رفتن به محتوا
نوزاد

۶۰۰ اسم

معنی اسم دختر با حرف م، صفحه‌ی ۷

صفحه‌ی ۷ از ۱۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

منوره

روشن؛ «مدینه منوره»

دخترانه عربی

منوشکر

نام دختر زاده ایرج

دخترانه

منیجه

صورتی از «منیژه». معنی «منیژه»: فارسی؛ منیژه دختر افراسیاب و دلداده بیژن در شاهنامه

دخترانه فارسی

منیر

نورانی، صفت از ریشه‌ی نور

دخترانه عربی

منیرآغا

(احتمالی) از «منیر» (درخشان) و «آغا» (بانو). معنی «منیر»: عربی؛ روشن

دخترانه عربی

منیره

نورانی و روشن و درخشان و آشکار

دخترانه عربی

منیره زهرا

(احتمالی) ترکیبی از «منیره» (روشن

دخترانه عربی

منیره سادات

(احتمالی) ترکیبی از «منیره» (روشن

دخترانه عربی

منیژه

دختر افراسیاب

دخترانه فارسی، کردی

مواهب

موهبت؛ بخشش‌ها و انعام‌ها

دخترانه

موجان

موژان ؛ چشم زیبا و پُر کرشمه

دخترانه

موحده

یکتاپرست

دخترانه عربی

مورد

نام درخت همیشه سبز است که در نزد ایرانیان باستان و زردشتیان مقّدس بوده

دخترانه فارسی

موژان

(احتمالی) صورت دیگر «موجان»؛ چشم زیبا و پرمژه، خمار. در شعر فارسی کنایه از چشم زیبای معشوق است

دخترانه فارسی

مولود

نوزاد؛ زادروز پیامبر

دخترانه عربی

مولود خانم

(احتمالی) ترکیبی از «مولود» و «خانم» (بانو). معنی «مولود»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

مولوده

(احتمالی) شکل دیگری از «مولود». معنی «مولود»: عربی؛ نوزاد؛ زادروز پیامبر

دخترانه عربی

مونا

نام یک الهه

دخترانه

مونجوق

«مونجوق» در ترکی به مهره‌های رنگی ریز گفته می‌شود که برای زینت یا دور کردن چشم‌زخم به کار می‌رفت. واژه‌ی «منجوق» در فارسی نیز از همین ریشه است

دخترانه ترکی

مونس

هم نشین و همراز، همدم

دخترانه عربی

مونس فاطمه

(احتمالی) ترکیبی از «مونس» و «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده). معنی «مونس»: عربی

دخترانه عربی

مونیکا

مشاور؛ مونیکا مادر آگوستین قدیس

دخترانه لاتین

موهبت

هر چیز ارزشمندی که به کسی بخشیده می شود یا او از آن بهره مند است

دخترانه

مه آفرید

صورتی از «ماه‌آفرید». در شاهنامه ماه‌آفرید همسر ایرج است که پس از کشته شدن او دختری زاد و منوچهر از نسل همان دختر بود

دخترانه فارسی

مه جبین

دارای پیشانی سفید و زیبا، زیباروی

دخترانه فارسی، عربی

مه چین

(احتمالی) از «مه» (ماه) و «چین». معنی «مه»: مخفف ماه

دخترانه

مه سارا

(احتمالی) از «مه» (ماه) و «سارا». معنی «مه»: مخفف ماه. معنی «سارا»: عبری

دخترانه عبری

مه سیما

ماه‌سیما

دخترانه فارسی، عربی

مه فروز

ماه‌فروز، روشن چون ماه

دخترانه

مه نساء

(احتمالی) ترکیبی از «مه» و «نساء» (زنان). معنی «مه»: مخفف ماه. معنی «نساء»: عربی

دخترانه عربی

مه نگار

(احتمالی) نگار ماه‌روی

دخترانه فارسی

مها

گاو وحشی؛ کنایه از چشم زیبا

دخترانه عربی

مهاباد

رودی در استان آذربایجان غربی به طول 85کیلومتر

دخترانه

مهاندخت

(احتمالی) ترکیبی از «مهان» و «دخت» (دختر). معنی «مهان»: فارسی

دخترانه فارسی

مهبا

(احتمالی) ماه

دخترانه فارسی

مهبان

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

دخترانه

مهبانو

بانوی بانوان، سرور بانوان، بزرگ زنان

دخترانه فارسی

مهبیبی

(احتمالی) از «مه» (ماه) و «بی‌بی». معنی «مه»: مخفف ماه. معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

مهپاره

زیبا، زیبارو

دخترانه فارسی

مهتا

روشنایی و نور افشانی قرص کامل ماه در شبی صاف

دخترانه فارسی

مهتاب

نور و روشنایی ماه، پرتو ماه در شب. «مهتاب» در شعر فارسی نماد آرامش و زیبایی شب است

دخترانه فارسی

مهتاب سادات

(احتمالی) ترکیبی از «مهتاب» و «سادات» (سیدها

دخترانه فارسی

مهتابان

(احتمالی) مهتاب‌ها

دخترانه فارسی

مهتاج

تاج ماه

دخترانه فارسی

مهتیام

(احتمالی) ماه‌روی عزیز

دخترانه لری

مهدا

اول شب، پاسی از شب، آرامش شب

دخترانه عربی

مهدخت

از «مه» (ماه) و «دخت» (دختر)؛ یعنی دختر ماه، ماهدخت

دخترانه فارسی

مهدل

(احتمالی) از «مه» (ماه) و «دل». معنی «مه»: مخفف ماه

دخترانه

مهدیا

(احتمالی) از «مهدی» (هدایت‌شده)

دخترانه عربی

مهدیس

از «مه» (ماه) و «دیس» (مانند)؛ یعنی ماه‌مانند، زیبا چون ماه. از نام‌های پرکاربرد دخترانه

دخترانه فارسی

مهدیس سادات

(احتمالی) ترکیبی از «مهدیس» (ماه‌مانند) و «سادات» (سیدها

دخترانه فارسی

مهدیسا

ماه‌مانند

دخترانه فارسی

مهدیه

کسی که خداوند رستگاری را و راه راست را برایش تعیین کرد

دخترانه عربی

مهدیه السادات

(احتمالی) ترکیبی از «مهدیه» (هدایت‌شده) و «السادات» (سیدها

دخترانه عربی

مهدیه زهرا

(احتمالی) ترکیبی از «مهدیه» (هدایت‌شده) و «زهرا» (درخشان). معنی «مهدیه»: عربی

دخترانه عربی

مهدیه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «مهدیه» (هدایت‌شده) و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

اسم پسر با حرف م (۱۵۱۲ اسم)