رفتن به محتوا
نوزاد

۲۵۶ اسم

معنی اسم دختر فارسی با حرف ب، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۵؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

برسومه

«برسم»، دسته‌ی شاخه‌های باریک گیاهی که موبدان زرتشتی هنگام نیایش در دست می‌گرفتند

دخترانه فارسی

برسین

نام دختر ارته باذ ، زن ایرانی اسکندر

دخترانه فارسی

برفی

(احتمالی) سپید چون برف؛ برفی

دخترانه فارسی

برگام

(احتمالی) برگ

دخترانه فارسی

بگ دوستی

(احتمالی) ترکیبی از «بگ» (بزرگ، در ترکی) و «دوستی» (دوستی و مهر). معنی «دوستی»: فارسی؛ دوستی و مهر

دخترانه فارسی

بلار

(احتمالی) بلور

دخترانه فارسی

بلبل

از نام‌های رواج

دخترانه فارسی

بلور

بلور؛ کنایه از پاکی و شفافیت

دخترانه فارسی

بلوران

(احتمالی) از «بلور»؛ بلورین. معنی «بلور»: فارسی؛ بلور؛ کنایه از پاکی و شفافیت

دخترانه فارسی

بلورخانم

(احتمالی) بانوی بلورین

دخترانه فارسی

بلوط

درخت بلوط، نماد استواری و دیرپایی؛ جنگل‌های بلوط زاگرس شهرت دارند

دخترانه فارسی

بلین

(احتمالی) بلند

دخترانه فارسی

بمان خانم

(احتمالی) ترکیبی از «بمان» (ماندگار

دخترانه فارسی، ترکی

بمانه

(احتمالی) ماندگار، پاینده

دخترانه فارسی

بمانی

پدر و مادری که هرچه فرزند آورند زود بمیرد و بچه هایشان پا نگیرند

دخترانه فارسی

بنرخ

(احتمالی) بنفش‌رخ

دخترانه فارسی

بنفشه

گلی کوچک، خوشبو و ظریف به رنگ بنفش؛ نماد فروتنی و نجابت

دخترانه فارسی

بنیا

(احتمالی) بنیاد

دخترانه فارسی

بوبک

دختر و دوشیزه هدهد، نام مرغ حضرت سلیمان

دخترانه فارسی

بوستان

از نام‌های زنان، رواج میان پارسیان

دخترانه فارسی

بوستانه

(احتمالی) از «بوستان»؛ باغ. معنی «بوستان»: فارسی؛ باغ گل؛ نام کتاب نامدار سعدی

دخترانه فارسی

بوسه

(احتمالی) بوسیدن و نشانه‌ی مهر و دوستی. در شعر فارسی بسیار آمده است. نامی کم‌کاربرد برای دختران

دخترانه فارسی

بوین

(احتمالی) بوی خوش

دخترانه فارسی

بهار

نخستین فصل سال؛ نماد شکفتن، تازگی، جوانی و امید

دخترانه فارسی

بهار خانم

(احتمالی) ترکیبی از «بهار» و «خانم» (بانو). معنی «بهار»: فارسی

دخترانه فارسی، ترکی

بهارآفرین

(احتمالی) آفریننده‌ی بهار

دخترانه فارسی

بهارا

بهاری

دخترانه فارسی

بهاران

هنگام بهار

دخترانه فارسی

بهاررخ

بهارچهره، شاداب‌رو

دخترانه فارسی

بهارزهرا

(احتمالی) از «بهار» و «زهرا» (درخشان). معنی «بهار»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بهارسا

(احتمالی) از «بهار»؛ بهارگونه. معنی «بهار»: فارسی؛ نخستین فصل سال؛ نماد شکفتن، تازگی، جوانی و امید

دخترانه فارسی

بهارعلی

(احتمالی) از «بهار» و «علی». معنی «بهار»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بهارفاطمه

(احتمالی) از «بهار» و «فاطمه». معنی «بهار»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

بهارک

بهار کوچک

دخترانه فارسی

بهارگل

(احتمالی) گل بهاری

دخترانه فارسی

بهارناز

ترکیبی از «بهار» و «ناز». معنی «بهار»: فارسی

دخترانه فارسی

بهاره

منسوب به بهار

دخترانه فارسی

بهاره سادات

(احتمالی) ترکیبی از «بهاره» و «سادات» (سیدها

دخترانه فارسی

بهاری

(احتمالی) بهاری، منسوب به بهار

دخترانه فارسی

بهارین

بهاری، منسوب به بهار

دخترانه فارسی

بهاندخت

(احتمالی) ترکیبی از «بهان» (نیک) و «دخت» (دختر). معنی «بهان»: فارسی؛ نیک. معنی «دخت»: مخفف دختر

دخترانه فارسی

بهتا

(احتمالی) بهترین، بی‌مانند در نیکی

دخترانه فارسی

بهتاب

(احتمالی) تابش نیک

دخترانه فارسی

بهتاج

(احتمالی) تاجِ نیکو

دخترانه فارسی

بهدخت

از «به» (نیک) و «دخت» (دختر)

دخترانه فارسی

بهرانه

(احتمالی) نیک

دخترانه فارسی

بهرخ

خوشگل و نیک منظر

دخترانه فارسی

بهرو

نیک‌رو

دخترانه فارسی

بهروزه

از «بهروز» (نیک‌روز، خوشبخت) با پسوند «ه»؛ یعنی خوشبخت و نیک‌روز

دخترانه فارسی

بهسا

از «به» (نیک) و «سا» (مانند)؛ یعنی نیک‌مانند، همانند خوبی

دخترانه فارسی

بهشت

بهشت، بهترین سرا

دخترانه فارسی

بهشته

(احتمالی) از «بهشت» با پسوند «ه»؛ بهشتی

دخترانه فارسی

بهکامه

از «به» (خوب) و «کام» (آرزو

دخترانه فارسی

بهگل

گل نیک

دخترانه فارسی

بهمن دخت

ترکیبی از «بهمن» و «دخت». معنی «بهمن»: فارسی کهن

دخترانه فارسی

بهنواز

نوازنده خوب

دخترانه فارسی

بهنوش

گوارا

دخترانه فارسی

بهوش

(احتمالی) هوشیار، خردمند

دخترانه فارسی

اسم پسر فارسی با حرف ب (۲۱۹ اسم)