خانه اسم دختر حرف م صفحهی ۶ با همین حرف، بر اساس ریشه
اسم مفعول مؤنث از «اکرام» به معنی گرامیداشته و ارجمند
دخترانه / عربی
مؤنث «مکنون» به معنی نهفته و پوشیده و نگاهداشته. در قرآن «لؤلؤ مکنون»
دخترانه / عربی
نام شهر مقدس مسلمانان در حجاز که کعبه در آن است و زادگاه پیامبر اسلام است
دخترانه / عربی
نمکین، زیبا
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ملاحت» و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ملا» و «نیا» (نیا). معنی «ملا»: گروه مردم. معنی «نیا»: درخواست از کسی برای نیامدن، ملحق نشدن، حضور نیافتن
دخترانه
دارنده، شاه، اسم فاعل از ریشهی عربی ملک (داشتن) [از القاب خداوند]
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «السادات» (سیدها
دخترانه / عربی
ترکیبی از «ملک» و «بانو». معنی «ملک»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «ثابت». معنی «ملک»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «خاتون» (بانو). معنی «ملک»: عربی
دخترانه / عربی، ترکی، مغولی
(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «خانم» (بانو). معنی «ملک»: عربی
دخترانه / عربی، ترکی
ناز شاهانه
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «نیاز» (نیاز
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «شاد». معنی «ملک»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «نسا». معنی «ملک»: عربی
دخترانه / عربی
ملکه، بانوی پادشاه
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ملکه» و «افاق» (کرانههای آسمان (آفاق)). معنی «ملکه»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ملکه» و «بیبی» (بانو). معنی «ملکه»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «ملکه» و «جهان»
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ملکه» و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی
(فرانسوی()melodie
دخترانه
زیبا، خوشگل
دخترانه / فارسی
(احتمالی) پادشاهان روزگار
دخترانه / عربی
ترکیبی از «ملوک» و «سادات». معنی «ملوک»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ملوک» و «تاج» (تاج). معنی «ملوک»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «ملوک» و «خانم». معنی «ملوک»: عربی؛ پادشاهان. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو
دخترانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «مله» و «تاج» (تاج). معنی «مله»: باستانیترین اصطلاح بشری شاید به زمانی باشد که بشر فقط به دو شغل شبانی و زراعت اشتغال داشتند. معنی «تاج»: فارسی؛ کلاه گوهرنشان پادشاهی؛ به مجاز سروری و بزرگی
دخترانه / فارسی
نمکین، زیبا
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ملیحه» و «السادات» (سیدها؛ نشان سیدزادگی). معنی «ملیحه»: عربی؛ نمکین، زیبا
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ملیحه» و «خاتون» (بانو). معنی «ملیحه»: عربی
دخترانه / عربی، ترکی، مغولی
(احتمالی) ترکیبی از «ملیحه» و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی
«زنبور عسل»؛ نیز بادرنجبویه
دخترانه / عربی
گروهی از گیاهان علفی چند ساله از خانوادهی گندمیان که خودرو هستند
دخترانه / عربی
صاحب(، زن) مالک
دخترانه / عربی
از «مِلی» به معنی عسل
دخترانه / یونانی
(احتمالی) ترکیبی از «ملی» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «ملی»: مربوط به عموم ملت
دخترانه / فارسی
برگزیده، برجسته
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ممتاز» و «بیگم» (بانو
دخترانه / عربی، ترکی
امیدها، آرزوها، مقاصد
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «منا» (آرزو
دخترانه / عربی، عبری
(احتمالی) برج روشنایی، مناره
دخترانه / عربی
(احتمالی) سرچشمه بهره
دخترانه / عربی
از «مونا»
دخترانه / ایتالیایی، عبری
(احتمالی) ترکیبی از «منبر» و «اعظم» (بزرگتر). معنی «منبر»: صندلی مانندِ بلندی که دارای چند پله است و خطیب یا واعظ در بالای آن مینشیند و خطبه میخواند یا وعظ میکند. مفردِ منابر. معنی «اعظم»: عربی؛ بزرگتر، بزرگوارتر
دخترانه / عربی
ارزش و اهمیت؛ (2- در قدیم) مقام، درجه؛ 3- نظم و انضباط؛ 4- حد، پایه
دخترانه / عربی
به دور از آلودگی، پاک، پاکیزه؛ 2- مبرا، بری، بی عیب
دخترانه / عربی
پیروز، یاریشده
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «منصوره» (پیروز
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «منصوره» (پیروز
دخترانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «منصوره» (پیروز
دخترانه / عربی
چهره و چشمانداز
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «منظر» و «بیگم» (بانو
دخترانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «منظر» و «بانو» (بانو). معنی «منظر»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «منور» و «خانم». معنی «منور»: عربی؛ روشن. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو
دخترانه / عربی، ترکی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰
بعدی
اسم پسر با حرف م (۱۵۱۲ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.