رفتن به محتوا
نوزاد

۶۰۰ اسم

معنی اسم دختر با حرف م، صفحه‌ی ۵

صفحه‌ی ۵ از ۱۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

مریم بگم

ترکیبی از «مریم» و «بیگم». معنی «مریم»: عبری

دخترانه عبری، فارسی، ترکی

مریم بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «مریم» و «بی‌بی» (بانو). معنی «مریم»: عبری

دخترانه عبری، فارسی

مریم بیگم

ترکیبی از «مریم» و «بیگم». معنی «مریم»: عبری

دخترانه عبری، فارسی، ترکی

مریم جان

(احتمالی) ترکیبی از «مریم» و «جان» (جان و روان). معنی «مریم»: عبری

دخترانه عبری

مریم خاتون

ترکیبی از «مریم» و «خاتون». معنی «مریم»: عبری

دخترانه عبری، ترکی، مغولی

مریم خانم

(احتمالی) ترکیبی از «مریم» و «خانم» (بانو). معنی «مریم»: عبری

دخترانه عبری، ترکی

مریم سادات

(احتمالی) ترکیبی از «مریم» و «سادات» (سیدها

دخترانه عبری

مریم سارا

(احتمالی) از «مریم» و «سارا». معنی «مریم»: عبری

دخترانه عبری

مژان

مژه

دخترانه فارسی

مژده

خبر خوش و شادی بخش، بشارت، مژدگانی

دخترانه فارسی

مژگان

مژگان خبر

دخترانه کردی

مژگان سادات

(احتمالی) ترکیبی از «مژگان» و «سادات» (سیدها

دخترانه فارسی

مژه

مژه

دخترانه فارسی

مستانه

مستانه، سرخوش

دخترانه فارسی

مستوره

پوشیده، پاکدامن

دخترانه عربی

مستوره خانم

(احتمالی) ترکیبی از «مستوره» (پوشیده

دخترانه عربی، ترکی

مسرت

مسرة

دخترانه عربی

مسلمه

مسلمان

دخترانه عربی

مشاعل

(احتمالی) مشعل‌ها

دخترانه عربی

مشک

مشک، ماده‌ی خوشبوی گرانبها

دخترانه فارسی

مشک عنبر

(احتمالی) مشک و عنبر؛ خوشبو

دخترانه فارسی، عربی

مشکات الزهرا

(احتمالی) از «مشکات» (چراغدان) و «الزهرا». معنی «مشکات»: عربی؛ چراغدان؛ واژه‌ای قرآنی در آیه نور

دخترانه عربی

مشکاه

«مِشکاة» به معنی چراغدان یا طاقچه‌ای است که چراغ را در آن می‌گذارند. در آیه‌ی نور (سوره‌ی نور، آیه‌ی ۳۵) نور خدا به چراغدانی مانند شده که در آن چراغی است

دخترانه عربی

مشکدانه

بیست دومین و به روایتی دهمین لحن از سی لحن باربد

دخترانه فارسی

مشکناز

نام یکی از چهار دختر آسیابان که به همسری بهرام گور در آمدند

دخترانه فارسی

مشکنک

نام دختر آسیابانی است در روز کار بهرام کور خواهر مشکناز ١١ زن ایرانی + شاهنامه

دخترانه فارسی

مشکین

نام زنی است در ویس و رامین : مراورا گفت مشکینا تو دیدی زرامین بی‌وفاتر یا شنیدی

دخترانه فارسی

مشکیناز

(احتمالی) ترکیبی از «مشکی» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «مشکی»: تیره رنگ

دخترانه فارسی

مشگعلی

(احتمالی) از «مشک» (خوشبو) و «علی». معنی «مشک»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

مشیانه

نام نخستین زن در اسطوره ایرانی

دخترانه فارسی

مصرتاج

(احتمالی) ترکیبی از «مصر» و «تاج» (تاج). معنی «مصر»: واقع شونده میان دو چیز

دخترانه فارسی

مطهره

+ +مطّهر

دخترانه عربی

مطهره سادات

(احتمالی) ترکیبی از «مطهره» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

مظلومه

(احتمالی) ستمدیده (زن)

دخترانه عربی

معززه

(احتمالی) گرامی‌داشته (زن)

دخترانه عربی

معصوم بگ

(احتمالی) ترکیبی از «معصوم» و «بگ» (بزرگ، در ترکی). معنی «معصوم»: عربی؛ پاک از گناه

دخترانه عربی

معصومه

بیگناه، اسم مفعول از ریشه‌ی عصمت

دخترانه عربی

معصومه السادات

ترکیبی از «معصومه» و «سادات». معنی «معصومه»: عربی

دخترانه عربی

معصومه بانو

(احتمالی) ترکیبی از «معصومه» و «بانو» (بانو). معنی «معصومه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

معصومه بگم

(احتمالی) ترکیبی از «معصومه» و «بگم» (بانو

دخترانه عربی، فارسی

معصومه بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «معصومه» و «بی‌بی» (بانو). معنی «معصومه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

معصومه بیگم

ترکیبی از «معصومه» و «بیگم». معنی «معصومه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی، ترکی

معصومه خاتون

ترکیبی از «معصومه» و «خاتون». معنی «معصومه»: عربی

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

معصومه خانم

(احتمالی) ترکیبی از «معصومه» و «خانم» (بانو). معنی «معصومه»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

معصومه زهرا

(احتمالی) ترکیبی از «معصومه» و «زهرا» (درخشان). معنی «معصومه»: عربی

دخترانه عربی

معصومه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «معصومه» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

معطر

خوشبو

دخترانه عربی

معظمه

بزرگ‌داشته

دخترانه عربی

مفیده

(احتمالی) سودمند (زن)

دخترانه عربی

مقبله

(احتمالی) پذیرفته

دخترانه عربی

مقدس السادات

ترکیبی از «مقدس» و «سادات». معنی «مقدس»: عربی

دخترانه عربی

مکتوبه

(احتمالی) نوشته‌شده (زن)

دخترانه عربی

مکرم خاتون

(احتمالی) ترکیبی از «مکرم» و «خاتون» (بانو). معنی «مکرم»: عربی

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

اسم پسر با حرف م (۱۵۱۲ اسم)