نام بانوی چکامه سرائی است
دخترانه
مؤنث «مجید» از ریشهی «م ج د» به معنی بزرگواری و شکوه
دخترانه / عربی
ترکیبی از «محبوب» و «سادات». معنی «محبوب»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «محبوب» و «خانم» (بانو). معنی «محبوب»: عربی
دخترانه / عربی، ترکی
محبوب، دوستداشتنی
دخترانه / عربی
ترکیبی از «محبوبه» و «سادات». معنی «محبوبه»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «محبوبه» و «بیگم» (بانو
دخترانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «محبوبه» و «خاتون» (بانو). معنی «محبوبه»: عربی
دخترانه / عربی، ترکی، مغولی
(احتمالی) ترکیبی از «محبوبه» و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی
ترکیبی از «محترم» و «سادات». معنی «محترم»: عربی
دخترانه / عربی
ترکیبی از «محترم» و «خانم». معنی «محترم»: عربی؛ گرامی. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو
دخترانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «محترم» و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی
(احتمالی) محفوظ و نگهداشته (زن)
دخترانه / عربی
همسخن فرشتگان؛ لقب حضرت فاطمه
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «محدثه» (لقب حضرت فاطمه) و «السادات» (سیدها
دخترانه / عربی
ترکیبی از «محدثه» و «زهرا». معنی «محدثه»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «محدثه» (لقب حضرت فاطمه) و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «محرم» و «نسا» (زنان). معنی «محرم»: عربی
دخترانه / عربی
به َحنا خضاب کرده، مخضب به َحنا
دخترانه / عربی
حیات، زندگی
دخترانه / عربی
(احتمالی) از «مخدره» (پردهنشین)
دخترانه / عربی، ترکی
(احتمالی) بانوی بزرگوار، سرور
دخترانه / عربی
نگهبان و فرمانروا. در اسطورهی یونان یکی از سه گورگون است که موهایش مار بود و نگاهش آدمی را سنگ میکرد؛ پرسئوس سرش را برید
دخترانه / یونانی
نام یونانی ایات جبال یا عراق عجم که نواحی آن عبارت بوده از قرمیس یا کرمانشاهان
دخترانه / فارسی
(احتمالی) شکل دیگری از «مارال». معنی «مارال»: ترکی؛ مرال، آهو، گوزن ماده
دخترانه / ترکی
نام دختر کوروش بزرگ. کمان میرود این نام مهروmah-roo یا: -مهرو mehro0 بوده که یونانیها آن را ›نوشتهاند (٢٥ء١ پیرنیا)(Prr
دخترانه
به معنای بانو و سرور. در انجیل
دخترانه / آرامی
(احتمالی) بانو؛ صورتی از «مارتا». معنی «مارتا»: آرامی؛ بانو؛ مارتا خواهر مریم و ایلعازر در انجیل
دخترانه / آرامی
(احتمالی) مرجانچهره
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «مرجان» و «دخت» (دختر). معنی «مرجان»: فارسی و عربی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مرجان» و «رخ» (چهره). معنی «مرجان»: فارسی و عربی
دخترانه / فارسی، عربی
مرجانی، مروارید کوچک
دخترانه / عربی
(احتمالی) مرجان
دخترانه / عربی
لطف و مهربانی داشتن، مهربانی، لطف
دخترانه / عربی
نام دختر کوچک یزدگرد، آخرین پادشاه - ° - °
دخترانه / فارسی
(احتمالی) بخشش (مرسدس)
دخترانه / اسپانیایی
(احتمالی) ترکیبی از «مرصع» و «بیگم» (بانو
دخترانه / عربی، ترکی
مرضی، پسندیده
دخترانه / عربی
ترکیبی از «مرضیه» و «سادات». معنی «مرضیه»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مرضیه» و «بیگم» (بانو
دخترانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «مرضیه» و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی
(احتمالی) مرمر
دخترانه / مازندرانی
(احتمالی) تیرانداز ماهر (مرگن)
دخترانه / ترکی
فال خوب در مقابلِ مرغوا
دخترانه / فارسی
از نامهای زنده رواج میان بانوان زرتشتی
دخترانه / فارسی
ُمَرَوح است که بسیار خوشبو و معطر کننده است
دخترانه / عربی
(احتمالی) مانند مادر
دخترانه / لری، عربی
خدمتگزار خدا، پاکدامن؛ نام مادر عیسی که سوره نوزدهم قرآن به نام اوست
دخترانه / عبری
(احتمالی) ترکیبی از «مریم» و «اعظم» (بزرگتر). معنی «مریم»: عبری
دخترانه / عبری، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «مریم» و «السادات» (سیدها
دخترانه / عبری
ترکیبی از «مریم» و «بانو». معنی «مریم»: عبری
دخترانه / عبری، فارسی
اسم پسر با حرف م (۱۵۱۲ اسم)