رفتن به محتوا
نوزاد

۴۷۷۷ اسم

معنی اسم پسر عربی، صفحه‌ی ۱۳

صفحه‌ی ۱۳ از ۸۰؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

بدرالدین

«ماه تمام دین»؛ لقب چند تن از عالمان دینی

پسرانه عربی

بدران

مثنای «بدر» به معنی ماه تمام

پسرانه عربی

بدره

(احتمالی) کیسه زر

پسرانه عربی

بدریه

منسوب به ماه تمام

پسرانه عربی

بدیر

(احتمالی) ماه تمام

پسرانه عربی

بدیره

(احتمالی) ماه تمام

پسرانه عربی

بدیع

نو، شگفت، صفت از ریشه‌ی بدع (نوآوری) [بدیعالزمان فروزانفر]

پسرانه عربی

بدیع اله

از «بدیع» به معنای نوآفریده و بی‌سابقه و «الله». «بدیع» از نام‌های خداوند است

پسرانه عربی

براء

بیزاری و رهایی، و نیز شب پایانی ماه قمری؛ براء بن عازب از یاران پیامبر و راویان حدیث بود

پسرانه عربی

برات محمد

ترکیبی از «برات» و «محمد». معنی «برات»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

براتعلی

از «برات» (بخشش) و «علی». معنی «برات»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

برارعزیز

(احتمالی) برادرِ عزیز

پسرانه مازندرانی، عربی

برارعلی

(احتمالی) برادرِ علی

پسرانه مازندرانی، عربی

برجعلی

(احتمالی) از «برج» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

بردی محمد

(احتمالی) ترکیبی از «بردی» (داد

پسرانه ترکی، عربی

برکت

فراوانی و بسیاری و رونق

پسرانه عربی

برگعلی

(احتمالی) از «برگ» و «علی». معنی «برگ»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بروز

بلند بالا، نام پسر سهراب

پسرانه عربی

برهان

دلیل، از ریشه‌ی برهۀ

پسرانه عربی

برهان احمد

(احتمالی) ترکیبی از «برهان» و «احمد» (ستوده). معنی «برهان»: عربی

پسرانه عربی

برهانالدین

«دلیل روشن دین»؛ برهان‌الدین محقق ترمذی استاد مولوی بود

پسرانه عربی

برید

بیک

پسرانه عربی

بریر

یکی از شهدای کربلا به روز عاشورا در رکاب امام حسین(ع) که او اول کسی است که بعد از ُحر شهید شد؛ (2) ابن حقیر همدانی کوفی از زُ هاد و عُباد و قاریان قرآن و پیشوای آگاهان به علوم قرآن و معلم آن که در خدمت به امام حسین(ع) جنگید تا به شهادت رسید

پسرانه عربی

بزرگعلی

(احتمالی) از «بزرگ» و «علی». معنی «بزرگ»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بساطعلی

(احتمالی) از «بساط» و «علی». معنی «بساط»: گستردنی. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

بسام

لبخندزننده، از ریشه‌ی بسم (لبخندزدن)

پسرانه عربی

بستانعلی

(احتمالی) از «بستان» (باغ) و «علی»

پسرانه فارسی، عربی

بسیم

خوشرو، خندان

پسرانه عربی

بشار

مژده دهنده، از ریشه‌ی بشر (بشارت دادن) [بشار بن برد: شاعری مشهور]

پسرانه عربی

بشر

گشاده رویی

پسرانه عربی

بشیر

مژده دهنده، از ریشه‌ی بشر (بشارت دادن)

پسرانه عربی

بشیر احمد

(احتمالی) ترکیبی از «بشیر» و «احمد» (ستوده). معنی «بشیر»: عربی

پسرانه عربی

بشیر محمد

(احتمالی) ترکیبی از «بشیر» و «محمد» (ستوده). معنی «بشیر»: عربی

پسرانه عربی

بصیر

بینا، صفت از ریشه بصر (دیدن) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

بصیرا

(احتمالی) بینا و آگاه

پسرانه عربی، فارسی

بکعلی

(احتمالی) از «بگ» (بزرگ) و «علی»

پسرانه ترکی، عربی

بگ حسین

(احتمالی) از «بگ» و «حسین». معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

بگ رضا

ترکیبی از «بگ» و «رضا». معنی «رضا»: عربی

پسرانه عربی

بگ محمد

(احتمالی) از «بگ» و «محمد». معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

بگعلی

(احتمالی) از «بگ» (بزرگ) و «علی»

پسرانه ترکی، عربی

بگمراد

(احتمالی) از «بگ» (بزرگ) و «مراد»

پسرانه ترکی، عربی

بلاغعلی

(احتمالی) از «بلاغ» (رسانیدن) و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

بلال

تری و تازگی؛ نام بلال حبشی، مؤذن پیامبر

پسرانه عربی

بلال الدین

(احتمالی) ترکیبی از «بلال» (نام مؤذن پیامبر اسلام) و «الدین» (دین). معنی «بلال»: عربی

پسرانه عربی

بمانعلی

از «بمان» (ماندگار) و «علی». معنی «بمان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بنی احمد

(احتمالی) ترکیبی از «بنی» و «احمد» (ستوده). معنی «بنی»: در ابتدای بعضی اسم‌ها به معنی «فرزندان ...» می‌آید و اغلب، مفهوم قوم و طایفه را می‌سازد. معنی «احمد»: عربی؛ ستوده‌ترین؛ از نام‌های پیامبر اسلام که در قرآن (سوره صف) آمده است

پسرانه عربی

بوجه

(احتمالی) شایسته

پسرانه عربی

بوذر

صورتی از «ابوذر». معنی «ابوذر»: عربی؛ پدر ذر؛ کنیه جندب بن جناده، صحابی نامدار پیامبر

پسرانه عربی

بوستان علی

(احتمالی) ترکیبی از «بوستان» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «بوستان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بوعلی

مخفف ابوعلی پدر علم پزشکی ایران، که اغلب به ابن‌سینا می‌شناسند

پسرانه عربی

بوعلی سینا

(احتمالی) ترکیبی از «بوعلی» و «سینا» (نام ابن‌سینا). معنی «بوعلی»: عربی

پسرانه عبری، عربی

بهبودعلی

(احتمالی) از «بهبود» (بهتر شدن) و «علی». معنی «بهبود»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بهجت اله

(احتمالی) ترکیبی از «بهجت» و «اله» (خدا). معنی «بهجت»: عربی

پسرانه عربی

بهرام سعید

(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «سعید» (نیکبخت). معنی «بهرام»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

اسم دختر عربی (۱۹۹۵ اسم)