رفتن به محتوا
نوزاد

۴۷۷۷ اسم

معنی اسم پسر عربی، صفحه‌ی ۶۵

صفحه‌ی ۶۵ از ۸۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

محمی مهدی

(احتمالی) ترکیبی از «محمی» و «مهدی» (هدایت‌شده). معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی

محیالدین

«زنده‌کننده‌ی دین»؛ محیی‌الدین ابن عربی عارف بزرگ

پسرانه عربی

محیط

فراگیرنده؛ اقیانوس

پسرانه عربی

محیی

احیاءکننده، زنده کننده

پسرانه عربی

محیی الدین

(احتمالی) ترکیبی از «محیی» و «الدین» (دین). معنی «محیی»: عربی

پسرانه عربی

مختار

مستقل، خود محور، صفت از ریشه‌ی اختیار

پسرانه عربی

مختار رضا

(احتمالی) ترکیبی از «مختار» و «رضا» (خشنودی). معنی «مختار»: عربی

پسرانه عربی

مختارخان

(احتمالی) ترکیبی از «مختار» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

مختارعلی

(احتمالی) ترکیبی از «مختار» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مختار»: عربی

پسرانه عربی

مخصوصی

(احتمالی) منسوب به مخصوص؛ ویژه

پسرانه عربی

مخمد حسین

(احتمالی) ترکیبی از «مخمد» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

مدبر

اندیشمند، صفت از ریشه‌ی عربی دبر (تدبیر کردن) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

مدثر

جامه به خود پیچیده؛ لقب پیامبر و نام سوره هفتادوچهارم قرآن

پسرانه عربی

مدد

یاری کمک

پسرانه عربی

مدد علی

(احتمالی) ترکیبی از «مدد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مدد»: (عربی) 1- یاری کمک

پسرانه عربی

مرآت

آینه (، آینه و آئینه

پسرانه عربی

مراد

مقصود، هدف، خواسته، اسم مفعول از ریشه‌ی رید

پسرانه عربی

مراد اخوند

(احتمالی) از «مراد» و «آخوند». معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

مراد بگ

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «بگ» (بزرگ، در ترکی). معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

مراد نیک

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «نیک». معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

مرادبخش

برآورنده‌ی آرزو

پسرانه فارسی، عربی

مرادجان

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «جان» (جان و روان). معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی، عبری

مرادحاصل

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «حاصل». معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی

مرادحسن

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «حسن» (نیکو). معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی

مرادحسین

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی

مرادخان

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

مراددردی

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «دردی» (ایستاد و ماند

پسرانه عربی

مرادرسول

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «رسول» (فرستاده). معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی

مرادعلی

از «مراد» و «علی». معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی

مرادقلی

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

مرادقلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «قلیچ». معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

مرادگلدی

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «گلدی» (آمد، در ترکی). معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

مرادمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «محمد» (ستوده). معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی

مرادممد

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «ممد». معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی

مرتضا

زود سجده کننده، سریع پیشانی به مُهر ساینده، بدون اراده

پسرانه عربی

مرتضی

برگزیده و پسندیده؛ لقب امام علی

پسرانه عربی

مرتضی خان

(احتمالی) ترکیبی از «مرتضی» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

مرتضی سهیل

(احتمالی) از «مرتضی» و «سهیل». معنی «مرتضی»: عربی

پسرانه عربی

مرتضی عبداله

(احتمالی) ترکیبی از «مرتضی» و «عبداله» (بنده‌ی خدا). معنی «مرتضی»: عربی

پسرانه عربی

مرتضی علی

ترکیبی از لقب و ناِم امیرالمؤمنین علی (ع) (، مرتضی و علی

پسرانه عربی

مرحمت الله

(احتمالی) ترکیبی از «مرحمت» و «الله» (خدا). معنی «مرحمت»: عربی

پسرانه عربی

مرداس

ابزار کشاورزی که برای صاف کردن زمین به کار می‌رود [نام پدر ضحاک]

پسرانه عربی، فارسی

مردعلی

از «مرد» و «علی». معنی «مرد»: یا : مردی mard1

پسرانه عربی

مرزعلی

(احتمالی) از «مرز» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

مرسل

فرستاده

پسرانه عربی

مرسلین

جمع «مُرسَل» به معنی فرستادگان و پیامبران. در قرآن عبارت «و سلامٌ علی المرسلین» آمده است (سوره‌ی صافات، آیه‌ی ۱۸۱)

پسرانه عربی

مرشد علی

(احتمالی) ترکیبی از «مرشد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مرشد»: عربی

پسرانه عربی

مرصاد

کمینگاه، گذرگاه

پسرانه عربی

مرغوبعلی

(احتمالی) ترکیبی از «مرغوب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مرغوب»: پسندیده

پسرانه عربی

مروان

صندوق، کمد لباس [آخرین خلیفه‌ی اموی]

پسرانه عربی

مروت

جوانمردی

پسرانه عربی

مروت الله

(احتمالی) ترکیبی از «مروت» و «الله» (خدا). معنی «مروت»: عربی

پسرانه عربی

مروتعلی

از «مروت» و «علی». معنی «مروت»: عربی

پسرانه عربی

مرید الله

(احتمالی) ترکیبی از «مرید» و «الله» (خدا). معنی «مرید»: عربی

پسرانه عربی

مرید حسین

(احتمالی) ترکیبی از «مرید» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «مرید»: عربی

پسرانه عربی

مریدعلی

(احتمالی) ترکیبی از «مرید» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مرید»: عربی

پسرانه عربی

مزید

افزونی، زیادی، بسیاری، فراوانی؛ 2- زیاد شونده، زیاد، افزون؛ (3- به مجاز) باعث افزونی

پسرانه عربی

مزین

تزیین شده، آراسته[.این کلمه چنانچه ُمزَ یِن /mozayyen/تلفظ شود به معنی «آرایشگر» است]

پسرانه عربی

مستعان

یاری‌خواسته؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

اسم دختر عربی (۱۹۹۵ اسم)