رفتن به محتوا
نوزاد

۲۵۶ اسم

معنی اسم دختر فارسی با حرف ب

۲۵۶ اسم دخترانه با ریشه‌ی فارسی داریم که با حرف «ب» شروع می‌شوند. چند نمونه: بابوس به معنی «پدر»، بهار خانم به معنی «ترکیبی از «بهار» و «خانم» (بانو). معنی «بهار»: فارسی؛ نخستین فصل سال؛ نماد شکفتن، تازگی، جوانی و امید. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو» و بی‌بی رفعت به معنی «ترکیبی از «بی‌بی» (بانو) و «رفعت». معنی «بی‌بی»: فارسی؛ بانو، خانم بزرگ؛ عنوانی محترمانه برای زنان بزرگ‌سال و سیده‌ها. معنی «رفعت»: عربی؛ بلندی، والایی و سربلندی».

بابوس

(احتمالی) پدر

دخترانه فارسی

بابیلان

(احتمالی) بابلی

دخترانه فارسی

باجی گل

ترکیبی از «باجی» و «گل». معنی «باجی»: ترکی؛ خواهر. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه ترکی، فارسی

بادام

نام پسر شمیران پادشاه هرات م زدیسنا:ل|:دء نوروز نامه خیا

دخترانه فارسی

بادامک

بادام جنگلی

دخترانه فارسی

بارانا

(احتمالی) از «باران». معنی «باران»: فارسی

دخترانه فارسی

بارانک

(احتمالی) باران ریزقطره

دخترانه مازندرانی، فارسی

بارانه

(احتمالی) از «باران». معنی «باران»: فارسی

دخترانه فارسی

بارنک

باران کوچک

دخترانه فارسی

بارنگ

(احتمالی) باران

دخترانه فارسی

باروشه

(احتمالی) باران

دخترانه فارسی

باریز

(احتمالی) بارنده

دخترانه فارسی

باریزان

(احتمالی) باران‌ها

دخترانه فارسی

بازنه

(احتمالی) باز ماده

دخترانه فارسی

بازو

(احتمالی) بازو؛ کنایه از نیرو و توان («زور بازو»)

دخترانه فارسی

بازور

(احتمالی) نیرومند

دخترانه فارسی

باشن

(احتمالی) قامت

دخترانه فارسی

باغان

(احتمالی) باغ‌ها

دخترانه فارسی

باغچه گل

(احتمالی) گل باغچه

دخترانه فارسی

باغداگل

(احتمالی) «باغدا گل» یعنی گل در باغ، گل باغ

دخترانه ترکی، فارسی

بافرین

(احتمالی) ستوده و آفرین‌گفته؛ کسی که شایسته‌ی آفرین است

دخترانه فارسی

بالا بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «بالا» و «بیگم» (بانو

دخترانه فارسی، ترکی

بالا خانوم

(احتمالی) ترکیبی از «بالا» و «خانوم» (خانم

دخترانه فارسی، ترکی

بالاخانم

بانوی والا و بلندپایه؛ نام دخترانه‌ی قدیمی در ایران

دخترانه فارسی

بالاگل

(احتمالی) گل کوچک

دخترانه ترکی، فارسی

بالاناز

(احتمالی) ناز کوچک

دخترانه ترکی، فارسی

بالی

(احتمالی) عسل (بال)؛ شیرین

دخترانه ترکی، فارسی

بالین

بالش و جای سر نهادن در بستر. در ادب فارسی «بر بالین کسی بودن» به معنی کنار بستر او و در کنارش بودن است

دخترانه فارسی

بامک

(احتمالی) بامداد، سپیده‌دم

دخترانه فارسی

بانو

خانم، متشخص، زن مجرد

دخترانه فارسی

بانو باجی

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «باجی». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی، ترکی

بانو پروین

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «پروین». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی

بانو خانم

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «خانم» (بانو). معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی، ترکی

بانو خجسته

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «خجسته». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی

بانو دخت

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «دخت» (دختر). معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی

بانو زینت

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «زینت». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بانو شمس

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «شمس». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بانو صدریه

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «صدریه» (منسوب به صدر). معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بانو مهوش

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «مهوش». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی

بانو نرجس

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «نرجس». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بانو نصرت

(احتمالی) ترکیبی از «بانو» (بانو) و «نصرت». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بانواز

(احتمالی) بانوی نوازنده

دخترانه فارسی

بانوفرخ

(احتمالی) بانوی خجسته

دخترانه فارسی

بانوکا

(احتمالی) از «بانو». معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی

بانوگشسب

بانوگشسب دختر رستم و همسر گیو در شاهنامه و قهرمان منظومه‌ی «بانوگشسب‌نامه»

دخترانه فارسی

باور جان

(احتمالی) ترکیبی از «باور» و «جان» (جان و روان). معنی «باور»: فارسی

دخترانه فارسی، عبری

بایرام بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

دخترانه ترکی، فارسی

بایرام تاج

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

دخترانه ترکی، فارسی

بخت بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «بخت» (بخت و اقبال) و «بی‌بی» (بانو). معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

بخت گل

ترکیبی از «بخت» و «گل». معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

بختوان

(احتمالی) خوشبخت، بختیار

دخترانه فارسی

بختور

خوشبخت، بختیار

دخترانه فارسی

بختی گل

(احتمالی) ترکیبی از «بختی» و «گل» (گل). معنی «بختی»: شتر قوی‌هیکل و شتر دو کوهانه. اشتر بختی. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

بختی نیاز

(احتمالی) ترکیبی از «بختی» و «نیاز» (نیاز

دخترانه فارسی

بخشنده

آنکه چیزی را بی‌آنکه عوضی بخواهد می‌بخشد؛ عطا کننده

دخترانه فارسی

بخشین

(احتمالی) بخشنده

دخترانه فارسی

بدر جهان

ترکیبی از «بدر» و «جهان». معنی «بدر»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

برزآفرید

نام زن ، برابر ' ب ز آفرین که نام مرد است .v

دخترانه فارسی

برزی

دراز زندگی

دخترانه فارسی

برزین بانو

ترکیبی از «برزین» و «بانو». معنی «برزین»: فارسی

دخترانه فارسی

اسم پسر فارسی با حرف ب (۲۱۹ اسم)