رفتن به محتوا
نوزاد

۴۷۷۷ اسم

معنی اسم پسر عربی، صفحه‌ی ۶۶

صفحه‌ی ۶۶ از ۸۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

مستعلی

بلند برآمده

پسرانه عربی

مسعود

نیکبخت، اسم مفعول از ریشه‌ی سعد (خوشبختی) [شاه غزنوی]

پسرانه عربی

مسعوداله

(احتمالی) ترکیبی از «مسعود» و «اله» (خدا). معنی «مسعود»: عربی؛ نیکبخت؛ نام سلطان مسعود غزنوی

پسرانه عربی

مسعودرضا

از نام های مرکب، ه مسعود و رضا

پسرانه عربی

مسعودمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «مسعود» و «محمد» (ستوده). معنی «مسعود»: عربی

پسرانه عربی

مسلم

مسلمان؛ نام مسلم بن عقیل، فرستاده امام حسین

پسرانه عربی

مسلم علی

(احتمالی) ترکیبی از «مسلم» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مسلم»: عربی

پسرانه عربی

مسلم عوض

ترکیبی از «مسلم» و «عوض». معنی «مسلم»: عربی

پسرانه عربی

مسود صادق

(احتمالی) ترکیبی از «مسود» و «صادق» (راستگو). معنی «مسود»: سید

پسرانه عربی

مسیب

(احتمالی) نام یار امام علی (مسیب)

پسرانه عربی

مسیح

لمس شده توسط خداوند، تقدیس شده، برگرفته از لقب کوروش در تورات:מְ שִׁ יחוֹ֮

پسرانه عربی

مشتاق

علاقه‌مند، صفت از ریشه‌ی شوق

پسرانه عربی

مشتاقعلی

(احتمالی) ترکیبی از «مشتاق» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مشتاق»: عربی

پسرانه عربی

مشدمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «مشد» و «محمد» (ستوده). معنی «مشد»: احتمالا کوتاه‌شده «مشهدی». معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی

مشکعلی

(احتمالی) ترکیبی از «مشک» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مشک»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

مشکوه

شکل دیگر «مشکات» به معنای چراغدان یا طاقچه‌ای که چراغ در آن نهند. این واژه در آیه‌ی نور (نور، ۳۵) آمده است

پسرانه عربی

مشهدمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «مشهد» و «محمد» (ستوده). معنی «مشهد»: محل حاضر شدن مردم

پسرانه عربی

مشهود

آشکار، دیده‌شده

پسرانه عربی

مشیر

آن که در کارها با او مشورت می‌کنند، مشورت کننده، رای زننده

پسرانه عربی

مصدق

راستگو، اسم فاعل از ریشه‌ی صدق

پسرانه عربی

مصطفی

برگزیده، اسم مفعول از ریشه‌ی صفو

پسرانه عربی

مصطفی عباس

(احتمالی) ترکیبی از «مصطفی» و «عباس» (شیر بیشه). معنی «مصطفی»: عربی

پسرانه عربی

مصطفی قلی

(احتمالی) ترکیبی از «مصطفی» و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

مصعب

شتر نر سرکش، اسبی که زیر زین نرفته [مصعب بن عمیر:از صحابی]

پسرانه عربی

مصفا

پاکیزه

پسرانه عربی

مصلح

آنکه با خیر اندیشی و نیکوکاری به مردم کمک می‌کند و مشکلات آن‌ها را برطرف می‌سازد

پسرانه عربی

مصور

صورتگر؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

مصیب

راستگو، اسم فاعل از ریشه‌ی صوب (صواب)

پسرانه عربی

مطلب

(احتمالی) خواسته؛ عبدالمطلب پدربزرگ پیامبر

پسرانه عربی

مطلبعلی

(احتمالی) ترکیبی از «مطلب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مطلب»: عربی

پسرانه عربی

مطلق علی

(احتمالی) ترکیبی از «مطلق» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مطلق»: تمام

پسرانه عربی

مظاهر

جمع «مظهر»؛ جلوه‌ها

پسرانه عربی

مظفر

پیروزمند؛ مظفرالدین شاه قاجار که فرمان مشروطه را امضا کرد

پسرانه عربی

مظفرالدین

پیروزی دین؛ نام مظفرالدین‌شاه قاجار

پسرانه عربی

مظفرعلی

از «مظفر» و «علی». معنی «مظفر»: عربی

پسرانه عربی

مظهر

محل آشکار شدن، اسم مکان از ریشه‌ی ظهر (ظهور)

پسرانه عربی

معاد

(احتمالی) رستاخیز

پسرانه عربی

معاذالله

پناه بر خدا. این عبارت در قرآن از زبان یوسف (ع) آمده است (سوره‌ی یوسف، آیه‌ی ۲۳)

پسرانه عربی

معارج

جمع «مِعرَج» به معنی نردبان‌ها و پله‌های بالا رفتن؛ «المعارج» نام سوره‌ی هفتادم قرآن است

پسرانه عربی

معتصم

نگاه دارنده از گناه، اسم فاعل از ریشه‌ی عصم [از خلفای عباسی]

پسرانه عربی

معتضد

یاری کننده، یاری گیرنده

پسرانه عربی

معتمد

کسی که مورد اعتماد

پسرانه عربی

معدی

منسوب به «مَعَد» پسر عدنان، که در تبارنامه‌های عرب نیای قبیله‌های عرب شمالی شمرده می‌شود

پسرانه عربی

معراج

نردبان؛ سفر آسمانی پیامبر

پسرانه عربی

معراج الدین

(احتمالی) ترکیبی از «معراج» و «الدین» (دین). معنی «معراج»: عربی؛ نردبان؛ سفر آسمانی پیامبر

پسرانه عربی

معراجعلی

(احتمالی) ترکیبی از «معراج» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «معراج»: عربی

پسرانه عربی

معرفتالله

(احتمالی) ترکیبی از «معرفت» و «الله» (خدا). معنی «معرفت»: عربی

پسرانه عربی

معرفتعلی

(احتمالی) ترکیبی از «معرفت» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «معرفت»: عربی

پسرانه عربی

معروف

نامدار؛ نام معروف کرخی، عارف

پسرانه عربی

معروفعلی

(احتمالی) ترکیبی از «معروف» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «معروف»: عربی

پسرانه عربی

معز

زمینِ سخت و محکم، شکست ناپذیر

پسرانه عربی

معزالدین

«ارجمندکننده‌ی دین»

پسرانه عربی

معزز

عزیز، گرامی؛ 2- بزرگوار و ارجمند (زن)

پسرانه عربی

معصوم

بیگناه، اسم مفعول از ریشه‌ی عصم

پسرانه عربی

معصوم علی

(احتمالی) ترکیبی از «معصوم» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «معصوم»: عربی

پسرانه عربی

معطی

عطاکننده، بخشنده

پسرانه عربی

اسم دختر عربی (۱۹۹۵ اسم)