رفتن به محتوا
نوزاد

۵۸۰۲ اسم

معنی اسم دختر، صفحه‌ی ۴۵

صفحه‌ی ۴۵ از ۹۷؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

ساریناز

(احتمالی) از «سارینا» و «ناز». معنی «سارینا»: خالص، پاک. معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه

دخترانه فارسی

سارینه

(احتمالی) زرد

دخترانه ترکی

ساریه

(احتمالی) ابر شبانه؛ نام صحابی

دخترانه عربی

سازک

ساز کوچک

دخترانه فارسی

سازگار

دارای گرایش به همراهی و همکاری با دیگران، هماهنگ، موافق؛ 2- ملایم طبع

دخترانه

سازین

(احتمالی) ساز

دخترانه فارسی

ساطان بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «ساطان» و «بی‌بی» (بانو). معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

ساطعه

مؤنث «ساطع» از ریشه‌ی «س ط ع» به معنی برآمدن و پراکنده شدن نور، یعنی درخشان و تابان

دخترانه عربی

ساعده

یاری‌دهنده

دخترانه عربی

ساغر

جام و پیاله

دخترانه فارسی

ساقی

سیراب کننده، اسم فاعل از ریشه‌ی سقی (آب دادن)

دخترانه عربی

ساکار

ساده، بی ریا

دخترانه کردی

سالمه

مؤنث «سالم» از ریشه‌ی «س‌ل‌م» به معنی تندرست و بی‌گزند

دخترانه عربی

سالومه

زوجهی زبدی و مادر یعقوب کبیر و یوحنای انجیلی

دخترانه عبری

سالویا

«سالویا» نام علمی گیاه مریم‌گلی است

دخترانه لاتین

سالی

صورت خودمانی «سارا»؛ شاهزاده‌خانم

دخترانه انگلیسی

سالیان

(احتمالی) سال‌ها

دخترانه فارسی

سامانتا

(احتمالی) شنونده

دخترانه انگلیسی

سامبیکه

نام زن کواذ ، (غباد) پادشاه ساسانی

دخترانه

سامره

همسخن شب، قصه‌گو

دخترانه عربی

سامه

پیمان

دخترانه کردی

سامیدخت

(احتمالی) از «سامی» و «دخت». معنی «سامی»: عربی؛ بلندمرتبه. معنی «دخت»: مخفف دختر

دخترانه عربی

سامیرا

همدم شب، قصه‌گو؛ «سمیرا» صورت رایج‌تر آن است

دخترانه عربی

سامینا

(احتمالی) مانند مینا (آبگینه‌ی رنگین)؛ نیز «سمین» عربی

دخترانه عربی

سامینه

اسم قبیله ای از اکراد بود

دخترانه کردی

سامیه

مؤنث «سامی»؛ بلندمرتبه، والا

دخترانه عربی

سامیه جمال

(احتمالی) ترکیبی از «سامیه» (بلندمرتبه) و «جمال». معنی «سامیه»: عربی

دخترانه عربی

ساناز

کم‌نظیر، از ریشه‌ی ترکی سان (شمردن) و آز (نه)

دخترانه ترکی

سانای

ترکی) مهنام، بی‌قرار

دخترانه ترکی

سانتا

(احتمالی) مقدس، قدیسه

دخترانه ایتالیایی

ساندرا

کوتاه‌شده‌ی «الکساندرا»

دخترانه یونانی

سانلی

نام‌آور

دخترانه ترکی

سانیا

سایه روشنِ جنگل

دخترانه مازندرانی، فارسی

سانیاز

(احتمالی) از «سانیا» و «ناز». معنی «سانیا»: مازندرانی

دخترانه فارسی

سانیه

(احتمالی) والا، درخشان

دخترانه عربی

ساوند

(احتمالی) سامان

دخترانه فارسی

ساهره

بیدار (زن)

دخترانه عربی

ساهوی

نام زنی بوده خواب بین و پیش کو

دخترانه

سایماه

(احتمالی) از «سای» و «ماه»؛ ماه‌گونه. معنی «ماه»: فارسی؛ ماه

دخترانه فارسی

سایناز

(احتمالی) از «سای» و «ناز». معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه

دخترانه فارسی

ساینه

(احتمالی) سایه

دخترانه فارسی

سئودا

به معنای عشق و دلدادگی

دخترانه ترکی

سئوگی

«سئوگی» (sevgi) از مصدر «سئومک» به معنی دوست داشتن است و در ترکی آذربایجانی و استانبولی به معنی عشق و محبت به کار می‌رود

دخترانه ترکی

سبا

پیرمرد [پسر کوش]

دخترانه عربی، عبری

سبا فاطمه

(احتمالی) ترکیبی از «سبا» و «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده). معنی «سبا»: نام سرزمینی کهن در یمن که ملکه‌اش بلقیس بود؛ نام سوره سی‌وچهارم قرآن. معنی «فاطمه»: عربی؛ از شیر گرفته؛ نام دختر پیامبر اسلام و همسر امام علی، مادر امام حسن و امام حسین

دخترانه عربی

سبحانه خاتون

(احتمالی) ترکیبی از «سبحانه» (ستوده

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

سبزبانو

(احتمالی) بانوی سبز

دخترانه فارسی

سبزه

منسوب به سبز؛ گیاهی که از رویاندن دانه یا بصورت خودرو در جایی سبز شده است

دخترانه فارسی

سبزه بهار

ترکیبی از «سبزه» و «بهار». معنی «سبزه»: فارسی

دخترانه فارسی

سبزه گل

(احتمالی) ترکیبی از «سبزه» و «گل» (گل). معنی «سبزه»: فارسی

دخترانه فارسی

سبزه‌قبا

سبزه قبا از دو کلمه سبزه - قبا تشکیل شده و به معنی لباس سبز پوشیده است

دخترانه فارسی

سبوحا

(احتمالی) صورتی از «سُبّوح» به معنی پاک و منزه از هر عیب که از صفت‌های خداوند است و در ذکر «سبّوحٌ قُدّوس» به کار می‌رود

دخترانه عربی

سبیکه السادات

ترکیبی از «سبیکه» و «سادات». معنی «سبیکه»: عربی

دخترانه عربی

سپاسه

سپاس، شکر، حمد، لطف، شفقت

دخترانه

سپاکو

(احتمالی) سپیده

دخترانه فارسی

سپتا

«سپنته»، مقدس و پاک و افزاینده

دخترانه فارسی

اسم پسر (۸۸۸۸ اسم)