رفتن به محتوا
نوزاد

۶۰۰ اسم

معنی اسم دختر با حرف م، صفحه‌ی ۶

صفحه‌ی ۶ از ۱۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

مکرمه

اسم مفعول مؤنث از «اکرام» به معنی گرامی‌داشته و ارجمند

دخترانه عربی

مکنونه

مؤنث «مکنون» به معنی نهفته و پوشیده و نگاه‌داشته. در قرآن «لؤلؤ مکنون»

دخترانه عربی

مکه

نام شهر مقدس مسلمانان در حجاز که کعبه در آن است و زادگاه پیامبر اسلام است

دخترانه عربی

مکیه

اهل مکه

دخترانه عربی

ملاحت

نمکین، زیبا

دخترانه عربی

ملاحت سادات

(احتمالی) ترکیبی از «ملاحت» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

ملانیا

(احتمالی) ترکیبی از «ملا» و «نیا» (نیا). معنی «ملا»: گروه مردم. معنی «نیا»: درخواست از کسی برای نیامدن، ملحق نشدن، حضور نیافتن

دخترانه

ملک

دارنده، شاه، اسم فاعل از ریشه‌ی عربی ملک (داشتن) [از القاب خداوند]

دخترانه عربی

ملک السادات

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «السادات» (سیدها

دخترانه عربی

ملک بانو

ترکیبی از «ملک» و «بانو». معنی «ملک»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

ملک ثابت

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «ثابت». معنی «ملک»: عربی

دخترانه عربی

ملک خاتون

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «خاتون» (بانو). معنی «ملک»: عربی

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

ملک خانم

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «خانم» (بانو). معنی «ملک»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

ملک ناز

ناز شاهانه

دخترانه عربی، فارسی

ملک نیاز

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «نیاز» (نیاز

دخترانه عربی، فارسی

ملکشاد

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «شاد». معنی «ملک»: عربی

دخترانه عربی

ملکنسا

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «نسا». معنی «ملک»: عربی

دخترانه عربی

ملکه

ملکه، بانوی پادشاه

دخترانه عربی

ملکه افاق

(احتمالی) ترکیبی از «ملکه» و «افاق» (کرانه‌های آسمان (آفاق)). معنی «ملکه»: عربی

دخترانه عربی

ملکه بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «ملکه» و «بی‌بی» (بانو). معنی «ملکه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

ملکه جهان

ترکیبی از «ملکه» و «جهان»

دخترانه عربی، فارسی

ملکه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «ملکه» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

ملودی

(فرانسوی()melodie

دخترانه

ملوس

زیبا، خوشگل

دخترانه فارسی

ملوک

پادشاهان

دخترانه عربی

ملوک السادات

ترکیبی از «ملوک» و «سادات». معنی «ملوک»: عربی

دخترانه عربی

ملوک تاج

(احتمالی) ترکیبی از «ملوک» و «تاج» (تاج). معنی «ملوک»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

ملوک خانم

ترکیبی از «ملوک» و «خانم». معنی «ملوک»: عربی؛ پادشاهان. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو

دخترانه عربی، ترکی

ملوکه

پادشاهانه

دخترانه عربی

مله تاج

(احتمالی) ترکیبی از «مله» و «تاج» (تاج). معنی «مله»: باستانی‌ترین اصطلاح بشری شاید به زمانی باشد که بشر فقط به دو شغل شبانی و زراعت اشتغال داشتند. معنی «تاج»: فارسی؛ کلاه گوهرنشان پادشاهی؛ به مجاز سروری و بزرگی

دخترانه فارسی

ملیح

نمکین، نمک دار

دخترانه

ملیحه

نمکین، زیبا

دخترانه عربی

ملیحه السادات

(احتمالی) ترکیبی از «ملیحه» و «السادات» (سیدها؛ نشان سیدزادگی). معنی «ملیحه»: عربی؛ نمکین، زیبا

دخترانه عربی

ملیحه خاتون

(احتمالی) ترکیبی از «ملیحه» و «خاتون» (بانو). معنی «ملیحه»: عربی

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

ملیحه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «ملیحه» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

ملیسا

«زنبور عسل»؛ نیز بادرنجبویه

دخترانه عربی

ملیکا

گروهی از گیاهان علفی چند ساله از خانواده‌ی گندمیان که خودرو هستند

دخترانه عربی

ملیکه

صاحب(، زن) مالک

دخترانه عربی

ملینا

از «مِلی» به معنی عسل

دخترانه یونانی

ملیناز

(احتمالی) ترکیبی از «ملی» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «ملی»: مربوط به عموم ملت

دخترانه فارسی

ممتاز

برگزیده، برجسته

دخترانه عربی

ممتاز بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «ممتاز» و «بیگم» (بانو

دخترانه عربی، ترکی

منا

امیدها، آرزوها، مقاصد

دخترانه عربی

منا جان

(احتمالی) ترکیبی از «منا» (آرزو

دخترانه عربی، عبری

منار

(احتمالی) برج روشنایی، مناره

دخترانه عربی

منال

(احتمالی) سرچشمه بهره

دخترانه عربی

منالیزا

از «مونا»

دخترانه ایتالیایی، عبری

منبراعظم

(احتمالی) ترکیبی از «منبر» و «اعظم» (بزرگ‌تر). معنی «منبر»: صندلی مانندِ بلندی که دارای چند پله است و خطیب یا واعظ در بالای آن می‌نشیند و خطبه می‌خواند یا وعظ میکند. مفردِ منابر. معنی «اعظم»: عربی؛ بزرگ‌تر، بزرگوارتر

دخترانه عربی

منزلت

ارزش و اهمیت؛ (2- در قدیم) مقام، درجه؛ 3- نظم و انضباط؛ 4- حد، پایه

دخترانه عربی

منزه

به دور از آلودگی، پاک، پاکیزه؛ 2- مبرا، بری، بی عیب

دخترانه عربی

منصوره

پیروز، یاری‌شده

دخترانه عربی

منصوره بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «منصوره» (پیروز

دخترانه عربی، ترکی

منصوره سادات

(احتمالی) ترکیبی از «منصوره» (پیروز

دخترانه عربی

منظر

چهره و چشم‌انداز

دخترانه عربی

منظر بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «منظر» و «بیگم» (بانو

دخترانه عربی، ترکی

منظربانو

(احتمالی) ترکیبی از «منظر» و «بانو» (بانو). معنی «منظر»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

منور

روشن

دخترانه عربی

منور خانم

ترکیبی از «منور» و «خانم». معنی «منور»: عربی؛ روشن. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو

دخترانه عربی، ترکی

اسم پسر با حرف م (۱۵۱۲ اسم)