرستار، این عبارت در اسپانیایی روح و در لاتین پرستار معنا میدهد
دخترانه / اسپانیایی
صورت ترکی واژهی «الماس» است که خود از یونانی «آداماس» به معنی سخت و شکستناپذیر گرفته شده. در ترکی آذربایجانی بیشتر برای دختران به کار میرود
دخترانه / ترکی
(احتمالی) از «آل» به معنای سرخ و «نام»؛ احتمالا یعنی دارای نام نیکو و درخشان
دخترانه
(احتمالی) بلند و والا
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «آل» به معنای سرخ؛ سرخرو و زیبا
دخترانه
(احتمالی) جاودان
دخترانه / فارسی
کسی که گونههایش چون آلو سرخ است؛ سرخگونه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «آلوین» به معنای دوست نجیب
دخترانه
از اسامی مؤنث زبانهای لاتین
دخترانه / آلمانی
صورتی از «آلیس» و «آدلهاید»
دخترانه / آلمانی
(احتمالی) آراسته
دخترانه / فارسی
«Alisha» گونهای از «آلیسیا» و «آلیس» است که از نام ژرمنی «آدلهاید» به معنی نژاده و اصیل گرفته شده
دخترانه / انگلیسی
(احتمالی) از «آماتوس» (دوستداشته)؛ مهربان و دوستداشتنی
دخترانه / یونانی
نام همسر خشایارشا
دخترانه / فارسی
جمع امل، امیدها، آرزوها
دخترانه / عربی
(احتمالی) ماندنی، جاوید
دخترانه / فارسی
آمستریس همسر خشایارشا و مادر اردشیر یکم هخامنشی بود که هرودوت از او یاد کرده است
دخترانه / فارسی
نام دختری است که شهر آمل را بنام او نامیدهاند ١ تبرستان ٢
دخترانه
مطمئن، فاعل از ریشهی امن [مادر حضرت محمد]
دخترانه / عربی
ترکیبی از «آمنه» و «خاتون». معنی «آمنه»: عربی
دخترانه / عربی، ترکی، مغولی
(احتمالی) از «آمنه» و «زمان». معنی «آمنه»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «آمنه» و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی
(احتمالی) مهربان
دخترانه / فارسی
(احتمالی) مهربان
دخترانه / فارسی
نام دختر آستیاک ا تیاج بادشاه ماد
دخترانه / فارسی
(احتمالی) زن امین و امانتدار
دخترانه / عربی
مادر مقدس، از ریشهی عبری "هان َّه" (زن مقدس)
دخترانه / عبری
(احتمالی) از «آنا» (مادر) و «بیگم» (بانو). معنی «آنا»: ترکی
دخترانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «آنا» و «عراز» (احتمالا یعنی بخت و کامیابی). معنی «آنا»: ترکی
دخترانه / ترکی، ترکمنی
(احتمالی) نامی ترکی از «آنا» به معنای مادر
دخترانه
(احتمالی) از «آنا» و «بیبی». معنی «آنا»: ترکی
دخترانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) ترکی از «آنا» به معنای مادر
دخترانه
(احتمالی) از «آنا» (مادر) و «آی» (ماه)؛ مادرِ ماهگونه
دخترانه / ترکی
سرزمین تاریخی در آسیایصغیر و ترکیه امروزی که از شمال دریای سیاه تا جنوب دریای اژه امتداد دارد
دخترانه
ترکیبی از «آنا» و «خانم». معنی «آنا»: ترکی؛ مادر. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو
دخترانه / ترکی
(احتمالی) از «آنا» (مادر) و «دَدی» (گفت)؛ احتمالا یعنی مادر گفت
دخترانه / ترکی
(احتمالی) از «آنا» (مادر) و «دل»؛ دل مادر
دخترانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) از «آنا» به معنای مادر
دخترانه / ترکی
خورشید مادر و گرمی بخشی دل مادر استفاده شده است
دخترانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) ترکی از «آنا» به معنای مادر
دخترانه
(احتمالی) مادرانه
دخترانه / ترکی
(احتمالی) از «آنا» (مادر) و «مهر»؛ مهرِ مادر
دخترانه / ترکی، فارسی
اسم پسر با حرف ا (۱۵۳۹ اسم)